علو مقام و عجایب نفس انسانى
14بعد مرحوم ملاّصدرا که این عبارت را از ابوعلی نقل میکند، میگوید:
”فَمِن هذا الأَصلِ تَبَیَّنَ و تَحَقَّقَ ما ادَّعَیناهُ مِن کَونِ شَیءٍ واحدٍ تارَةً مُحتاجًا فی وُجودِهِ إلی عَوارِضَ مادّیةٍ و لواحِقَ جِسمیَّة و ذلِکَ لِضَعفِ وُجودِهِ و نَقصِ تَجَوهُرِهِ و تارَةً یَنفَرِدُ بِذاتِهِ و یَتَخَلَّصُ بِوُجودِهِ و ذلِکَ لِاستِکمالِ ذاتِهِ و تَقَوّی إنَّیَّتِه.“1
«از این مطلبی که گفتیم مدّعای ما ثابت میشود که شیء واحد که نفس است، تارةً در وجودِ خودش که میخواهد به لباس مادّی موجود بشود، احتیاج پیدا میکند به یک عوارض مادّه و یک لواحق جسمیّه؛ چون مادّه ضعیف است و این نفس میخواهد الآن در لباسِ مادّه در بیاید و تَجَوهُرِ مادّه ضعیف است، نفس هم خودش را در این مقامِ ضعف میآورد، لباس مادّه میپوشد. و بعضی اوقات در عوالم بالا میرود؛ چون موجوداتِ عالم بالا قویّ هستند، در آنجا احتیاجی به مادّه ندارند، و استکمال ذاتش در آنجاست، و علّیت و حقیقتش در آنجا خیلی تقوّی دارد، و خیلی قوّت دارد؛ بدون مادّه در آنجا میرود، و همین نفسِ واحد در آنِ واحد، هم اینجاست هم آنجاست، هم جسم است هم مادّه است، هم مجرّد است هم در عالم طبع است، هم در عالم أشباح است هم در عالم عقول است؛ این مال سعۀ وجودی نفس است.»
کلامی در باب عجایب نفسِ انسان
پس بنابراین از این مطالب اجمالاً استفاده شد که این نفسِ انسان خیلی عجیب است؛ حالا ما خودمان را نمیشناسیم و از ذات خودمان هم خبر نداریم، این دلیل نیست بر اینکه نفس انسان همان حدّی است که ما تا به آن حدّ از نفس خودمان رسیدیم. ممکن است کسی دارای سرمایههائی باشد و اصلاً خودش هم خبر ندارد. بچّهای پدرش از دنیا رفته میلیونها ثروت به او رسیده، الآن این بچّه مالک این ثروت است امّا خودش خبر ندارد. چه بسا تمام این ثروتها را هم به یک مشت نخودچی میفروشد و لیکن واقعاً مالک است.
- همان مصدر.

