اعتدال در سلوک
7لزوم رعایت اعتدال در زندگی
انسان در نحوۀ رفتوآمد با دیگران، در طرز لباس پوشیدن و در حرکات نباید طوری در میان جامعه ظاهر بشود که انگشتنما بشود. تأسّی از این مدهای غربی شرعاً حرام است و طرز پوشیدن لباس باید اسلامی باشد و لباس باید متعارف باشد. انسان نباید نگاه کند ببیند از اینطرف و آنطرف چه مُدی میآید و به آنها تأسّی کند؛ این شرعاً اشکال دارد. یک مسلمان نباید لباسهایی بپوشد که در میان أقران جلوۀ خاصّی دارد. انگشتنما شدن در میان جامعه غلط است.1 از آن طرف هم نباید یک نحوه لباس بپوشد که خودِ آن هم موجب زنندگی و انگشتنما شدن باشد. انسان باید بهطور متعارف در میان مردم زندگی کند. نحوۀ رفتوآمد و نحوۀ لباس پوشیدن و نحوۀ ارتباطات او باید معتدل باشد، نباید در ناحیۀ افراط و تفریط باشد.
منبابمثال نباید بگویند: «فلان زن در هر مجلسی که شرکت میکند یک لباس عوض میکند!» این غلط است؛ مسلمان که دنبال این حرفها نیست! نباید بگویند: «فلان مرد وقتی که در هر مجلسی شرکت میکند یک کت و شلوار و یک لباس تغییر میدهد!» اینها یعنی چه؟ این مطالب انسان را از رسیدن به مقصد باز میدارد. از آن طرف هم نباید بگویند: «این شخص اینقدر به سر و وضع و زندگیاش نمیرسد که مثل عابدهها و راهبهها شده است!» همۀ اینها غلط است. در دستوراتی که در شرع است ائمه علیهم السّلام همیشه ما را به رعایت اعتدال دعوت میکردند.2
انس و مودّت بین اعضای خانواده نشانۀ تقرب به خداوند
زن باید در زندگی محیط گرم پذیرایی از شوهر و فرزندان را آماده کند. وظیفۀ اوست که زندگی را گرم نگه دارد. عبادت در جای خود، رسیدن به زندگی در جای خود، پذیرایی از مهمان شوهر به جای خود؛ تمام اینها باید در جای خود قرار بگیرد تا زندگی همان زندگیای بشود که مورد رضای خداست.
یک عبارت بسیار عجیبی از مرحوم پدرمان ـ رضوان الله علیه ـ نقل میکنند و ایشان چندبار این مطلب را خصوصاً و عموماً بیان کردند. ایشان میفرمودند:
- . رجوع شود به الکافی، ج 6، ص 445؛ مشکاة الأنوار، ص 320؛ مکارم الأخلاق، ص 30 و 116؛ نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 303.
- . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 303:
«... فالمُتَّقونَ فیها هُم أهلُ الفَضائِلِ مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ و مَلبَسُهُمُ الِاقتِصادُ و مَشیُهُمُ التَّواضُعُ... .»
ترجمه: امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمود: «...پس فقط پرهیزگرانند که در این دنیا اهل فضیلتاند؛ گفتارشان درست و بهجا، و پوشش آنان میانهروی، و راهرفتنشان تواضع!...»

