علو مقام و عجایب نفس انسانى
18با دو کعبه در رهِ توحید نتوان رفت راست *** یا رضای دوست باید، یا هوای خویشتن «انسان اگر رضای دوست را تقویت کرد و هوای خویشتن را از دست داد محبوبِ خدا واقع میشود» ”حتّی أُحِبَّه“ «من این بنده را دوست دارم، وقتی که بنده را دوست داشتم، محبوب من واقع میشود، خدا میگوید: من گوش او هستم که میشنود، دیگر او گوش ندارد، گوشِ من است؛ من چشم او هستم که با او میبیند؛ من زبان او هستم که با او صحبت میکند؛ من دست او هستم که با او عطا میکند و میگیرد؛ اگر مرا بخواند اجابت میکنم، و اگر از من سؤال بخواهد بکند من به او عنایت میکنم.»
بنده در چنین وقتی به مرحلۀ فنا در میآید، یعنی: درک میکند دلش را، یعنی: از این مقام مادّی، از شیطان المَریدین، از أسفل السّافلین، حرکت میکند بالا میرود، تا به مقام مَلَک میرسد، از اعلی علّیّین، از آنجا هم بالاتر میرود، محو در اسماء و صفات میشود، از آنجا هم بالاتر میرود، محو در ذات میشود، حتّی أُحِبَّه میشود، آنجا دیگر دوئیّتی نیست، آنجا خیلی مقام عالیست. این اختصاص به انسان دارد که آیۀ اکبر پروردگار است، و هیچ موجودی نمیتواند به اینجا برسد. پیغمبر به اینجا رفتند، ولی جبرئیل نتوانست به آنجا برود و گفت: یا رسول اللَه اگر من به اندازۀ یک أنْمُله بیایم بالاتر، پر و بالم می سوزد.
اگر یک سر موی برتر پَرَم *** نور تجلّی بسوزد پرم1 جبرئیل نتوانست برود، امّا پیغمبر و أمیرالمؤمنین و ائمّه علیهم السّلام رفتند و هرکسی که دنبال اینها باشد از امّت و از صدّیقین و از مخلَصین باشد، به دنبال آنها میرود؛ این مقام انسان است.
از موجودات آفاقیّه، فقط انسان ذات پروردگار را من جمیع الجهات ادراک میکند
بحث ما امشب در اینجا خاتمه پیدا کرد که از موجودات آفاقیّه، انسان نمیتواند ذاتِ پروردگار را من جمیع الجهات درک کند؛ همینطوری که در هفتۀ پیش روی این بحث شد. امّا از نقطۀ نظر نفس و آیۀ نفسی، انسان میتواند درک کند و برود به آن جائی که جز پروردگار هیچ نیست. آنجا أحداً أحد است.
- کلیات سعدی (محمد علی فروغی)، بوستان، ص ٤، در ستایش پیغمبر اکرم آورده است:
اگر ذرّهای موی برتر پرم *** فروغ تجلّی بسوزد پرم
- کلیات سعدی (محمد علی فروغی)، بوستان، ص ٤، در ستایش پیغمبر اکرم آورده است:

