اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل

و تبیین جایگاه امامت و ولایت

0
جلسات
نسخه عربی

امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل

8
  • ظهور امام زمان، حلقۀ واسطۀ بین دنیا و قیامت

  • تلمیذ: نسبت به زمان ظهور حضرت صاحب‌الأمر اطلاق قیامت شده است؛1 کما اینکه در آن روایت أشراط السّاعة هم که رسول خدا به سلمان می‌فرماید، همه‌اش دلالت بر علائم آخرالزّمان می‌کند.2 اینها به چه نسبت اطلاق می‌شود؟

  • استاد: به‌خاطر اینکه مسئلۀ ظهور حضرت یک حلقۀ واسطۀ بین دنیا و قیامت است. یعنی اصلاً به‌طور کلی استعداد و آمادگی قیامت، در ظهور حضرت پیدا می‌شود؛ چون بالأخره هر شخصی برای قیامت استعداد و آمادگی می‌خواهد. کسی هم که از دنیا می‌رود، به‌واسطۀ ورودش در عالم برزخ تهیّؤ برای قیامت را پیدا می‌کند. در اینجا هم خود ظهور حضرت، یک تحولی است از این عالم به عالم [قیامت]؛ یعنی دیگر این مرتبه از پروندۀ این عالم از خلقت آدم، بسته می‌شود.

  • یعنی اگر فرضاً ما تاریخ خلقت آدم را تا قیامت سه قسمت کنیم، قسمت اول ـ که همین زندگی عادی و ظاهری با همین خصوصیّات و کیفیّات است ـ تا زمان ظهور تمام می‌شود؛ [قسمت دوم عبارت است از] ظهور تا رجعت؛ و و [قسمت سوم هم] قیامت.3

  • بنابراین، مسئلۀ ظهور اولین قدم به‌سوی قیامت است؛ یعنی به‌سوی تحول در مرتبۀ جدیدی که در آن مرتبۀ جدید انسان با یک واسطه از نقطه‌نظر ظاهر به قیامت می‌رسد. از نقطه‌نظر باطن هم همان تحول باطنی ـ که تکوینیِ در افراد هست ـ آنها را به‌سمت قیامت سوق می‌دهد و آن موقع دیگر غفلت و اینها نیست.4

  • تحول معرفتی مردم در زمان ظهور

  • تلمیذ: یعنی واقعاً زمان حضرت مردم ولو عوام هم متحول می‌شوند؟ نمی‌توانیم بگوییم عوام آنها مثل عوام الآن هستند؟

  • استاد: نه، ولو عوام هم متحول می‌شوند.

  • إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللهُ یَدَه علیٰ رُؤوسِ العِبادِ؛ فَجَمَعَ بها عُقولَهم و کَمُلَت به أحلامُهُم.5

  • تلمیذ: در روایات داریم که کسانی که در غیبت حضرت در تهذیب نفس و تمسّک به ولایت و در اطاعت حق بوده‌اند، ثواب آنها أجزَل و أعظم از ثواب کسانی است که در زمان ظهور در خدمت حضرت و در تحت لِوا و ولایت ایشان هستند؛6 پس این أجزل بودن و أعظم بودن به چه مناسبت در روایت آمده است؟

    1. رجوع شود به بحار الأنوار، ج 6، ص 295 ـ 316.
    2. تفسیر القمی، ج 2، ص 303 ـ 308.
    3. نرم‌افزار جامع آوای ملکوت، دروس، اصول، جلسه 211:
      «تلمیذ: ما می‌بینیم اینجا این مراحل را روی کلّ بشر بُرده است، درحالی‌که نفوس، هر کدام برای خودشان یک حرکت دارد. چطور این عنوان کلّی و این حرکت کلّی را روی کلّ برده‌اند؟ مثلاً آن کسانی که در زمان رجعت هستند، دیگر برزخ ندارند و به‌مجرّد تمام شدن عالم رجعت، قیامت [آنها برپا می‌شود]؟
      استاد: آنها هم برزخ دارند.
      تلمیذ: پس چرا به‌عنوان یک مرتبۀ تکاملی اطلاق می‌شود؟
      استاد: ببینید، مسئلۀ بعثت رسل، و غیبت امام و ظهور، و بعد عالم رجعت، این سه مرتبه‌ای است که در عالم خارج به‌وجود می‌آید و در عالم خارج بروز و ظهور دارد. برای‌اینکه خداوند آن مَظهریّت تامّ خودش را در همۀ مراتب وجودی، چه نسبت به شخص افراد و چه نسبت به عالم خارج اثبات کند، باید مرتبۀ تحقّق خارجیِ احکام الهی و مَدنیّت فاضله در عالم خارج تحقّق داشته باشد تا اینکه مردم نگویند که این احکامی که خدا آورده است به‌درد خودش می‌خورد و اصلاً در عالم خارج تحقّق یک‌هم‌چنین احکامی محال است!
      لذا لازمه‌اش در اینجا این است که در وهلۀ اول، احکام به‌واسطۀ رسل بیاید؛ ـ این مسئله هست ـ و در مرتبۀ دوم، آن احکام به‌صورت بروز و ظهور امام علیه السّلام که این احکام را در خارج بروز می‌دهند، تحقّق خارجی پیدا بکند؛ و مرتبۀ بالاتر که مرتبۀ قوی‌تر است، مسئلۀ رجعت است که از ظهور حضرت هم قوی‌تر است! یعنی تحقّق آن مراتبِ فعلیِ حکم و تأثیرش در نفوس، حتی از زمان ظهور هم بیشتر است.
      در زمان ظهور حتی شیطان وجود دارد، منتها إعمال نمی‌کند یا مثلاً إعمال او إعمال مخفی است و در خارج بروز و ظهور ندارد؛ ولی در مسئلۀ رجعت اصلاً این مطلب نسبت به زمان ظهور قوی‌تر است! یعنی شیطان در زمان رجعت حتی شاید به‌حسب ظاهر، در باطن و در سرّ هم نسبت به افعال و اعمال شخصیّه نتواند کاری انجام بدهد. البته نسبت به مطالب و مراحل عالی و بالا خیر، آن کار هر کسی نیست و فقط یک عدۀ خاصّی هستند [که می‌توانند از عهدۀ آن برآیند]؛ آن [مراحل عالی] حتی در رجعت هم همین‌طور است. ولی نسبت به [ترک] گناه، این‌طورکه از روایات برمی‌آید (رجوع شود به مختصر البصائر، ص 116)، در مسئلۀ رجعت قوی‌تر از زمان ظهور است.
      آن‌وقت این رتبۀ رجعت به‌عنوان یک رتبۀ متکامل ظهور قرار دارد؛ که در رتبۀ ظهور، امام زمان علیه السّلام هست و ظاهراً حضرت بعد از چند سال ـ در بعضی از روایات نوزده سال، در بعضی‌ها کمتر و در بعضی‌ها بیشتر(رجوع شود به الغیبة، نعمانی، ص 331 و 332؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 474؛ کشف الغمّة، ج 2، ص 467 و 468 و 478) ـ از دنیا می‌روند(رجوع شود به الکافی، ج 8، ص 206؛ کشف الغمّة، ج 2، ص 479؛ مختصر البصائر، ص 165)، و بعد خود فرزندان آن حضرت حکومت را ادامه می‌دهند.( رجوع شود به کمال الدّین، ج 2، ص 358؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 150 و 151 و 280؛ بحار الأنوار، ج 53، ص 145 ـ 148)
      بعد در زمان رجعت، خود ائمه علیهم السّلام ـ امیرالمؤمنین و امام صادق و امام حسین؛ این سه هستند و بقیه معلوم نیست که باشند یا نه(رجوع شود به بحار الأنور، ج 53، ص 39 ـ 144) ـ برمی‌گردند و رجوع می‌کنند. اینجا هم از این نقطه‌نظر به یک مرتبۀ تمامیّت می‌رسد.
      به‌عبارت‌دیگر، ارادۀ خداوند متعال بر این تعلّق گرفته است که در همین دنیا و با همین افراد ـ آن‌طورکه عرض کردم ـ مراتب احکام شرعی و تربیت اجتماعی و تربیت شخصی را که نزول صفات جمالیّه و جلالیّۀ پروردگار است، به منصّۀ ظهور برساند. این منظور است؛ وإلاّ بله، هر کسی هر وقتی که [به این دنیا بیاید] هم عالم مادّه دارد، هم عالم برزخ دارد و هم عالم قیامت. ممکن است در همین‌جا عالم قیامت و برزخش را طی بکند، یا اینکه برود در آنجا طی بکند.
      تلمیذ: پس اینکه نسبت به زمان ظهور در روایت داریم: ”یَملَأُها عَدلاً“ (الکافی، ج 1، ص 341: «... یَملَأُها عَدلاً کَما مُلِئَتْ ظُلماً و جَوراً... ») با این فرمایش حضرتعالی چطور جور درمی‌آید؟
      استاد: [این مسئله] در ظاهر [است]؛ در ظاهر دیگر عدل حاکم است.
      تلمیذ: پس اینکه فرمودید در زمان رجعت، مظاهرِ جلال و جمال در احکام شرعیّه ظاهر می‌شود، این بروز و ظهور صفات و اسماء جمالیّه و جلالیّه غیر از عدل است؟
      استاد: بله، آن بالاتر از عدل است؛ یعنی دیگر در خفاء هم گناه و ظلمی نیست.
      تلمیذ: وقتی که گناه و ظلمی نیست، پس دیگر امتحانات چطور می‌شود؟
      استاد: آن باشد. مورد هست که شخص به‌واسطۀ کمال عقلی خودش مرتکب گناه نمی‌شود؛ مثل شما! مثلاً الآن نه عالم ظهور است، نه عالم رجعت است، هیچ نیست، اما امتحان که پیش می‌آید شما [از امتحان سربلند بیرون می‌آیید]؛ آیا لازم است که انسان همیشه در امتحان مردود باشد؟!
      تلمیذ: آن‌طورکه فرمودید زمان ظهور زمان زیادی است؟
      استاد: بله، طولانی است.
      تلمیذ: فرزندان خود امام زمان نسل اندر نسل هستند؟
      استاد: بله.
      تلمیذ: آیا بعد دوباره حادثه‌ای رخ می‌دهد و رجعت می‌شود؟ چگونه است؟
      استاد: برمی‌گردند دیگر! نحوۀ آن را روایات ندارند.
      تلمیذ: در فلسفه داریم که برای انتقال از یک موقعیت به یک موقعیتِ دیگر، هر چیزی که به نهایت رسید، انعَکَسَ إلیٰ ضدِّه؛ آیا مسئله به جایی می‌رسد که دوباره انقلاب می‌شود و رجعت می‌شود؟
      استاد: خیر. مگر لازمۀ ظهورِ حضرت انقلاب است؟!
      تلمیذ: بالأخره در روایت داریم که: ”مُلِئَت ظلماً!“
      استاد: الآن شده است دیگر! الآن ”مُلِئَت ظلماً“ است.
      تلمیذ: [هر وقت ظلم] به نهایت رسید، حضرت آنجا دیگر [ظهور می‌کنند]؟
      استاد: نه، هم ”مُلِئَت ظلماً“ است و هم اینکه نفوس آماده می‌شوند. بله، یک عده [ظلم می‌کنند و زمین پر از ظلم می‌شود]: ”مُلِئَت ظلماً!“ ولی در همین ظلم است که نفوس آمادۀ برای ظهور حضرت می‌شوند و بدون آن ظلم آماده نمی‌شوند. ظلم خودش خیر است!
      تلمیذ: پس در این‌صورت فلسفۀ کسانی که می‌گویند باید بیشتر گناه بشود تا حضرت زودتر بیاید [چه می‌شود]؟
      استاد: نه‌اینکه گناه بشود! بالأخره ظلم خواهد شد و نیازی به این نیست که ما خودمان بیاییم گناه کنیم. شما یک وقتی نروید [گناه کنید]!»
    4. نرم‌افزار جامع آوای ملکوت، سخنرانی، سلوک خانواده ـ قم، جلسه 25:
      «سؤال: یا هو، رجعت چیست؟
      جواب: به‌جای «یا هو» بنویسید: بسم الله الرّحمٰن الرّحیم. آنچه که ما می‌دانیم این است که رجعت عبارت است از رسیدن دنیا از نقطه‌نظر استعداد به یک مرتبۀ فعلیّت نفسانی که بتواند تمام احکام الهی را آن‌طورکه باید و شاید به منصّۀ ظهور دربیاورد. مقدمۀ برای این مسئله، ظهور امام زمان عجّل الله تعالیٰ فرجه است که در زمان ظهور حضرت، ظلم برداشته می‌شود ولی ریشۀ ظلم خشکانده نمی‌شود! دقت کنید، ریشۀ ظلم خشکانده نمی‌شود ولی ظلم برداشته می‌شود، عدالت در همۀ عالم گسترده می‌شود، امنیت در همۀ عالم گسترده می‌شود و هر کسی می‌تواند به آنچه مورد نظر خود اوست برسد.
      یک پله بالاتر از زمان ظهور هم داریم و آن در جایی است که اصلاً انسان به مرتبه‌ای برسد که حتی نیت گناه هم نکند! در زمان ظهور ممکن است یک شخصی نیت گناه بکند، منتها می‌بیند چوب و فلک است؛ دیگر زمان ظهور مثل الآن نیست که در خیلی از کشورها هر کسی هر غلطی می‌کند و از هزار مصونیّت برخوردار است و از این مسائل! نه، در زمان ظهور کسی جرئت ندارد به‌خاطر اینکه فردا حساب است و کتاب است و قانون! ولی در زمان رجعت نه، آن تفکر و نیت گناه هم از انسان برداشته می‌شود و انسان به مرتبۀ فعلیّتی می‌رسد که حدّاقل موقعیتی که نفس انسان دارد این است که به باطن گناه و ظلمت گناه و کدورت گناه اشراف پیدا می‌کند.
      هم‌چنین در بعضی از اخبار داریم که ائمه برمی‌گردند و در بعضی از اخبار هم داریم که بعضی از آنها برمی‌گردند؛ قدر مسلّم این است که امیرالمؤمنین و امام حسین و امام صادق برمی‌گردند و برای آنها هم عمرهای طولانی ذکر کرده‌اند.*»
      * رجوع شود به بحار الأنوار، ج 53، ص 39 ـ 144.
    5. الکافی، ج 1، ص 25. نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 440:
      «مولی بنی‌شیبان از حضرت أبوجعفر امام محمدباقر علیه السّلام روایت کرده است که آن حضرت گفت: ”زمانی که قائم ما قیام کند، خداوند دست خود را بر سرهای بندگانش می‌گذارد و با این دست، عقل‌هایشان را جمع می‌کند و خردها و اندیشه‌ها و قوای تفکیریّه‌شان کامل می‌گردد.“»
    6. رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 333 ـ 335.