
تعظیم بزرگان و نقد محترمانه
کتاب مصباح الشّریعه و انتساب مطالب آن به امام صادق علیه السّلام. سرگذشت فضیل بن عیاض. عبادت فضیل در زمان راهزنی. توبۀ فضیل. مسلمان شدن یهودی به جهت توبۀ فضیل. موعظۀ فضیل به هارون و وزیرش. توبۀ بِشر حافی. سهو شهید ثانی و تعدّی صاحب روضات الجنّات به ایشان. اشکالی بر صاحب روضات الجنّات. فراموشی استادِ شرح لمعه، به سبب بیادبی به شهید ثانی. هر کلامی غیر از کلام معصوم قابل ردّ و نقد است امّا محترمانه. تأثیر اختلاف افراد و شرائط و جریانات در کیفیّت اوامر و نواهی . رعایت ادب و احترام به بزرگان دین، علّت وصول بسیاری از بزرگان به مقامات عالیه. احترام مرحوم قاضی نسبت به عمامه. احترام مرحوم قاضی به فرزندان خود به جهت انتساب آنها به رسول اللَه. احترام مرحوم قاضی به حرم سیّدالشّهداء علیه السّلام و زوّار آن حضرت.
تعظیم بزرگان و نقد محترمانه
3من حیث المجموع مرحوم حاج میرزا حسین نوری بعد از بحثهای مفصّلی که در خاتمۀ مستدرک دارد، نتیجه میگیرد:
این کتاب برای فضیل بن عیاض است که از مجالس و مواعظ حضرت استفاده کرده و جمع آوری نموده است. و اگر احیاناً در آنجا به مطلبی برخورد کردیم که با کلام خود حضرت منافات داشت، قابل تأویل است؛ یعنی باید بگوییم که آن مطلب از خودش است، یا مثلاً: قالَ السُّفیانُ الثَّورِی، یعنی در اینجا در میان مطالبی که از حضرت بیان مینموده، خودش این را هم اضافه کرده است. و امّا اینکه او این کتاب را از نزد خودش آورده باشد، یا از پیش خودش جعل کرده و به حضرت نسبت داده باشد، هیچ این احتمال دربارۀ او نمیرود. فضیل بن عیاض مرد موثّق و ثقه و از اولیای خدا بود و اینکه انسان کتابی از پیش خودش جعل کند و بعد به حضرت صادق نسبت بدهد، این افتراء و دروغ است؛ و حرام است! و کسی دربارۀ او اصلاً چنین احتمالی نداده است.1
سرگذشت فضیل بن عیاض
علی کلّ تقدیر این مرد، مرد بزرگی بود، و در احوالات او مینویسند که: در اوّل وهله، در میان همین بیابانهای خراسان، بین اَبیوَرد و سرخس، یک چادری داشت و به عبادت مشغول بود، و بُرنُسی بر سر داشت و یک پشمینهای پوشیده بود و در زیر چادر به نماز و عبادت و روزه و... مشغول بود. و چند تا شاگرد هم داشت، ولی شاگردهای خیلیخیلی دزد! و به دستور او هر قافلهای که از آنجا عبور میکرد، این شاگردها میرفتند و قافله را میزدند و دست و پای مرد و زن را میبستند و هرچه داشتند میآوردند در این چادر؛ و خلاصه به این قِسم، خودش و تمام این مریدهایش إعاشه میکردند. مدّتها به همین قسم بود.
عبادت فضیل در زمان راهزنی
[روزی] یک نفر آمد و گفت:
من از تو تعجّب میکنم ای فضیل! هر وقت تو را میبینم، مشغول نماز و
- خاتمة المستدرک، ج ١، ص ٢١٥.
