تعظیم بزرگان و نقد محترمانه
13رعایت ادب و احترام به بزرگان دین، علّت وصول بسیاری از بزرگان به مقامات عالیه
مرحوم ملاّ آقای دربندی تقریباً در صد سال پیش از مراجع معروف نجف بود، و از شاگردان معروف شیخ بلکه مقدّم بر شیخ و همطراز شیخ بود. و کتابهایی از جمله: أسرار الحسینیّة1 هم نوشته است. خیلی مرد عجیبی بود! میگویند: از احوالاتش این بوده که تنها قرآن را نمیبوسیده، بلکه تمام کتابهای أخبار را میبوسیده است؛ مثلاً هر وقت تهذیب شیخ طوسی دستش میآمده، میبوسیده و روی سرش میگذاشته است؛ یا مثلاً کتاب مبسوط دستش میآمده، میبوسیده روی سرش میگذاشته است. میگفت:
چه فرق میکند! این فرمایشات امام است و فرمایش امام هم مثل فرمایشات خدا و مثل قرآن است.
و میگویند: بسیاری از بزرگانی که به مقامات رسیدند، به واسطۀ حفظ همین حدود و محفوظ داشتن درجاتِ احترامات بوده است. مثلاً وقتی انسان میخواهد کتابهایش را بچیند، باید به ترتیب بچیند؛ مثلاً قرآن را نباید زیر بگذارد، قرآن باید رو باشد؛ کتابهای حدیث را نباید زیر بگذارد و کتابهایی مثل ادبیات را روی آن بگذارد؛ و چه و چه. اینها باید محترمتر باشد، اینها رعایتش لازم
است! و لو اینکه رعایت کتاب و احترام کتاب به احترام جلد و کاغذ نیست، بلکه به خواندن و عمل کردن است، و لیکن آن خواندن و عمل کردن در اثر احترامِ به همین جلد و به همین کاغذ برای انسان پیدا میشود؛ اگر انسان این کار را کرد، آن را هم بهدست میآورد، و الاّ آن هم بهدست نمیآید.
احترام مرحوم قاضی نسبت به عمامه
مرحوم قاضی ـ رحمة الله علیه ـ هر وقت میخواستند عمامه را از سرشان بردارند و کنار بگذارند، میبوسیدند. و وقتی هم میخواستند عمامه را سرشان بگذارد، میبوسیدند و میگفتند: «این تاج، تاجِ پیغمبر است؛2 اینها مال ما نیست.»
احترام مرحوم قاضی به فرزندان خود به جهت انتساب آنها به رسول الله
ایشان وقتی میخواستند بچّههایشان را صدا کنند، میگفتند: آقای آسیّد جعفر! آقای آسیّد علی! آقای آسیّد محمّدصادق! ـ اینها بچههای خود مرحوم قاضی هستند ـ آقای آسیّد حسن! آقای... .
- این کتاب اکسیر العبادات فی أسرار الشّهادات المقتل المُلمّ بمأساة الحسین نام دارد که در السنه علما و عوام به اسرار الحسینیه یا اسرار الشهادة معروف میباشد. (محقّق)
- الکافی، ج ٦، ص ٤٦١.

