
فلسفۀ نیاز به ازدواج
تبیین عقلانی ازدواج مجدّد و موقت
فلسفۀ نیاز به ازدواج
22به نظر شما حالا چهکار [باید] بکنند؟ اصلاً ما میگوییم زمان پیغمبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم هم نه؛ الآن با این معضل اجتماعی چهکار کنند؟ یعنی زنهایی که آمادگی ازدواج دارند و شوهر میخواهند، دو برابر و نیمِ مردان هم هستند؛ باید بروند با مردان مسن ازدواج کنند دیگر؛ این دیگر طبیعی است.
متعه جایگزین ازدواج دائم نیست و زن با آن احساس آرامش ندارد
تلمیذ: شما متعه را در اینجا بهعنوان یک حلّالِ مشکل نمیدانید؟
استاد: نمیشود! [در] متعه، زن آرامش ندارد، سکونت ندارد؛ آن احساسی که باید بکند، نمیکند. در وهلۀ اول باید ازدواج [دائم] باشد؛ منتها حالا [اگر نشد، زن] یک شرایطی را خودش مثلاً قبول میکند. اگر ازدواج نشد، [میتواند] متعه کند.
در شرایط اضطرار، متعه میتواند بهعنوان راهکار باشد
تلمیذ: یعنی شما این شرایط را شرایطِ ضرورت برای متعه نمیدانید؟ همین شرایط فعلی را که دو برابر و نیم هست، و الآن بههرحال هرطوری حسابش را بکنید، الآن کسی در پیِ حل کردنِ این معضل بهعنوان ازدواجِ دائم نیست و کسی مسئولیت این کار را به عهده نمیگیرد.
استاد: بله؛ متعه باید باشد.
تلمیذ: یعنی این شرایط را شرایطِ ضرورت میدانید؟
استاد: بله، چرا [که نه]، بله!
تلمیذ: شما فرمودید که تعداد زنان دو برابر و نیم مردان است و این [عدد] نسبت به متاهّلین است، نه نسبت به تمام [مردان] موجود؛ یعنی مردانی هستند که متأهل هم نیستند.
استاد: بله؛ مردان هستند و متأهل هم نیستند ولی نسبت زنان به آنان دو برابر و نیم است.
تلمیذ: چرا [برای حلّ این مشکل] اقدام به ازدواج جوانان مجرد نمیشود؟ و چرا ما این مشکل را در اجتماع به این شکل حل نمیکنیم که: بر همۀ مسلمانان واجب کفایی باشد که افراد مجردِ جوان را متاهل کنند؛ که مشکل از دو طرف حل خواهد شد. [هم جوانان ازدواج میکنند و هم مشکل تعداد زنان بیشوهر حل میشود.]
استاد: مشکلی در لزوم این مسئله نیست؛ ولیکن با ازدواج افراد مجرد نسبت [زیادیِ زنان نسبت به مردان حل نمی شود بلکه کم میشود و] زنان یک ونیم برابر خواهند شد.
