اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علو مقام و عجایب نفس انسانى

18985
جلسات
نسخه عربی

علو مقام و عجایب نفس انسانى

16
  • چه خوب می‌گوید مرحوم حاج میرزا حبیب اللَه خراسانی؛ می‌گوید که: «اگر انسان دلش را به‌دست بیاورد، در این دلِ انسان مُلک است، ملکوت است، مخفیّات است، عرش است، تمام دفاترِ پروردگار ثبت است، لوحِ محفوظ اینجاست، لوحِ محو و اثبات اینجاست، هر چه هست اینجاست، اگر انسان برسد به دلِ خودش! دل یعنی: همان مقام باطن که از آنجا انسان به اسماء و صفات کلّیّۀ خدا می رسد».

  • رهی باشد از این ماتم بدان سور***نمی‌دانم که نزدیک است یا دور
  • ماتم یعنی: ماتم‌کده، ظلمتِ این عالم طبیعت؛ سور هم معنایش آن محلِّ عیش و تنعّمی است که خداوند علیّ أعلیٰ برای انسان در عوالمِ دیگر قرار داده.

  • بُوَد دل منزل حقّ، لیک ما را***بوَد تا دل حجابی سخت مستور
  • می‌گوید: «دل منزل حقّ است. اگر انسان دل را به دست آورد، خدا را آنجا می‌تواند درون دل پیدا کند؛ ولی عیب ما اینجاست که تا دلِ خودمان راه زیاد است و حجابی سخت بین ما و دلِ خودِ ماست.»

  • بُوَد دل منزل حقّ، لیک ما را***بوَد تا دل حجابی سخت مستور
  • برو ویرانه کن دل را که چون دل***شود ویرانه، گردد بیتِ معمور
  • طواف و سیر گِرد خانۀ دل***بوَد حجّی که مقبول است و مشکور
  • گناهی جز خودی نَبوَد چو خود را***رها کردی بود ذنبِ تو مغفور
  • بخوان از دفتر دل هرچه خواهی***که دل را خوانده ایزد، لوح مستور
  • در این دفتر شود اسرار حقّ ثبت***که خوانندش به مصحف رَقِّ منشور
  • در این مصحف که انسان است نامش***بخوان از سورۀ دل، آیۀ نور
  • دل است آن وادی ایمن که گوید***أنا الحق، حقّ در او، از آتش طور1
  • پس أنا الحقّ، در دل پیدا می‌شود.

  • حدیث قدسی «لا یَسَعُنی أرضی و لا سَمائی وَ لکِن یَسَعُنی قَلبُ عَبدِیَ المُؤمِنِ بی»

  • در حدیث قدسی است که شیعه و سنّی روایت می‌کنند از حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله و سلّم که خدا فرموده:

  • ”لا یَسَعُنی أرضی و لا سَمائی وَ لَکِن یَسَعُنی قَلبُ عَبدِیَ المُؤمِنِ بی.“2

    1. دیوان میرزا حبیب الله خراسانی.
    2. أنوار الملکوت، ج ١، ص ٩١:
      «عوالی اللئالی، ج ٤، ص ٧. ولکن نقله العلّامة المجلسی فی البحار، ج ٢٠، ص ٢٠٩، طبع رحلی: ”لَم یَسَعنِی سَمائِی و لا أرضِی و وَسِعَنِی قَلبُ عَبدِی المُؤمِنِ؛ ظرفیّت و سعه جلوات ذاتیّه مرا ندارد، نه زمین من و نه آسمان‌های من، ولیکن ظرفیّت آن را قلب بندۀ مؤمن من خواهد داشت.“ (خداوند متعال وصول به چنین مرتبه‌ای را نصیب ما و تمامی برادران ایمانی ما بگرداند بمحمّد و آله الطاهرین.) (محقّق)‌»