
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
و تبیین جایگاه امامت و ولایت
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
11تلمیذ: ما نمیخواهیم بگوییم که دو اسم علیم داریم!
استاد: پس چه؟ در اینجا مسئلۀ امامت، یعنی ولایت تکوینی پروردگار در ظهور اسماء کلّیۀ خود؛ آنوقت ما چند تا ولایت داریم؟
تلمیذ: یکی داریم.
استاد: احسنت! خب ظهور ولایت چیست؟
تلمیذ: ظهور ولایت در مشاکل و مظاهر خودش است.
استاد: همین، پس یک ولایت است.
تلمیذ: [ولایت] ولیّ هم پس یک ولایت است! ما میگوییم هیچ تفاوت و تمایزی بین ولایت ولیّ با ولایت امام نیست.
استاد: نیست، ولی در تحتِ آن ولایت است! غیر از این است که در عرض او باشد.
تلمیذ: من هم همین سؤال را دارم. کسی مثل مرحوم حضرت آقا [علامه طهرانی] که ولیّ میشود و رسیده است و تمام مراحل را طولاً و عرضاً طی کرده است، یعنی [در] مقامِ طولی [به] تمام اسماء و صفات [رسیده] و به ذات هم رسیده و دوباره برگشته در مقام بقاء و بالأخره همۀ این مراحل [را طی کرده است]؛ از نفس امیرالمؤمنین و از نفس پیغمبر گذشته است تا رسیده به ذات؛ از ذات هم گذشته و دوباره برگشته به مقام بقاء؛ این مسیر را طی کرده و دیگر «خودی» نیست و بنا بر همان فرمایشی که فرمودید، در مقام فناء او نابود میشود و چیز جدیدی بنا گذاشته میشود؛ میخواهم بگویم فقط جسم فرق میکند! جسم او در یک اطاق است، جسم مبارک امام زمان هم در یک اطاق و در یک جای دیگر؛ پس تمایزی نیست! اینجا دیگر نمیتوانیم بگوییم ولیّ هست و امام! میخواهم بگویم هر دوی آنها امام زمان هستند و هر دوی آنها ولیّ هستند.
استاد: بله، اتحاد در یک معنا وجود دارد؛ ولی صحبت در این است که همان ولیّ بالأخره دارای نفس هست یا نه؟
تلمیذ: همین برای من مبهم است.
استاد: احسنت! این نفس دارای یک سعه است و آن سعه تفاوت پیدا میکند. به آن مقداری که سعه داشته باشد در عالم بقاء ـ نه در عالم فناء ـ از اسماء کلّیۀ الهیه در آن ظهور پیدا میکند و چون نفس امام علیه السّلام أوسع از اوست، از دریچۀ نفس امام از آن اسماء پروردگار استفاده میکند و بروز پیدا میکند؛ نه بهتنهایی.
