
فلسفۀ نیاز به ازدواج
تبیین عقلانی ازدواج مجدّد و موقت
فلسفۀ نیاز به ازدواج
16الآن اگر پسر دو سال بیشتر از دختر [سن] داشته باشد، [اجازۀ ازدواج] نمیدهند؛ میگویند: «نه، یا باید [در سن] مساوی باشند یا [تنها] یک سال [تا] دو سال اختلاف [سِنّی باشد].»
اصرار بر شرط تناسب سنی، باعث مجرد ماندن دختران و به فساد افتادن آنان میشود
[اگر به او اجازه] نمیدهی، دختر روی دستت میمانَد، میرود دوستپسر میگیرد. التفات کردید؟ یعنی الآن این قبحی که [در قبال اختلاف سن در ازدواج و تعدّد ازدواج وجود دارد،] میبینید نیاز را از بین نبرده؛ نیاز [همچنان] سرِ جایش هست [و زن] به بیراهه میزند: به زنا میافتد، یا در خیابان هر پسری را ببیند بهدنبالش راه میافتد و مسائل دیگر.
در زمان سابق این مشکل را با تعدّد [ازدواج] حل میکردند؛ چون تعدّد [زوجات] با تساوی [سنّی] جور درنمیآید. در واقع باید مرد چهلساله باشد و دختر بیستساله یا پانزدهساله [باشد].
[البته] همه هم که نمیآیند هر پیرمردی بیاید و دختری بگیرد. بالاخره آن [دختر جوان] هم نگاه میکند؛ اگر شوهرِ جوان بود، [همان] جوان را میگیرد؛ مریض نیست که بیاید [شوهرِ] پنجاهساله، شصتساله بگیرد! [اما اگر جوان] نبود، از همان [پیر]ها میگیرند.
فاصلۀ سنّیِ زیاد با شوهر، چندان برای زن بهعنوان ملاکِ ازدواج مطرح نیست
یا اصلاً دلش میخواهد [با همان مردِ سنبالا ازدواج کند]؛ [همین] الآن خیلیها هستند که دلشان میخواهد و از یک شخص خوششان میآید، ولو شصت سال یا پنجاه سالش باشد. تمایلات در زن با مرد فرق میکند. اصلاً خصوص زن، از نظرِ تمایلات، این قضیه [اختلاف سنی] خیلی برای او مهم نیست.
برای زنان، شخصیت و توان مالی و علمِ مرد، معیارهای مهمتری در انتخاب شوهر هستند
یکی از چیزهایی که برای زن مهم است مسئلۀ شخصیت است؛ شخصیتِ شوهر برای زن خیلی مهم است؛ یعنی یک دخترِ بیستساله یا هجدهساله حاضر است با مردی که دارای شخصیت [بالایی] است و شصتساله است ازدواج کند؛ اما یک جوانِ بیستساله که کنارش است [و] بهعنوانِ مثال خیارفروش است، هرچند قشنگ و خوب باشد، اما خیارفروش است، [اما زن] میگوید: «نه!» [بنابراین] مسئلۀ شخصیت برای زن مهم است. یکی از چیزهای دیگری که برای زن مهم است، مسائلِ مالی است.
