
علل زوال حوزه نجف
علل زوال حوزه نجف
18تا هنگامی که این قرآن باقی است، ادامۀ استعمار انگلستان در سرزمینهای مسلماننشین محال است!1
از همان وقت تا به حال، طبق یک هدف واحد حرکت کردند که باید قرآن را بردارند! حالا چه اموری رابطۀ مستقیم با این جهت دارد و چطور قرآن را برمیدارند؟ یکی از اقسامش این است که بایستی دروس معقول خوانده نشود، توحید برای مردم روشن نشود، مردم به همین درسهای سطحی اکتفا کنند؛ این فرهنگِ اسلام است دیگر!
از همان وقت دیگر میبینیم که تدریس دروس معقول پایین آمد؛ چطور پایین میآید؟ این آقا میخواهد درس شروع کند، میگوید: چه درسی شروع کنم؟ میگویند: آقا حالا درس حکمت که لازم نیست، فقه و اصول شروع کنیم! آن دیگری هم میبیند رفیقش فقه و اصول شروع کرده است، او هم شروع میکند! بعد به جایی میرسد که فقط افراد کمی درس حکمت میدهند، بعد کمکم از بین میرود و به جایی میرسد که واقعاً الآن اگر در نجف کسی یک درس حکمت بدهد، به این معنا است که خودش را ضایع کرده، اصلاً نابود کرده، شرافتش را فروخته، این مُستهجن است!
این درسی که الآن شما میبینید در قم راه افتاده، همهاش از علاّمه است که قم را زنده کرد. ایشان به اصطلاح، انقلاب علمی ایجاد کرد و از همه چیز گذشت.2 او هم میتوانست درس فقه و اصول تشکیل بدهد و آیة اللَه شود و بیرونی و اندرونی و شهریه و... راه بیندازد! مثل همان پیغام، مخصوصاً این عبارت که گفتند: «شما از دیگران کمبودی ندارید؛ بگذارید همه این مطلب را بفهمند!» ولی ایشان شروع کرد به درس حکمت تا اینکه چند نفری پیدا شوند و جمع شوند و قم را بگردانند و پشتیبانی داشته باشند.
آخر، حکمت یعنی درس کلام، کلام اسلامی یعنی پشتیبان مسائل اعتقادی، پشتیبان امامت، پشتیبان معاد، پشتیبان توحید! ردّ نصاریٰ، ردّ کمونیستها و ردّ مادّیین، همه با حکمت است. و الاّ این آقایانی که حکمت نخواندهاند اگر مرجع هم بشوند و از ایشان دربارۀ فلان مسئله بپرسید، در آن میمانند! و وقتی یک قضیّهای پیش بیاید، یک سر و صدایی و یک اقداماتی بر علیه دین بشود، آنها فقط غصّه میخورند! امّا آنهایی که درس حکمت خواندهاند غصّه نمیخورند، آنها میزنند و میبرند، یا در سخنرانیشان یا در نوشتجاتشان یا به واسطۀ شاگردانشان؛ چون قلبشان مطمئن است!
- رجوع شود به امام شناسی، ج ١٨، ص ٢٣٧؛ نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣١١ و ٦٠٧؛ رسالۀ نوین، ص ١٣٧؛ رسالۀ نکاحیه، ص ٣٣٦.
- رجوع شود به مهر تابان، ص ١٠٣.
