تعظیم بزرگان و نقد محترمانه
3من حیث المجموع مرحوم حاج میرزا حسین نوری بعد از بحثهای مفصّلی که در خاتمۀ مستدرک دارد، نتیجه میگیرد:
این کتاب برای فضیل بن عیاض است که از مجالس و مواعظ حضرت استفاده کرده و جمع آوری نموده است. و اگر احیاناً در آنجا به مطلبی برخورد کردیم که با کلام خود حضرت منافات داشت، قابل تأویل است؛ یعنی باید بگوییم که آن مطلب از خودش است، یا مثلاً: قالَ السُّفیانُ الثَّورِی، یعنی در اینجا در میان مطالبی که از حضرت بیان مینموده، خودش این را هم اضافه کرده است. و امّا اینکه او این کتاب را از نزد خودش آورده باشد، یا از پیش خودش جعل کرده و به حضرت نسبت داده باشد، هیچ این احتمال دربارۀ او نمیرود. فضیل بن عیاض مرد موثّق و ثقه و از اولیای خدا بود و اینکه انسان کتابی از پیش خودش جعل کند و بعد به حضرت صادق نسبت بدهد، این افتراء و دروغ است؛ و حرام است! و کسی دربارۀ او اصلاً چنین احتمالی نداده است.1
سرگذشت فضیل بن عیاض
علی کلّ تقدیر این مرد، مرد بزرگی بود، و در احوالات او مینویسند که: در اوّل وهله، در میان همین بیابانهای خراسان، بین اَبیوَرد و سرخس، یک چادری داشت و به عبادت مشغول بود، و بُرنُسی بر سر داشت و یک پشمینهای پوشیده بود و در زیر چادر به نماز و عبادت و روزه و... مشغول بود. و چند تا شاگرد هم داشت، ولی شاگردهای خیلیخیلی دزد! و به دستور او هر قافلهای که از آنجا عبور میکرد، این شاگردها میرفتند و قافله را میزدند و دست و پای مرد و زن را میبستند و هرچه داشتند میآوردند در این چادر؛ و خلاصه به این قِسم، خودش و تمام این مریدهایش إعاشه میکردند. مدّتها به همین قسم بود.
عبادت فضیل در زمان راهزنی
[روزی] یک نفر آمد و گفت:
من از تو تعجّب میکنم ای فضیل! هر وقت تو را میبینم، مشغول نماز و
- خاتمة المستدرک، ج ١، ص ٢١٥.

