علو مقام و عجایب نفس انسانى
16چه خوب میگوید مرحوم حاج میرزا حبیب اللَه خراسانی؛ میگوید که: «اگر انسان دلش را بهدست بیاورد، در این دلِ انسان مُلک است، ملکوت است، مخفیّات است، عرش است، تمام دفاترِ پروردگار ثبت است، لوحِ محفوظ اینجاست، لوحِ محو و اثبات اینجاست، هر چه هست اینجاست، اگر انسان برسد به دلِ خودش! دل یعنی: همان مقام باطن که از آنجا انسان به اسماء و صفات کلّیّۀ خدا می رسد».
رهی باشد از این ماتم بدان سور *** نمیدانم که نزدیک است یا دور ماتم یعنی: ماتمکده، ظلمتِ این عالم طبیعت؛ سور هم معنایش آن محلِّ عیش و تنعّمی است که خداوند علیّ أعلیٰ برای انسان در عوالمِ دیگر قرار داده.
بُوَد دل منزل حقّ، لیک ما را *** بوَد تا دل حجابی سخت مستور میگوید: «دل منزل حقّ است. اگر انسان دل را به دست آورد، خدا را آنجا میتواند درون دل پیدا کند؛ ولی عیب ما اینجاست که تا دلِ خودمان راه زیاد است و حجابی سخت بین ما و دلِ خودِ ماست.»
بُوَد دل منزل حقّ، لیک ما را *** بوَد تا دل حجابی سخت مستور برو ویرانه کن دل را که چون دل *** شود ویرانه، گردد بیتِ معمور طواف و سیر گِرد خانۀ دل *** بوَد حجّی که مقبول است و مشکور گناهی جز خودی نَبوَد چو خود را *** رها کردی بود ذنبِ تو مغفور بخوان از دفتر دل هرچه خواهی *** که دل را خوانده ایزد، لوح مستور در این دفتر شود اسرار حقّ ثبت *** که خوانندش به مصحف رَقِّ منشور در این مصحف که انسان است نامش *** بخوان از سورۀ دل، آیۀ نور دل است آن وادی ایمن که گوید *** أنا الحق، حقّ در او، از آتش طور1 پس أنا الحقّ، در دل پیدا میشود.
حدیث قدسی «لا یَسَعُنی أرضی و لا سَمائی وَ لکِن یَسَعُنی قَلبُ عَبدِیَ المُؤمِنِ بی»
در حدیث قدسی است که شیعه و سنّی روایت میکنند از حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله و سلّم که خدا فرموده:
”لا یَسَعُنی أرضی و لا سَمائی وَ لَکِن یَسَعُنی قَلبُ عَبدِیَ المُؤمِنِ بی.“2
- دیوان میرزا حبیب الله خراسانی.
- أنوار الملکوت، ج ١، ص ٩١:
«عوالی اللئالی، ج ٤، ص ٧. ولکن نقله العلّامة المجلسی فی البحار، ج ٢٠، ص ٢٠٩، طبع رحلی: ”لَم یَسَعنِی سَمائِی و لا أرضِی و وَسِعَنِی قَلبُ عَبدِی المُؤمِنِ؛ ظرفیّت و سعه جلوات ذاتیّه مرا ندارد، نه زمین من و نه آسمانهای من، ولیکن ظرفیّت آن را قلب بندۀ مؤمن من خواهد داشت.“ (خداوند متعال وصول به چنین مرتبهای را نصیب ما و تمامی برادران ایمانی ما بگرداند بمحمّد و آله الطاهرین.) (محقّق)»

