
علل زوال حوزه نجف
علل زوال حوزه نجف
19بله، حکمت در نجف به کلّی از بین رفت، در قم هم که از بین رفته بود و خُب الحمد للّه علاّمه دومرتبه آن را إحیا کرد. یکی از ائمّۀ جماعات معروف طهران که الآن حیات دارد، خودش نقل کرده بود که:
من در نجف به یکی از بزرگان گفتم: آقا چرا شما تفسیر شروع نمیکنید؟ خُب با این درسهایی که دارید تفسیر هم بگویید.
گفت: «اگر من درس تفسیر شروع کنم خلاصه از بین میروم!» چون با این شخص خیلی رو دربایستی نداشت و خیلی خودمانی بود، میگفت: «شأنیّت و مقام من این است که به همین درسها اکتفا کنم، شأن من نیست تفسیر درس بدهم!»
(این شخص گفته بود): پس چرا علاّمه طباطبائی شروع کرد؟!
گفت: «او خودش را أُضحِیّه کرد؛ یعنی قربانی کرد!»1
غربزدگی برخی از اساتید فلسفه
مقالات آقای فروغی را برای بنده آوردند و من دیدم خیلی عجیب است، ما طور دیگری دربارۀ ایشان خیال میکردم؛ ولی دیدم واقعاً خیلی چرند نوشته است، نه مبدأ دارد نه منتها دارد، هرچه دستش آمده نوشته، بدون اطّلاع و بدون سرمایه و مادّه! یک اسم دکتر روی اینها میگذارند، واقعاً خیال میکنند که چه کسی هستند؟! امّا حالا فهمیدیم اصلاً و ابداً، خیلی خیلی منحرفاند و مطالبشان بیاساس و بیپایه و بیبنیاد است.2
در همین نوشتجاتی که الآن مشغول هستم به نام کتاب نور ملکوت قرآن، تقریباً صد صفحه تا بهحال در ردّ ایشان و امثال ایشان نوشتهایم؛ امّا اگر تمام مطالب ایشان بخواهد رد شود، صد صفحۀ دیگر لازم داریم!
در همین مباحث یک سلسلۀ خیلی مفصّلتر از این دارد که در طول دو سال دانشگاهی به دانشجوها درس میداده و جزوههایش هم هست. خُب بدبخت آن دانشجوها که چه بلاهایی به سرشان میآید! این دانشجوها به نظر استادی به او نگاه میکنند، حرفهایش را تلقّی به قبول میکنند. آدمی که شیفتۀ خارج و تمدّن خارج و شیفتۀ نظر اروپا و علوم و اکتشافات جدید امروز شده است، اینها برایش خیلی جالب است؛ مثلاً نیوتن برایش به اندازهای مُعجب است که به قول جان لاک:
- رجوع شود به مطلع انوار، ج ٣، ص ٣١١؛ رساله اجتهاد و تقلید، ص ٣٩٣، تعلیقه.
- امام شناسی، ج ١٥، ٨٩:
«محمّدعلی فروغی مردی دانشمند بود، و از کتاب سیر حکمت وی در اروپا و تصحیح و تعلیق برخی از کتب، مشهود است که درس خوانده بوده است. ولی این مرد در زمان رضاخان پهلوی علمدار و شاخص استعمار انگلستان در ایران بود و به قدری به تابع و متبوع، به رضاخان و به استعمار انگلستان کمک کرد که حقّاً باید در این موضوع به خصوص، کتابی بلکه کتابهایی نوشته گردد. در زمان وی بود که قرائت قرآن را از مدارس برداشتند و بهجای آن آیات منتخبه نهادند.
وی اراده داشت تا قرآن را تلخیص کند و آیات مکرّرۀ آن را بردارد، که دست غیب أحدیّت بر سر او کوفت، و با وارد شدن قشون روس و انگلیس در ایران، به نزد ارباب خود آمد، و او را امر به استعفا و فرار کرد. و لِلّه الحَمد و له المِنَّة آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.»
