مفاسد علماى سوء و حرمت تبعیت از آنها
11و آنها به عوامشان به خلاف میگفتند: آن پیغمبری که موسی گفته است، بعد از پانصد سال دیگر خواهد آمد.»
بقای ریاست بر مردم و رهایی از اطاعت پیغمبر و امیرالمؤمنین، علّت انکار علمای یهود
چرا علمای یهود این کار را میکنند؟! با اینکه خودشان میدانند، چرا این کار را میکنند؟!
و إنّما أرادوا بِذَلِک أن تَبقیٰ لهم عَلیٰ ضُعَفائِهم ریاستُهم، و تدومَ لهم إصاباتُهم، و یَکُفّوا أنفسَهم مَئونَةَ خدمةِ رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و خدمةِ علیٍّ علیه السّلام و أهلِ بیته و خاصَّته؛
«علمای یهود که پیغمبر را انکار میکنند و به عوامشان این مطالب را میگویند، برای دو جهت است:
جهت اوّل این است که: ریاستشان بر ضعفای خودشان باقی باشد.»
ریاست میکند دیگر! میگوید: من عالم هستم و بر شما هم ریاست دارم. ریاست او متوقّف است بر اینکه پیغمبر را معرّفی نکند؛ چون اگر پیغمبر را معرّفی کند، دیگر خودش کنار میرود و دیگر خودش رئیس نمیشود، پیغمبر رئیس میشود و خودش و سایر افراد باید از پیغمبر تبعیت کنند، ولی این نمیخواهد از کرسی ریاست خود بگذرد!
و إنّما أرادوا بذلک أن تَبقیٰ لَهم عَلی ضُعَفائهم ریاستُهم، و تدومَ لهم إصاباتُهم؛
«میخواهد ریاستشان بر ضعفایشان باقی بماند، و إصاباتی که از ضعفا به آنها میرسد، دوام داشته باشد.»
«إصابه» یعنی بهره. بهرهای که میبرد، پولی که میگیرد، نذری و نیازی که میآورند، کلّهقندی که میآورند، آش رشتهای که میآورند، کاسۀ نباتی که میآورند، هدیهای که میآورند، گوسفند میآورند، قربانی میکنند و... میخواهند اینها همیشه و دائماً باشد؛ امّا اگر بگویند این پیغمبر آخر الزمان است، همۀ اینها بریده میشود، دیگر هیچ خبری نیست! این جهت و فایدۀ اول.
«جهت و فایدۀ دوّم اینکه: اگر اینها بگویند: این پیغمبر حق است، باید مانند سایر مسلمین از پیغمبر تبعیّت کنند، باید بیایند و به پیغمبر خدمت کنند.»
باید به مسجد بیایند، باید به جهاد بیایند، باید روزه بگیرند و نماز بخوانند، و هزار زحمت و مصیبت دارد؛ و اینها نمیخواهند از آن آقایی و شخصیّتی که یک عمر کسب کردهاند، حالا پایینتر بیایند و به پیغمبر و امیرالمؤمنین و اهل بیت و خواصّ پیغمبر خدمت کنند.

