علل زوال حوزه نجف
7و این اعظم از خطرات است که آن علم صاف و پاک، الآن در کانون وجود این شخص تبدیل به یک کانون آتش، و آن مرکز خیر تبدیل به یک جهنّم گداخته شده است؛ و لذا در روایات داریم که از این علما بترسید و دنبال همچنین عالمی نروید!1 مبادا اینکه شما عملتان عملی باشد که از این جاها سر دربیاورد! تحصیلتان در علم، شما را به شخصیّت و تجبّر و تکبّر بکشاند! شما همیشه باید خود را نیست و نابود و مرکز تجلّیات علمی پروردگار ببینید. در کتاب عُدَّة الداعی بنا بر نقل بحار، از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم روایت شده است:
مَنِ ازْدادَ عِلمًا و لم یَزدَد هُدًی، لم یَزدَد من اللَه إلّا بُعدًا؛2
«کسی که علمش زیاد بشود ولی هدایت و نور قلبش زیاد نشود و راه یافتگیاش به پروردگار بیشتر نشود، این علم برای او چیزی اضافه نمیکند مگر دوری و بُعد را!»
یعنی علم به عوض اینکه انسان را نزدیک کند، برای او موجب دوری است. مثلاً امروز که درس میخواند در درجۀ پنجم واقع است؛ فردا که درس میخواند و میخواهد برود در درجۀ ششم، میآید چهارم؛ پس فردا درس میخواند میآید سوّم، فردای آن میآید دوّم، اوّل، بعد میرود منهای صفر. و ای کاش که در آنجا متوقّف میشد! منهای یک، منهای دو، منهای ده هزار، صدهزار، برو منهای بینهایت!
خداوند هم که الحمدلِلّه از آن طرف بینهایت مقام فضل و کرم و رحمت دارد، و از این طرف هم بینهایت غضب و تجلّی جلال. جهنّمهای گداختۀ ناشی از فوران نفس! یک نفسی به او داده میشود ـ که البتّه خودش به دنبال آن رفته است ـ که از هر آتشی سوزانندهتر و خطرناکتر است؛ امّا به صورت دین، به لباس دین، به عنوان تأیید شریعت سیّد المرسلین، به صورت قرآن، به صورت کتاب، به صورت سنّت؛ ولی همهاش دعوت به نفس و مبارزۀ با خدا و با امام علیه السّلام است. این خیلی عجیب است! چه قسم انسان میتواند این را باور کند که کسی که دنبال علم و کمال رفته، از این جاها سر دربیاورد! مگر میشود؟! بله!
- الخصال، ج ١، ص ٦٩:
«حدَّثنا أحمَدُ بنُ هارونَ الفامیُّ ـ رضِی اللهُ عنه ـ قال حدَّثنا محمَّد بن جعفرِ بنِ بُطَّةَ ـ المعروفُ بِمیلٍ ـ قال حدَّثنا أحمدُ بن أبیعبدِاللهِ البَرقیُّ عَن أبیهِ بِإسنادِهِ یرفَعه إلیٰ أمیرِالمُؤمِنینَ علیه السّلام أنَّهُ قالَ:
”قطَع ظَهری رجلانِ من الدُّنیا: رجلٌ علیمُ اللِّسانِ فاسقٌ، و رجلٌ جاهلُ القلبِ ناسکٌ؛ هذا یصُدُّ بلسانه عن فسقه، و هذا بنُسُکه عن جهله. فاتَّقُوا الفاسقَ من العلماءِ، و الجاهلَ من المتعبِّدینَ. أُولئک فِتنَةُ کُلِّ مفتونٍ. فإنّی سمِعتُ رسولَ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم یقول:
یا علیُّ، هَلاکُ أُمَّتی عَلیٰ یَدَی کُلِّ مُنافِقٍ عَلیمِ اللِّسان.“»
«حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: کمر مرا دو طایفه از مردم دنیا شکستهاند: طایفۀ اوّل مردی فاسق که زبانی گویا دارد، و طایفۀ دوّم مرد کور باطن و جاهلی که به مناسک و عبادات میپردازد؛ طایفۀ اوّل فسق خویش را با زبان گویای خود، و طایفۀ دوّم جهل خویش را با عبادات ظاهری میپوشاند. پس بترسید از علمای فاسق و متعبّدین جاهل که ایشان موجب گرفتاری و عذاب هر انسان مفتون و مبتلا هستند. همانا از رسول خدا شنیدم که میفرمود: ”ای علی، هلاکت امّت من به دست منافقینی است که زبان گویا و کلام رسا دارند.“»
مجموعة ورّام، ج ١، ص ١٧٥:
«أنَّ عیسیٰ علیه السّلام قال: یا علماءَ السَّوءِ، تأمُرون النّاسَ یصومون و یُصَلّون و یتصدَّقونَ، و لا تفعَلون ما تأمُرون، و تدرُسون ما لا تعلَمون؛ فَیا سَوءَ ما تحکُمون! تَتوبون بِالقَولِ و الأمانیِّ، و تَعمَلون بِالهَویٰ! و ما یُغنی عنکم أن تُنَقُّوا جُلودَکم و قلوبُکم دَنِسَةٌ. و بحقٍّ أقول لکم: لا تکونوا کالمُنخُلِ، یخرُج منه الدَّقیقُ الطَّیِّبُ و یبقیٰ فیه النُّخالَةُ؛ کذلک أنتُم تُخرِجون الحکمةَ من أفواهِکم و یبقَی الغِلُّ فی صُدورِکُم.
یا عَبیدَ الدُّنیا، کیف یُدرِک الآخرةَ مَن لا تَنقَضی من الدُّنیا شَهوَتُه و لا تنقطع منها رَغبَتُهُ؟ بِحَقٍّ أقول لکم: إنَّ قلوبَکم تَبکی من أعمالِکم، جعَلتم الدُّنیا تحت ألسِنَتِکم و العَمَلَ تحت أقدامِکم. بِحَقٍّ أقول لکم: لقد أفسَدتُم آخِرَتَکُم، فصلاحُ الدُّنیا أحَبُّ إلیکم مِن صَلاحِ الآخِرةِ؛ فَأیُّ النّاسِ أخسَرُ منکم؟! لَو تعلَمون!
وَیلکم! حَتّیٰ متیٰ تصِفونَ الطَّریقَ لِلمُدلِجینَ، و تُقیمون فی مَحلِّ المُتَحَیِّرینَ؟! کَأنَّکم تدعون أهلَ الدُّنیا لیَلوکوها لکم. مَهلًا مَهلًا! وَیلکم! ما ذا یُغنی عن البَیتِ المُظلِمِ أن یُوضَعَ السِّراجُ فَوقَ ظَهرِهِ، و جَوفُه وَحِشٌ مُظلِمٌ؟! کذلک لا یُغنی عَنکُم أن یکونَ نورُ العِلمِ بأفواهِکم، و أجوافُکم منه وَحشیَّةٌ مُعَطَّلَةٌ.
یا عَبیدَ الدُّنیا، لا کَعَبیدٍ أتقیاءَ و لا کأحرارٍ کِرامٍ، یُوشِکُ الدُّنیا أن تَقلَعَکُم عَن أُصولِکم فتُلقِیَکُم علیٰ وُجوهِکُم ثمَّ تُکِبَّکُم علیٰ مَناخرِکم، ثمَّ تأخُذَ خطایاکُم بنَواصیکُم ثُمَّ یدفَعَکمُ العلمُ من خَلفِکُم، حَتّیٰ یُسَلِّماکُم إلَی المَلِکِ الدَّیّانِ عُراةً فُرادیٰ، فَیُوقِفَکُم عَلیٰ سَوءاتِکُم، ثُمَّ یَجزِیَکُم بِسُوءِ أعمالِکُم.»
«حضرت عیسی علیه السّلام فرمود: ای علمای سوء! مردم را به روزه و نماز و صدقه در راه خدا امر نموده و تهییج میکنید، و لیکن خودتان به آنچه دیگران را امر مینمایید عمل نمیکنید! درس میدهید آنچه را نمیدانید! پس چه سوء و زشت است آنچه حکم میکنید! به زبان و با وعده و وعید توبه میکنید، امّا عملتان بر اساس هوای نفس است! بینیاز نمیکند شما را اینکه لباس ظاهر خویش و پوست بدنتان را پاکیزه میکنید درحالیکه قلوب شما پلید و ناپاک است. به حق و حقیقت برایتان میگویم: همچون غربال نباشید که آرد پاکیزه و طیّب از آن خارج شده، و نخالهها و سنگریزهها را در خود باقی میگذارد؛ به همینصورت شما از دهانتان حکمت جاری مینمایید، ولی غلّ و غشّ و پلیدی در سینههایتان باقی میماند.
ای بردگان دنیا، چگونه آخرت را درک میکند کسی که شهوت دنیایش پایان ندارد و رغبت و حرص او به دنیا منقطع نمیگردد؟! به حق و حقیقت برایتان سخن میگویم: قلوب شما از اعمال زشتتان گریه میکند؛ دنیا را ساخته و پرداختۀ زبانتان قرار داده و عمل را زیر پای خویش افکندهاید. به حق و حقیقت برایتان میگویم: همانا آخرت خویش را فاسد نموده و صلاح دنیا برایتان از رستگاری آخرت دوست داشتنیتر است؛ چه کسی زیاندیدهتر از شما است؟! ای کاش میدانستید!
وای بر شما! تا چه زمانی اوصاف راه خدا را برای تهیدستان بیان میکنید درحالیکه خودتان در جایگاه سرگردانان و متحیّران وقوف نموده و ایستادهاید؟! گویا اهل دنیا را به سمت خویش فرا میخوانید تا بستری فراهم و آماده از دنیا برایتان بسازند. درنگ درنگ! وای بر شما! قرار دادن چراغی فروزان بر بام خانهای تاریک و مظلم، چه نفعی به حال درون ظلمتزده و موحِش آن دارد؟! همینطور شما را بینیاز نمیکند نور علمی که به زبانهایتان دارید درحالیکه درون شما از حقیقت آن خالی و همچون ظلمتکدهای موحش و سرگردان است.
ای بردگان دنیا، که نه بسان بردگان پرهیزکار و نه چون آزادگان کریماید؛ نزدیک است که دنیا اصل و ریشۀ شما را برکند و شما را به صورت بر زمین زده و پوزه شما را به خاک بمالد، و خطاهای شما موهای پیشانیتان را گرفته و سپس علم، شما را از پشت سر به پیش براند، تا اینکه شما را درحالیکه یکه و تنها و عریاناید، به پادشاه چیره و غالب بسپارد، و او اعمال زشتتان را در پیشگاهتان قرار دهد و شما را به مکافات اعمال پلیدتان جزا دهد.» (محقّق) - عدّة الدّاعی، ص ٧٤.
- الخصال، ج ١، ص ٦٩:

