
اعتدال در سلوک
نیمه شعبان سال 1418 هـ.ق
اعتدال در سلوک
19تفاوت میزان و نحوۀ تبعیت از اولیای الهی و از سایر بزرگان
البته این مطلب ربطی به تمسّک به کلمات غیر معصوم ندارد. غیر معصوم با معصوم چه ربطی دارد؟! غیر ولیّ با ولیّ چه ربطی دارد؟! بلکه فقط برای ولیّی است که جمیع اسفار اربعه را طی نموده، باقی بالله و بأمرالله شده، در مقام ولایت امام
معصوم علیه السّلام قرار گرفته و کلام او کلام امام علیه السّلام شده است. اما در غیر اینصورت، شخصی که هنوز در راه است و به مرتبۀ فناء ذاتی و به مقام ولایت نرسیده است و در راه کمال برای وصول به آن مرتبه در تلاش و مجاهده است، خودش هنوز در عالم نفس گرفتار است و نیاز به دستگیری و عنایت مقام ولایت دارد، آنوقت انسان کجا میتواند بدون چونوچرا و بدون هیچگونه تأمّل، به هر کلامی که میگوید، جامۀ عمل بپوشاند و عقل و علم و درایت خود را نادیده بگیرد؟! این عین سقوط در چاه است، نه متابعت از علم و عقل و ادراک و منهج اولیای حق. منهج آنها غیر از این بوده است.
من خود شخصاً از مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ شنیدم که در مسائل اخلاقی با مرحوم آیةالله شیخ محمدجواد انصاری ـ با آن ید بیضاء و با آن مراتب ـ جانب احتیاط را رعایت مینمودند و دربست گوش نمیدادند. ببینید مطلب چقدر مهم است! وقتی که به ایشان مراجعه میکردند با احتیاط بود، یعنی در مسائلی که علم به خلاف داشتند جانب احتیاط را عمل میکردند. این مطلب را ایشان بارها به من فرمودند! مرحوم آقا همینطور با مرحوم آیةالله حاج شیخ عباس قوچانی ـ رضوان الله علیه ـ هم بدون چونوچرا عمل نمیکردند؛ درحالیکه هر دوی این بزرگواران اساتید سلوکی ایشان بودند.
ولی در ارتباط با مرحوم حدّاد مطلب فرق کرد. آنها به جای خود، ایشان به جای خود. گرچه ایشان میفرمودند: «برای من مرحوم انصاری حکم پیامبر را دارد!» و در کتاب روح مجرّد هم این مطلب را نوشتهاند؛1 ولی تعابیری که از مرحوم حدّاد میآوردند کاملاً با تعابیری که از مرحوم انصاری میآوردند تفاوت داشت، و براساس همین ادراک هم با آنها رفتار مینمودند. خداوند هم براساس ادراک انسان از واقعیّت، تکلیف میطلبد.
- . روح مجرّد، ص 683.
