اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفۀ نیاز به ازدواج

تبیین عقلانی ازدواج مجدّد و موقت

0
ازدواج
جلسات

فلسفۀ نیاز به ازدواج

26
  • تلمیذ: این شرط، مخالفِ مقتضای عقد نیست؟ چون مقتضای عقدِ متعه این است که... .

  • استاد: نه، این مخالف [مقتضا] نیست؛ چون مقتضای عقد، عدمِ اطلاق و عدمِ دوام است؛ خب این هم دوام در آن نیست؛ موقت است دیگر؛ حالا موقت، بیست سال است.

  • تلمیذ: نه، شاید بتوانیم بگوییم مقتضای مخالفت با حق مرد را دارد. تعارض پیدا می‌کند.

  • استاد: چرا؟

  • تلمیذ: چون اینجا حق مرد این است که هر موقع خواست [مدت باقی‌مانده را] ببخشد.

  • استاد: آن حق اوّلی است؛ حق اوّلی با شرط اسقاط می‌شود. مثل اینکه حق اوّلی در مرد این است که اسکان بر عهدۀ مرد باشد؛ اما اگر زن شرطِ اسکان بکند [متفاوت است].

  • تلمیذ: خب آن بله؛ [اما] حقِّ طلاق چه؟ الآن زن می‌تواند حقّ طلاق را از مرد بگیرد؟

  • استاد: کدام؟

  • تلمیذ: در عقدِ دائم؛ می‌گوید: «من به شرطی با تو ازدواج می‌کنم که حق طلاق را به من ببخشی.»

  • استاد: نه، نمی‌تواند.

  • تلمیذ: چطور آنجا حرفِ او می‌شود، اینجا نمی‌شود؟

  • استاد: چون شارع، حق طلاق را بر عهدۀ مرد گذاشته است: الطّلاق بیدِ مَن أخذَ بالسّاق. این [مسئله] در اینجا حق نیست؛ حکم است. مثل اینکه زن شرط کند با مرد که: «من مَحرم با تو نشوم» یا «تو به من نگاه نکنی.» اینها حکم است؛ حق نیست.

  • اما نسبت به بعضی از مسائل، حتی نسبت به قضیۀ مواقعه، می‌توانیم بگوییم این حق است؛ حکم نیست. در بعضی از موارد طبق شرایط و قرائن، استفادۀ «حقیّت» می‌شود، ولی در بعضی از موارد، استفاده «حکمیّت» می‌شود.

  • در مورد طلاق، «حکم» است؛ یعنی الطلاق بید مَن أخذ بالسّاق. شارع هم در چنین وضعیتی، با اینکه می‌توانست استثناء بکند، مثلاً: إلّا أن تَشترط المرأةُ لحقّ الطلاق، درعینِ‌حال باز این حرف را نزده؛ و ما هیچ روایتی نداریم إِلّا اینکه طلاق، طلاقِ خُلع باشد؛ در طلاقِ خُلع هم [زن] مهرش را باید ببخشد. به‌خاطر اینکه نسبت به زوج، ظلمی واقع نشود که [زن] هم طلاق بگیرد و هم مَهر را از شوهر بگیرد. إن‌شاءالله اگر خدا بخواهد من قصد دارم یک رساله‌ای در مَهرِ زوجه بنویسم که اصلاً [حکم آن] با اینهایی که هست فرق می‌کند.