
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
13کسی که میخواهد تاجر بشود همینطور؛ کسی که میخواهد سلطان روی زمین بشود، هزار تا مشکلات دارد؛ ما خیال نکنیم این کسانی که در دنیا سلطانند و رئیس جمهورند، به آسانی میرسند، هزار تا خون دل میخورند، هزار تا سفر دریا و خشکی میکنند، خودشان را در کام نهنگ قرار میدهند، در دست دشمن قرار میدهند، تا از اینها عبور کنند و آن مقام بهدستشان بیاید.
در راه خدا هم همین است، عبور از نفس و از حُجُب ظلمانیّه و نورانیّه لازم است. حجب ظلمانیّه مثل: حبّ جاه و اعتبار و حبّ ریاست و بخل و حسد و کینه و صفات رذیلهای که در نفس است.
حجب نورانیّه مثل اینکه: انسان باید از حورالعین بگذرد، باید از مقامات اخروی تجاوز کند، برود بالا برای مقصد پروردگار که اگر در آنجاها به او چیزی نشان دادند و نتوانست عبور کند همانجا میماند.
حکایت عرضه شدن حورالعین به علامه طباطبایی
یک قضیّهای در مهر تابان از مرحوم علاّمه طباطبایی نقل شده است که در مسجد کوفه مشغول ذکر بودند و حورالعین میآید. خب خیلی عجیب است دیگر! حورالعین مال ایشان بوده است.1
سؤال: آقای گلپایگانی بوده؟!
جواب: نه! در مسجد کوفه برای خودِ آقای علاّمه طباطبایی.
سؤال: بله، بله! ولی آقای گلپایگانی هم چنین مطلبی دارند؟
جواب: آقای گلپایگانی، بله، ایشان در مکاشفه دیده بودند که وارد شدند در یک باغ و استخری که دختران جوان دورش نشسته بودند، خُب اینها همه واقعاً مال او است، البته با آنها هر کاری بکند حلال است، ولی اگر انجام بدهد همینجا میایستد، این چیزهایی که الآن میبیند و مسلّم مِلک طِلق اوست و به او نشان میدهند برای این است که به مقام عالیتر برسد، چون کلاس است، در این کلاس عبور میدهند که تماشا بکن مال توست، از اینجا باید عبور بکنی؛ اگر بماند همینجا مانده، باید عبور کند؛ و لذا عبارت صحیحی میفرمود:
«دیدم که اینها بر من حرامند.»
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مکاشفه به مهر تابان، ص ٣١ مراجعه شود. (محقّق)
