اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعظیم بزرگان و نقد محترمانه

16231
سالک آگاه
جلسات
نسخه عربی

تعظیم بزرگان و نقد محترمانه

6
  • مسلمان شدن یهودی به جهت توبۀ فضیل

  • می‌گویند [روزی] فضیل رفت پیش یک یهودی که از او مال و زر خیلی زیادی دزدیده و برده بود، به او گفت: «از من بگذر.» گفت: «ابداً! من از یکی از آن درهم‌ها هم نمی‌گذرم! تو پول‌های من را بردی و سرقت کردی، حالا عوض اینکه پولم را بدهی، می‌گویی: بیا از من بگذر؟!» فضیل هرچه گریه و إنابه و زاری کرد، هیچ فایده‌ای نداشت، گفت: «من توبه کردم.» گفت: «خیلی خوب، اگر توبه کردی بیا به منزل من تا به تو نشان بدهم، من زیر این خاک و این زمین، برای خودم 

  • مقداری أشرفی دفن کردم، تو این زمین را بکَن و آن أشرفی‌ها را دربیاور و به من بده؛ آن‌وقت من از گناهت می‌گذرم.»

  • فضیل به خانۀ یهودی رفت، زمین را کند و أشرفی را برداشت و به یهودی داد. فوراً یهودی گفت: «أشهَدُ أن لا إلَهَ إلّا الله و أنَّ محمّدًا رَسولُ الله!» مسلمان شد و گفت:

  • به خدا قسم که من اینجا پولی دفن نکرده بودم، و لیکن ما در تورات خوانده بودیم که: «شریعت پیغمبر آخرالزّمان شریعتی است که اگر کسی در آن شریعت توبه کند و توبه‌اش توبۀ واقعی و نصوح باشد، و دست کند زیر خاک، طلا درمی‌آورد.» من برای این‌جهت تو را آوردم اینجا تا امتحانت کنم که واقعاً با توبه‌ای که در این شریعت کردی، آیا این شریعت، شریعتِ راست است یا نه؟ و من مسلمان شدم و همۀ آن مال‌هایی را هم که بردی به تو بخشیدم، برو به امان خدا.1

  • سپس فضیل از اَبی‌وَرد خراسان یکسره خدمت حضرت صادق علیه ‌السّلام آمد و از اصحاب خاصّ حضرت شد، یعنی از اصحاب سرّ شد، یعنی از اولیای خدا شد، و تا آخر عمر هم همین‌طور یک مرد شوریدۀ وارستۀ عجیبی بود!

  • موعظۀ فضیل به هارون و وزیرش

  • هارون‌الرّشید یک شب به وزیرش، فضل بَرمکی گفت:

    1. تذکرة الأولیاء، ص ٧٧.