تعظیم بزرگان و نقد محترمانه
10«این شخص (مرحوم شهید ثانی) به این بزرگی و با این مقام و با این جلال و عظمت، اشتباهی به این بزرگی کرده که بین حضرت کاظم و زمانش، تا حضرت سجّاد فرق نگذاشته است! بِشر صد سال بعد از زمان حضرت
سجّاد بود! در زمان احمد بن حنبل بود، احمد بن حنبل پیش بشر آمد، و ملاقاتها و دستوراتش مربوط به حضرت کاظم است، نه حضرت امام زینالعابدین، و چه و چه... .
و اینها نیست مگر قلّت معرفت و ممارست این بزرگان به فنون و علوم سیره و تاریخ.»1
البتّه شهید ثانی در اینجا اشتباه کرده، و توبۀ بِشر ـ کما اینکه در تذکرة الأولیاء و سایر تذکرهها هست2 ـ به دست حضرت موسی بن جعفر بوده است، و زمان بشر تا حضرت امام زینالعابدین علیه السّلام صد سال تفاوت دارد؛ و لیکن صحبت در این است که انسان نباید نسبت به اشتباهات بزرگان تندی داشته باشد. ما به ایشان میگوییم: شهید ثانی اشتباه کرده است، این اشکالی ندارد! امّا مثلاً: این شخص با این جلالت و عظمت و بزرگی، چنین اشتباهی کرده، و به واسطۀ قلّت معرفتِ در این جهت است و چه و چه؛ اینها همه غلط است و اهانت به بزرگان تلقّی میشود.
اشکالی بر صاحب روضات الجنّات
مرحوم آقا سیّد محمّدباقر خوانساری مرد متتبّعی بوده، و صاحب روضاتُ الجنّات است که در احوالات علما کتاب بسیار خوبی است. ولی یکی از جهاتی که کتاب او را قدری نُکْس میدهد [و تنقیص میکند]، همین است که وقتی میخواهد از کسی تنقید کند، بیان او بیان تندی است؛ یعنی اشکال ایشان در این است که در بعضی جاهایی که شروع به ایراد گرفتن میکند، دیگر میتازد! و این درست نیست.
مثلاً در یکجا به شیخ صدوق و یا سیّد بن طاووس و... به واسطۀ بعضی از جهات تاخته است! یا مثلاً از فتنهای که در اثر شیخ أحمد أحسایی ایجاد شده، دلش
- روضات الجنّات، ج ٢، ص ١٣١.
- قابل ذکر است که منهاج الکرامة، ص ٥٩؛ مجالس المؤمنین، ج ٢، ص ١٢؛ أعیان الشیعة، ج ٣، ص ٥٧٩، توبۀ بشر را به دست حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام بیان نمودهاند؛ لکن آنچه در تذکرة الأولیاء، ص ١١١ آمده است، تنها ناظر به توبۀ بشر است، و کیفیّت آن و ملاقات با حضرت موسی بن جعفر را بیان نکرده است. (محقّق)

