اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

یقین و اطمینان قلبی، شرط حیاتی سلوک

آثار علامۀ طهرانی، زیربنای فکری سلوک

1٬384

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی یقین را مهم‌ترین شرط سلوک و تأثیر عبادات معرفی می‌کنند و می‌فرمایند فلسفۀ تقلید از اعلم نیز رسیدن به اطمینان است و عمل با شک به دستورات سلوکی هم فایده‌ای ندارد. ایشان در ادامه می‌فرمایند مطالعۀ آثار علامۀ طهرانی، در انسان رشد عقلی و باور به راه خدا و آگاهی به وظیفه را ایجاد می‌نماید و او را در شبهه‌ها حفظ می‌کند و با ذکر شواهدی، ناآگاهی از مبانی دین را اصلی‌ترین علت انحراف از مسیر سلوک معرفی می‌کنند. در ادامه، با نقل ماجرای توصیۀ علامه طهرانی به شهید مطهری برای امتحان کردنِ مرحوم حداد، و با ذکر شواهدی از روش امیرالمؤمنین در مجبور نکردنِ مردم به تبعیت، نشان می‌دهند که حتی در دل سپردن به ائمه و اولیای الهی نیز باید به یقین و اطمینان رسید. در پایان می‌فرمایند سالک باید وظیفۀ خود را از مبانی کلی تشخیص دهد و در مسائل شبهه‌ناکی مانند قضایای سیاسی توقف و سکوت نماید.

یقین و اطمینان قلبی، شرط حیاتی سلوک

توضیحات:

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی یقین را مهم‌ترین شرط سلوک و تأثیر عبادات معرفی می‌کنند و می‌فرمایند فلسفۀ تقلید از اعلم نیز رسیدن به اطمینان است و عمل با شک به دستورات سلوکی هم فایده‌ای ندارد. ایشان در ادامه می‌فرمایند مطالعۀ آثار علامۀ طهرانی، در انسان رشد عقلی و باور به راه خدا و آگاهی به وظیفه را ایجاد می‌نماید و او را در شبهه‌ها حفظ می‌کند و با ذکر شواهدی، ناآگاهی از مبانی دین را اصلی‌ترین علت انحراف از مسیر سلوک معرفی می‌کنند. در ادامه، با نقل ماجرای توصیۀ علامه طهرانی به شهید مطهری برای امتحان کردنِ مرحوم حداد، و با ذکر شواهدی از روش امیرالمؤمنین در مجبور نکردنِ مردم به تبعیت، نشان می‌دهند که حتی در دل سپردن به ائمه و اولیای الهی نیز باید به یقین و اطمینان رسید. در پایان می‌فرمایند سالک باید وظیفۀ خود را از مبانی کلی تشخیص دهد و در مسائل شبهه‌ناکی مانند قضایای سیاسی توقف و سکوت نماید.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

یقین و اطمینان قلبی، شرط حیاتی سلوک

10
  • شما مگر آرزو نداشتید مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] را ببینید؟ ندیدید. ما که توفیق داشتیم (!) دیدیم. دیدن ما مثل دیدن آنهایی بود که پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم را دیدند [ولی قابلیت نداشتند]. شما که قابلیت دارید، توفیق نداشتید. حالا که چنین قضیه‌ای است، همین کتاب آقا [علامۀ طهرانی] را باز کنید، فرض کنید که مرحوم آقا دارد در کنار شما به شما مطلب را القا می‌کند؛ که [عیناً] همین است.

  • یک‌وقت مرحوم آقا یک مطلبی را از من سؤال کردند، گفتند: «من این را در امام‌شناسی آورده‌ام. کجاست؟» گفتم: «نمی‌دانم.» گفتند: «نمی‌دانی؟! مگر نخوانده‌ای؟!» گفتم: «نه.» سال‌های آخر عمر ایشان بود. گفتند: «پس من این کتاب را برای که نوشته‌ام؟!» و من الان می‌بینم که ایشان واقعاً این کتاب را برای من نوشته‌اند. برای الانِ من!

  • اگر الان مرحوم آقا بودند، می‌آمدند به جای من اینجا می‌نشستند، با شما حرف می‌زدند، شما چه حالی داشتید؟ وقتی کتاب را باز می‌کنید، مطلب عین همان است. عین همان است؛ بدون هیچ سرِ سوزنی فرق؛ فقط فرقش این است که در آنجا جسم مرحوم آقا نیست، فقط همین است.

  • فرض کنید که اگر من الان پایین بودم، یک میکروفون جلوی من بود، صحبت می‌کردم و شما در اینجا می‌شنیدید؛ تصور شما چطور بود که من در همین ساختمانم و دارم صحبت می‌کنم؟ همین تصور باید هنگام مطالعه [کتاب ایشان] یا شنیدنِ کلام ایشان به انسان دست دهد، چنان‌که برای من دست می‌دهد.

  • ایشان می‌فرمودند این مطالبی را که در این کتاب‌ها نوشته‌اند اصل و اساس است. [می‌فرمودند:] «بیخود مردم را مدام دعوت به سلوک نکنید؛ نه! بگویید بروند این مطالب را بخوانند، با اطمینان و با آرامش و با باور به این راه بیایند و [بدانند] که این مسئله مهم است.»

  • پرداختن به آثار اولیاءالهی و حصول باور، انسان را در شبهه‌ها حفظ می‌کند

  • تصور ما این است که [اگر] ذکر و شب‌بیداری و این چیزها [را انجام دهیم] مسئله تمام است و دیگر چیزی در اینجا وجود ندارد و دیگر خبری نیست و هرچه هست فقط همین است. در حالی که مسئله این‌طور نیست. پرداختن به این مطالب و این باور است که انسان را در موارد شبهه‌ناک و فتنه‌انگیز و موارد هلاکت، نگه می‌دارد و انسان را حفظ می‌کند.

/