اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل

و تبیین جایگاه امامت و ولایت

0
جلسات
نسخه عربی

امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل

5
  • استاد: نه، از تألیفات علمای ما نیست؛ بلکه تاریخی است که نزد خود آنها موثّق است.

  • تلمیذ: کتبی هم تألیف شده که از مصادر اهل‌سنّت روایات را [جمع‌آوری کرده است]؛ مثلاً میرزا نجم‌الدّین عسکری دو جلد کتاب در مناقب حضرت مهدی سلام الله علیه دارد که در واقع یک جلد آن روایاتی است که از اهل‌سنت نقل شده و جلد دیگر هم روایات اهل‌شیعه است.1و2 یک کتاب هم مرحوم آیةالله سید صدرالدّین صدر نوشته است که از کتب اهل‌سنت روایاتی جمع‌آوری کرده و در دسترس هست.3

  • استاد: بله. همان‌طور که عرض کردم زیاد است و در قضیۀ مربوط به امام عصر علیه السّلام، روایات از اهل‌سنت بیشتر از شیعه است! حتی روایاتی که مربوط به ولایت است. به‌عنوان‌مثال روایتی اهل‌سنت از پیغمبر اکرم صلوات الله علیه نقل می‌کنند که حضرت، جابر بن عبدالله انصاری را مخاطب قرار می‌دهند و نام دوازه امام را به او می‌فرمایند:

  • أوّلُهُم علیٌّ، ثُمّ الحَسنُ، ثُمّ الحسینُ... ثمّ القائِمُ اسمُهُ اسْمی و کُنیتُهُ کُنیَتی؛ «اوّلی آنها علی، سپس حسن و حسین... و آخری آنها نامش نامِ من و کُنیۀ او کنیۀ من است.»

  • بنابراین اهل‌سنت چه می‌گویند؟ این را خودشان روایت می‌کنند و در بسیاری از کتب در باب فضائل [اهل‌بیت علیهم السّلام] موجود است!4

  • تبیین جایگاه امام با توضیح حقیقتِ ولایت

  • تلمیذ: آیا مقام امامت ربطی به کمال دارد یا ندارد؟ یعنی وقتی امام زمان علیه السّلام، امام شد به کمال رسیده بود؟

  • استاد: امام مُساوق با کمال است. وقتی که یک شخص امام می‌شود، یعنی استعداد و تهیّؤ برای تقبّل و تحمل بروز و ظهور اسماء و صفات کلّیۀ الهیه را پیدا می‌کند. چون مسئلۀ امامت یعنی مسئلۀ ربط و علقۀ بین خلق و خالق. امام وظیفه‌اش ربط است؛ حال خلق هر کسی می‌خواهد باشد! از ادنای مخلوقات گرفته تا اعلای از نفوس مجرّده و ملائکه و عقول؛ واسطۀ تمام اینها ولایت است.

  • یعنی مسئلۀ ولایت ـ همان‌طوری‌که عرض کردم ـ یک مسئله‌ای است که تمام بروز و ظهور اسماء و صفات الهیه به‌واسطۀ آن است. مثل یک کارخانه و مَصنعی می‌ماند که در این مصنع حدید هست، پلاستیک هست، زُجاج و شیشه هست، نایلون هست، لون و رنگ و امثال اینها نیز هست. این موادّ وارد کارخانه می‌شوند و بعد فرض کنید که از آن‌طرفِ کارخانه و مصنع یک سیّاره‌ای5 خارج می‌شود. این سیّاره، مجموعِ مرکّبی است از حدید و زجاج و پلاستیک و لاستیک و سیم و همۀ آنچه که یک سیّاره لازم دارد. این موادّ هست، حال آن نیرو و قدرتی که این موادّ را تبدیل می‌کند و از آن مصنع به شکل سیّاره خارج می‌کند، آن کهربا و برق است؛ یعنی تا برق نباشد این موادّ به جای خودش محفوظ است و هیچ تبدیل به سیّاره نمی‌شود. لذا این برق و کهربا این مکینه6 را به‌کار می‌اندازد؛ یعنی این دستگاه و جهاز را به حرکت می‌اندازد و این موادّ تبدیل به یک سیّاره شده و خارج می‌شود.

    1. المهدیّ الموعود المنتظر علیه السّلام عند علماء أهل السنّة و الإمامیّة، شیخ نجم‌الدّین جعفر بن محمد عسکری.
    2. تلمیذ: مثل‌اینکه نجم‌الدّین برادر علامه سید مرتضی عسکری است، درست است؟
      استاد: نه‌خیر، او «شیخ» نجم‌الدّین عسکری است. ایشان هم خیلی مرد متتبّعی بوده و کتاب‌های زیادی هم تألیف کرده است. ایشان در سامرّا بود و به کاظمین آمد و بعد فوت کرد. البته ظاهراً یک قوم و خویشی با هم دارند، چون لازم نیست که عسکری‌ها حتماً سید باشند؛ هم سید در آنها هست وهم شیخ.
      تلمیذ: با شما هم قوم و خویشی دارند؟
      استاد: بله، از دایی‌زاده‌های جدّ ما (پدرِ پدر ما) هستند.* اینها در سامرّا بودند.
      تلمیذ: به‌خاطر همین هم عسکری می‌گویند؟
      استاد: بله، همه عسکری بودند. اتفاقاً در آن سفری که ما بعد از مکه مراجعت کردیم و به عراق آمدیم، یک شب در سامرّا به دیدن همین آقا شیخ نجم‌الدّین عسکری رفتیم.** خلاصه نشستیم و همین‌طور صحبت کردیم و خیلی هم از آقا خوشش آمده بود.
      قضیه خیلی جالب بود. ایشان آقا را نشناخته بود و آقا هم همین‌طور با شک به او نگاه می‌کردند که مثلاً گاهی اوقات یک حرف‌هایی می‌زند که با معرفت و عرفان جور در نمی‌آید! یعنی اگر می‌شناخت، ملایم و مناسب نبود؛ درحالی‌که سابق‌الأیام خیلی با هم مأنوس بودند! خلاصه، در انتهای مجلس رو کرد به آقا و گفت: «من نمی‌دانم شما چه کسی هستید؟» آقا گفت: «آقا، شما من را نمی‌شناسید؟ من سید محمدحسین هستم!» یک‌دفعه گفت: «بله، بله، بله!» پیرمرد بود! بلند شد [و ایشان را] بغل کرد. گفت: «عجیب! من دیگر پیر شده‌ام و ذاکره‌ام را از دست داده‌ام! دیگر ذاکره‌ام [ضعیف] شده است!» آنجا چند تا کتاب خطی داشت و گفت: «می‌خواهم اینها را چاپ کنم ولی بودجه ندارم؛ اگر کسانی هستند، آیا شما می‌توانید [به آنها بدهید تا] اینها را با نفقۀ خودشان طبع کنند؟»
      * جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج 1، ص 268، تعلیقه 3 و ج 13، ص 171، تعلیقه؛ مطلع انوار، ج 1، ص 53.
      ** رجوع شود به روح مجرّد، ص 38.
    3. المهدیّ عجّل الله فرجه، سید صدرالدّین صدر عاملی.
    4. ینابیع المودّة، ج 3، ص 386 و 399.
      هم‌چنین رجوع شود به مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج 2، ص 28؛ مسند أحمد، ج 1، ص 376؛ صحیح ابن‌حبان، ج 15، ص 238؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج 10، ص 137.
    5. اتومبیل. (محقق)
    6. کارخانه. (محقق)