
فلسفۀ نیاز به ازدواج
تبیین عقلانی ازدواج مجدّد و موقت
فلسفۀ نیاز به ازدواج
21یکجایی بودیم و داشتند به این زن ایراد میگرفتند. من گفتم: «ایراد ندارد؛ این نیازش است. شما میگویید: ”آقا، غذا نخورد!“ یعنی چه غذا نخورد؟! میگویید: ”آب نخورد!“ معنا ندارد! این نیاز است واقعاً! این احتیاجش است!»
چرا باید این کار را مخفیانه انجام بدهد؟ بهخاطر اینکه قُبح دارد دیگر؛ اگر قُبح نداشت، خیلی عادی [به دیگران میگفت]؛ مثلاً [اگر] میگفتند: «شوهر شما کیست؟» میگفت: «شوهر من فلان آقاست؛ مرد کاسب محترمی است.» اتفاقاً او هم مردِ محترمی بود. [در این صورت] این [زن] هم بدون هیچ خجالتی [زندگی میکرد] و بچههایش را بزرگ میکرد.
ازدواج زنان با مردان بسیار بزرگتر، یک راهکار منطقی برای حل مشکل ازدواج است
این مسئله، یک مسئلۀ تکوینی است؛ یک مسئلۀ وجدانی است؛ یک مسئلۀ عقلایی است؛ نه اینکه بخواهیم این مسئله را داخل مسئلۀ فطری و غیرفطری بگذاریم. از یک طرف، نیاز در اینجا وجود دارد؛ نیاز به شوهر وجود دارد. از یک طرف، جامعه نمیتواند انتظاراتِ این نیاز را برطرف کند. مگر جامعه چقدر جوان دارد؟
نسبتِ زنان در سنّ ازدواج، دو برابر و نیمِ مردان است
الآن آماری که [مربوط به] چند سال پیش است (نمیدانم الآن بدتر است یا نه) آماری که چند سال پیش از ادارۀ آمار آوردند به من دادند: تعداد زنهای از سن پانزدهشانزده تا سن چهلوپنجپنجاه که آمادگی ازدواج دارند، یک میانگینی حساب کردهاند نسبت به مردهایی که آمادگی و تَهیُّؤ ازدواج را دارند، در ایران دو برابر و نیم است! [این] آمار برای چند سال پیش است؛ یعنی الآن زنهای ازدواجنکردۀ بیشوهر (اعم از دختر و اعم از ثَیّبات [زنان بیشوهر]) نسبت به [مردان] دو برابر و نیم [است]. این نسبتِ در ایران است؛ در ایرلند این نسبت نُه برابر است؛ در آلمان سه برابر و نیم است. [تنها] دو سه جا هستند که مردها بیشترند یا مساویاند؛ در آمریکا و خیلی از بلاد همینطور؛ در کشورهای عربی [هم] مسئله به این کیفیت است.
