
علل زوال حوزه نجف
علل زوال حوزه نجف
16ما که میگوییم منافقین، شما خیال میکنید منافقین یعنی همان منافقین زمان رسول خدا؛ امّا نه، انحصار به آنها ندارد. هر کسی که اصلاً نفهمد عزّت اختصاص به خدا و رسول خدا و مؤمنین دارد، او منافق است؛ هر کسی که دعوت به نفس کند، طبق این آیۀ مبارکۀ قرآن: ﴿مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤۡتِيَهُ ٱللَهُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادٗا لِّي مِن دُونِ ٱللَهِ﴾،1 منافق است.
منافق یعنی آن کسی که دو رو است، یعنی ظاهرش یک چیز نشان میدهد ولی باطنش چیز دیگر است؛ وقتی شما با او برخورد کنید یک قسم با شما مواجه میشود، در پشت سرتان یک حرف دیگری میزند. و از آن نفاق عجیبتر آن است که اگر هم حرفی نزند، در دلش آن طوری نیست که با شما برخورد کرده؛ با شما به بشاشت و خوشی، قربانت گردم، فدایت شوم، و لیکن در باطن نقشهای کشیده که شما را از پا دربیاورد. در ظاهر میگوید: مردم، دنبال اسلام بروید، دنبال قرآن بروید، و چنین و چنان! ولی خودش بر خلاف اسلام عمل میکند و پایش را در یک کفش کرده تا این احکام را از بین ببرد؛ این منافق است!
خدا با کسی رفاقت خاص ندارد، او در صراط مستقیم مردم را حرکت میدهد؛ میزانش، میزان مستقیم است، فرموده است: ﴿وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلۡمِيزَانَ * أَلَّا تَطۡغَوۡاْ فِي ٱلۡمِيزَانِ﴾،2 آنوقت میشود این حرفها را بزند و بگوید: «ما آسمان و زمین را بر اساس عدل و میزان حق آفریدیم»؛ ولی در این امور عنان ما را به دست خود ما بدهد و بگوید: «هر پنداری، هر غلطی و هر کثافتکاری که کردید، اختیار با جنابعالی است، چون شما عالم شریعت هستید و من اختیار را به دست شما دادم و شما هم دارای ولایت هستید و هر کاری میخواهید بکنید!»، این درست است؟! نه!
وجوب حرکت طلاّب علوم دینی بر اساس علم و عمل
طلاّب علوم دینیه، همه باید از قدم اوّل با علم و عمل حرکت کنند، همانطوریکه سابقین حرکت کردند. ببینید سیّد بن طاووس، خودش و دو برادرش علی و احمد، به چه مقاماتی رسیدند! یا اینکه ببینید بحرالعلوم ـ که زمان زیادی هم از موتش نمیگذرد، حدّاکثر حدود دویست سال است ـ چه مقاماتی داشت! ببینید کسانی مانند شیخ جعفر کاشفالغطاء که از شاگردان بحرالعلوم و همدورهایهای او بودند، چه مردمان پاک و صافی بودند! و چه قسم دنیا به آنها رو میکرد، ولی آنها خود را نمیباختند و شب برمیخاستند و در محراب عبادت، گریه و زاری میکردند، و تمام دنیا مقلّدشان میشدند یا نمیشدند تفاوتی نداشت و این چیزها را به پشیزی نمیخریدند.
- سوره آلعمران (٣) آیه ٧٩. امام شناسی، ج ١٤، ص ١٧:
«در توان و قدرت هیچ فرد انسان چنین حقّی نیست که پس از آنکه خداوند به وی کتاب آسمانی و حکم و نبوّت را داده باشد، به مردم بگوید: شما بندگان من باشید نه بندگان خدا!» - سوره الرّحمن (٥٥) آیه ٧ و ٨. معاد شناسی، ج ٨، ص ١٥٠:
«پروردگار متعال، آسمان را بلند پایه برافراشت، و میزان را قرار داد * تا اینکه شما در میزان و سنجش طغیان نکنید و ظلم و ستم روا مدارید!»
- سوره آلعمران (٣) آیه ٧٩. امام شناسی، ج ١٤، ص ١٧:
