
فلسفۀ نیاز به ازدواج
تبیین عقلانی ازدواج مجدّد و موقت
فلسفۀ نیاز به ازدواج، موضوع محوری این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ابتدا میفرمایند ریشۀ ازدواج، رفع نیاز فطرت است و انگیزههای انسانها از ازدواج متفاوت است؛ سپس پنج مانع مهمّ تحقق ازدواج مجدد در جامعۀ امروز را بیان میکنند. در ادامه، به شبهۀ معنای شرط قرآنیِ «عدالت» در ازدواج مجدد پاسخ داده میشود: عدالت یعنی «رعایت تکلیف حقوقی (مانند نفقه)»، نه «تساوی تمایل قلبی». سپس بحث با پاسخ به شبهۀ دیگری ادامه مییابد: «آیا فاصلۀ سنی پیامبر با عایشه، خلاف فطرت نیست؟» و پیامدهای سختگیری ازدواج را بیان میکنند. آیتالله طهرانی در پایان، جایگاه ازدواج موقت در شرایط مختلف (امکان ازدواج دائم یا نبود آن) را تبیین میکنند و به دو سؤال مهم پاسخ میدهند: 1. حکم ازدواج مجدد برای سالک چیست؟ 2. در ازدواج موقتی که شرط آن مدت طولانی بوده، مرد میتواند بدون رضایت زن، شرط را نقض کند؟
فلسفۀ نیاز به ازدواج
توضیحات:
فلسفۀ نیاز به ازدواج، موضوع محوری این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ابتدا میفرمایند ریشۀ ازدواج، رفع نیاز فطرت است و انگیزههای انسانها از ازدواج متفاوت است؛ سپس پنج مانع مهمّ تحقق ازدواج مجدد در جامعۀ امروز را بیان میکنند. در ادامه، به شبهۀ معنای شرط قرآنیِ «عدالت» در ازدواج مجدد پاسخ داده میشود: عدالت یعنی «رعایت تکلیف حقوقی (مانند نفقه)»، نه «تساوی تمایل قلبی». سپس بحث با پاسخ به شبهۀ دیگری ادامه مییابد: «آیا فاصلۀ سنی پیامبر با عایشه، خلاف فطرت نیست؟» و پیامدهای سختگیری ازدواج را بیان میکنند. آیتالله طهرانی در پایان، جایگاه ازدواج موقت در شرایط مختلف (امکان ازدواج دائم یا نبود آن) را تبیین میکنند و به دو سؤال مهم پاسخ میدهند: 1. حکم ازدواج مجدد برای سالک چیست؟ 2. در ازدواج موقتی که شرط آن مدت طولانی بوده، مرد میتواند بدون رضایت زن، شرط را نقض کند؟
فلسفۀ نیاز به ازدواج
16الآن اگر پسر دو سال بیشتر از دختر [سن] داشته باشد، [اجازۀ ازدواج] نمیدهند؛ میگویند: «نه، یا باید [در سن] مساوی باشند یا [تنها] یک سال [تا] دو سال اختلاف [سِنّی باشد].»
اصرار بر شرط تناسب سنی، باعث مجرد ماندن دختران و به فساد افتادن آنان میشود
[اگر به او اجازه] نمیدهی، دختر روی دستت میمانَد، میرود دوستپسر میگیرد. التفات کردید؟ یعنی الآن این قبحی که [در قبال اختلاف سن در ازدواج و تعدّد ازدواج وجود دارد،] میبینید نیاز را از بین نبرده؛ نیاز [همچنان] سرِ جایش هست [و زن] به بیراهه میزند: به زنا میافتد، یا در خیابان هر پسری را ببیند بهدنبالش راه میافتد و مسائل دیگر.
در زمان سابق این مشکل را با تعدّد [ازدواج] حل میکردند؛ چون تعدّد [زوجات] با تساوی [سنّی] جور درنمیآید. در واقع باید مرد چهلساله باشد و دختر بیستساله یا پانزدهساله [باشد].
[البته] همه هم که نمیآیند هر پیرمردی بیاید و دختری بگیرد. بالاخره آن [دختر جوان] هم نگاه میکند؛ اگر شوهرِ جوان بود، [همان] جوان را میگیرد؛ مریض نیست که بیاید [شوهرِ] پنجاهساله، شصتساله بگیرد! [اما اگر جوان] نبود، از همان [پیر]ها میگیرند.
فاصلۀ سنّیِ زیاد با شوهر، چندان برای زن بهعنوان ملاکِ ازدواج مطرح نیست
یا اصلاً دلش میخواهد [با همان مردِ سنبالا ازدواج کند]؛ [همین] الآن خیلیها هستند که دلشان میخواهد و از یک شخص خوششان میآید، ولو شصت سال یا پنجاه سالش باشد. تمایلات در زن با مرد فرق میکند. اصلاً خصوص زن، از نظرِ تمایلات، این قضیه [اختلاف سنی] خیلی برای او مهم نیست.
برای زنان، شخصیت و توان مالی و علمِ مرد، معیارهای مهمتری در انتخاب شوهر هستند
یکی از چیزهایی که برای زن مهم است مسئلۀ شخصیت است؛ شخصیتِ شوهر برای زن خیلی مهم است؛ یعنی یک دخترِ بیستساله یا هجدهساله حاضر است با مردی که دارای شخصیت [بالایی] است و شصتساله است ازدواج کند؛ اما یک جوانِ بیستساله که کنارش است [و] بهعنوانِ مثال خیارفروش است، هرچند قشنگ و خوب باشد، اما خیارفروش است، [اما زن] میگوید: «نه!» [بنابراین] مسئلۀ شخصیت برای زن مهم است. یکی از چیزهای دیگری که برای زن مهم است، مسائلِ مالی است.
