
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
و تبیین جایگاه امامت و ولایت
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
6ولایت حکم برق و کهربا را دارد. مسئلۀ ولایت عبارت است از اینکه این اسماء و صفات کلّیۀ الهیه، بهواسطۀ این قوۀ ولایت متعیّن میشود و در هر رتبهای یک حدّ مختص به خودش را میخورد و از آنجا افاضۀ فیض میشود. این مسئله مربوط به امام است. یعنی امام علیه السّلام باید به این مرتبه برسد تا اینکه بتواند این تهیّؤ و آمادگی برای این وضع را پیدا بکند.
حال این تهیّؤ و آمادگی گاهی اوقات برای انسان در یک سال حاصل میشود، گاهی اوقات در دو سال، گاهی اوقات در [چند] سال، گاهی اوقات در یک هفته و گاهی اوقات هم در یک شب! بالأخره باید این تهیّؤ و آمادگی و استعداد برای شخص پیدا بشود تا بتواند منبع برای نزول فیض باشد.
البته این در مراتب بعدی خود ـ یعنی بعد از اینکه امام شد ـ یک سیرِ دیگرِ خاصّ به خودش را هم دارد و اینطور نیست که سیرش در یک مرتبه متوقف بماند. او سیر عرضی دارد و همینطور اتّساع و وسعت پیدا میکند. آن هست؛ چطور اینکه در قیامت آن طور است، در اینجا هم به همین وضع و به همین کیفیت است.
تلمیذ: [آیا ممکن است] بهواسطۀ آن سرعت، سیر عرضیِ لازم را نداشته و فقط یک سیر صعودی داشته باشد؟
استاد: آخر شما این سیر صعودی را به چه تشبیه میکنید؟ فقط یک مسئله نیست؛ در عیناینکه دارد سیر صعودی میکند، سیر عرضی هم دارد! بهخاطر اینکه اگر همۀ عوالم را حیازت نکند، نمیتواند به همۀ عوالم احاطه داشته باشد.
تلمیذ: احاطۀ اجمالی هم نمیتواند داشته باشد؟
استاد: نهخیر، این احاطه تفصیلی است؛ احاطه برای امام، احاطۀ تفصیلی است و اجمالی نیست. در مسئلۀ امامت، دیگر افاضه است و اراده و مشیّت خدا به آن تعلّق گرفته است. اگر بخواهد در تحتِ یک قانون قرار بگیرد، اینطور نیست که حتماً باید یک مدت مشخصی داشته باشد تا در این مدت مشخص نماز شب بخواند، ریاضت بکشد، ذکر بگوید و...! نه، خود امام ولو اینکه پنج سال سنّ اوست، ولی آن کیفیت پنجسالگیاش با پنجسالگیهای افراد عادی فرق میکند و حرکتِ سیر او فرق دارد.
