اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

عبور از ظاهر مصیبت به ادراک مقام ولایت امام حسین علیه‌السلام

339
جلسات

در این جلسه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان الله علیه به تبیین حقیقت متعالی سیدالشهدا پرداخته و بیان می‌کنند که عظمت امام حسین علیه‌السلام منحصر در مصیبت کربلا نیست، بلکه رسالت آن حضرت زنده‌کردن حقیقت انسان و تحول‌بخشی به فهم و ادراک سالک است. ایشان با مقایسۀ زیارت‌های پررنج گذشتگان، بیان ولایت در نگاه عرفا، و نقش اولیای الهی در رساندن انسان به معرفت، توضیح می‌دهند که گریه و عزاداری وقتی ارزش دارد که سالک را از ظاهر حادثه عبور دهد و به ولایت امام علیه‌السلام نزدیک کند. همچنین با ذکر شواهدی از سیره علامه طهرانی و اصحاب حقیقی ولایت مانند حضرت اباالفضل، نشان می‌دهند که حقیقت عاشورا یک واقعه تربیتیِ همیشه زنده است که هدف آن تغییر جوهر فهم انسان است، نه صرفاً تأسف بر مصیبت‌ها.

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

توضیحات:

در این جلسه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان الله علیه به تبیین حقیقت متعالی سیدالشهدا پرداخته و بیان می‌کنند که عظمت امام حسین علیه‌السلام منحصر در مصیبت کربلا نیست، بلکه رسالت آن حضرت زنده‌کردن حقیقت انسان و تحول‌بخشی به فهم و ادراک سالک است. ایشان با مقایسۀ زیارت‌های پررنج گذشتگان، بیان ولایت در نگاه عرفا، و نقش اولیای الهی در رساندن انسان به معرفت، توضیح می‌دهند که گریه و عزاداری وقتی ارزش دارد که سالک را از ظاهر حادثه عبور دهد و به ولایت امام علیه‌السلام نزدیک کند. همچنین با ذکر شواهدی از سیره علامه طهرانی و اصحاب حقیقی ولایت مانند حضرت اباالفضل، نشان می‌دهند که حقیقت عاشورا یک واقعه تربیتیِ همیشه زنده است که هدف آن تغییر جوهر فهم انسان است، نه صرفاً تأسف بر مصیبت‌ها.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت متعالی سیدالشهدا از نگاه اهل معرفت

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  • و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آلهِ طاهرین

  • و اللعنةُ علیٰ اعدائهم اجمعین

  • إلیٰ یومِ الدین

  •  

  •  

  • عظمت حیرت‌انگیز ثواب زیارت سیدالشهدا

  • در میان ائمه، دو امام هستند که تعبیرات عجیبی دربارۀ آنها آمده و ثواب زیارت آنها بسیار زیاد مطرح شده است، اتفاقاً روایات هم از پیغمبر اکرم است؛ یکی راجع به سیدالشهداست که ثواب زیارت حضرت خیلی عجیب و فوقِ مایُتَصوَّر است؛ در بعضی از روایات این مسئله مطرح است، به‌طوری‌که اعجابِ مخاطب را در تعبیرات نشان می‌دهد، گویا اصلاً تعبیر و کلامِ حضرت، برای مخاطب قابل فهم نیست؛ مثلاً فرض کنید که: ثواب زیارت سیدالشهدا [مساوی است با ثواب] هزار حج و هزار عمره! خب، یک شخصی اصلاً باور نمی‌کند که [ثواب زیارت امام حسین برابری می‌کند با اینکه] انسان بلند شود این همه راه را به مکه برود و اعمالِ مکه و عمره را با آن سختی‌ها و مشقّات انجام بدهد و صَرفِ اموال کند، آن هم چه حجی! نه حجی که الآن ما سوار هواپیما می‌شویم، بعداز دو ساعت در جدّه نزولِ اجلال می‌فرماییم! و با سلام و صلوات آقا را سوارِ بهترین اتوبوس‌ها می‌کنند و برای عمره و منا و عرفات و تنعیم1 و احرام و مدینه، در هتل‌ها [می‌برند]، نه! حجی که سه‌چهار ماه، با کجاوه2 و شتر و مرکب‌های آن زمان، آن حج را انجام می‌دادند؛ حجی که در آن، [در] گردنه‌ها دزدها ایستاده بودند و اموال را می‌زدند و مردان را می‌کشتند و زن‌ها را به اسارت می‌بردند.

  • چرا لقب «حاجی» مایۀ افتخار بود؟

  • چون پیغمبر در آن زمانی که این مطلب را می‌گفت، هنوز این هواپیماهای جِت و بهترین طیاره‌های آخرین‌سیستم و با تمامِ تجهیزات و سرویس‌دهیِ کامل، ظاهراً هنوز اختراع نشده بود! آن موقع پیغمبر این مطلب را می‌فرمود؛ لذا عایشه حق دارد تعجب کند [و] بگوید: «حج؟! به کسی که زیارتِ سیدالشهدا برود، ثوابِ هزار حج می‌دهند؟! [ثواب] هزار حج می‌دهند؟!» ما هم باشیم تعجب می‌کنیم؛ برای ما مسئله خیلی عجیب است که چطور ممکن است [ثواب زیارت سیدالشهدا برابر با صد حج و هزار عمره باشد در حالی‌که] یک نفر شش ماه [با آن همه مشقت و سختی سفر می‌کند تا به زیارت حج مشرف شود]؟! در بعضی از تواریخ و سیاحت‌نامه‌ها («ملل و نحل»3 بود یا «معجم‌البلدان»4) دیدم که شش ماه طول می‌کشید تا اینکه با کجاوه و این مرکب‌ها بخواهند [به مکه] برسند. در راه [دزدها] می‌زدند، سر می‌بریدند و اموال را به غارت می‌بردند؛ به‌طوری‌که آن زمان کسی‌که حج انجام می‌داد در محلّه معروف بود، می‌گفتند: «حاجی‌فلان»! این «حاجی‌حاجی» که الآن به عنوان یک لقب در بین ما مصطلح است، [به جهت صعوبت و سختی حج بود]. البته حاجی لقب نیست، یعنی اگر حج در این زمان بود، دیگر نمی‌گفتند: «حاج اصغر فلانی»! این «حاجیِ» آن زمان است؛ یعنی این لقب از آن زمان مانده؛ در واقع این شرافت و کرامتِ این لقب برای آن وقتی است که وقتی [شخص] می‌خواست حج انجام بدهد، وصیت‌نامه‌اش را می‌نوشت، بعد [به] حج می‌رفت.

    1. تنعیم: نام مکانی نزدیک مکه برای احرامِ عمرۀ مفرده. (محقق)
    2. کَجاوه: مَحملِ پوشیده‌ای که بر پشتِ شتر یا چارپا برای نشستنِ مسافر می‌گذارند؛ هودَج. (محقق)
    3. «مِلَل و نِحَل»: کتابی در بیانِ فِرَق و مذاهبِ اسلامی، تألیفِ ابوالفتح شهرستانی. (محقق)
    4. «مُعجَم‌البُلدان»: دائرةالمعارفِ جغرافیایی اثرِ یاقوتِ حموی. (محقق)
/ 380