
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
و تبیین جایگاه امامت و ولایت
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
17استاد: راجع به سنخیّت باید گفت که ما دو نوع سنخیّت داریم:
نوع اول: این است که اگر شخص استعداد و قابلیّت نزول باران را نداشته باشد، اصلاً ابر بر او نمیبارد! بهعنوانمثال نباید حاجب و مانعی روی این ظرف باشد تا باران بتواند بر آن ببارد و در آن بریزد. ما این سنخیّت را از این جهت به این مثال تشبیه کردیم.
نوع دوم: نسبت به خود ابر است؛ یعنی چرا باران در این ظرف میریزد اما در ظرف دیگر نمیریزد؟ این یک سنخیّت دیگر است که همان استعداد و قابلیتی است که در آن است؛ مثلاً باید در محاذات با باران باشد تا در آن بریزد. بنابراین، برای انسان در استجلاب اسماء و صفات کلّیه دو سنخیّت است:
یکی سنخیّتی است که بهواسطۀ ذکر و ریاضات و مجاهدات شرعیّه کمکم حاصل میشود، تا اینکه به تجرّد تام میرسد و در [حریم] پروردگار داخل میشود. ما این را به «فناء» تعبیر میکنیم که در آن خصوصیّات متبدل میشود و دیگر بین عبد و پروردگار هیچ پرده و حجابی نیست.
تلمیذ: یعنی قابلیت محضه برای أخذ پیدا میکند!
استاد: قابلیت پیدا میکند، ولی صحبت در کیفیت قابلیت است! الآن قابلیت برای استجلاب اسماء و صفات کلّیه را پیدا کرده است ولی این کافی نیست و لازم است که خداوند تقدیر کند که مثلاً این مقدار خاص را در وجود او قرار بدهد. آن اسمی که واسطۀ بین اسماء کلّیه و بین این ظرف است، همان ولایت است.
کیفیت تدبیر نظام تکوین در زمان غیبت
تلمیذ: در زمان غیبت میتوانیم این حرف را بزنیم که حضرت، حوادث عالم تکوین را بر طبق شاکله یا اعم از شاکلۀ آن ولیّ که در زمان غیبت است میچرخاند و تدبیر میکند؟
استاد: نه، چرا اینطور بگوییم؟! ولیّ خودش را بر طبق مصلحت الهی تطبیق میدهد، چرا مصالح بر طبق ولیّ [تغییر کند]؟! یا اینکه هر دو با هم یک اقتضا میکنند و دو امر نیستند. همانطوریکه جریان مشیّت الهی بر این است که الآن عالم بر این کیفیت بگردد، اسباب و آلات و ادواتش هم بر همان کیفیت قرار میدهد؛ خب ولیّ هم بر همان وضع است. یعنی فکرش و نحوۀ کارش و ارتباطش با مردم همان است؛ چرا؟ چون اقتضا میکند که الآن نظام عالم بر این مسیر بگردد و اگر تغییر پیدا بکند، آن ولیّی که بعد میآید فرق میکند با آن شخصی که سابق بوده است و حالاتش منطبق با آن مصلحت بعدی است.
