اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام

و پاسخ به شبهات مربوط به ولایت و عرفان

1٬851
جلسات

از مهمترین پرسشهای هر مؤمن باورمند به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه، این است که از کجا بدانیم ما در مسیر و راه ایشان حرکت می‌کنیم؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در جلسه‌ای که در جَبَل‌عامِل لبنان، حدود سنۀ 1427 ه‍.ق، برگزار شده است، به پاسخ این سئوال پرداخته‌اند. ایشان با ارائه معیارهایی برای تشخیص و محک زدن این مهم، به اشکالات یا شبهاتی که نسبت به ضروریات مکتب تشیع از سوی برخی عالمان مطرح شده اشاره می‌کنند و تلاش دارند ریشه این معضل بزرگ را برای مخاطبین، روشن بسازند. در بخش دیگری از این بیانات شیوا و شیرین، به شبهات منکران عرفان و فلسفه پرداخته شده و ضمن بیان برخی خاطرات از مناظرات و مباحثات علامه طهرانی و نیز خودشان در مقاطع و مناسبت‌های گوناگون، به ضرورت گفتگو برای روشن شدن حقائق تأکید دارند. مرحوم استاد حسینی طهرانی جهل را منشأ مخالفت، با اهل معرفت دانسته و تنها طریق امن برای حصول شناخت امامان علیهم السلام را مسیر عرفان و توحید معرفی می‌کنند.

سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام

توضیحات:

از مهمترین پرسشهای هر مؤمن باورمند به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه، این است که از کجا بدانیم ما در مسیر و راه ایشان حرکت می‌کنیم؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در جلسه‌ای که در جَبَل‌عامِل لبنان، حدود سنۀ 1427 ه‍.ق، برگزار شده است، به پاسخ این سئوال پرداخته‌اند. ایشان با ارائه معیارهایی برای تشخیص و محک زدن این مهم، به اشکالات یا شبهاتی که نسبت به ضروریات مکتب تشیع از سوی برخی عالمان مطرح شده اشاره می‌کنند و تلاش دارند ریشه این معضل بزرگ را برای مخاطبین، روشن بسازند. در بخش دیگری از این بیانات شیوا و شیرین، به شبهات منکران عرفان و فلسفه پرداخته شده و ضمن بیان برخی خاطرات از مناظرات و مباحثات علامه طهرانی و نیز خودشان در مقاطع و مناسبت‌های گوناگون، به ضرورت گفتگو برای روشن شدن حقائق تأکید دارند. مرحوم استاد حسینی طهرانی جهل را منشأ مخالفت، با اهل معرفت دانسته و تنها طریق امن برای حصول شناخت امامان علیهم السلام را مسیر عرفان و توحید معرفی می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام

13
  • معیار حرکت در راه امام زمان علیه السّلام، صفای باطن در تلقّی حقایق

  • بنابراین، می توانیم این مسئله را در این عبارت خلاصه کنیم: اگر انسان باطن خود را صاف کند و در نفس خود نسبت به تلقّی و پذیرش مطالب و نسبت به هر چیزی که با آن روبه‌رو می‌شود، احساسِ صفا و راحتی کند و نسبت به پذیرش آنها ضیق و حَرَجی نبیند، بداند که در راه امام علیه السّلام است.

  • اما اگر انسان در نفس خود ضیق و حرج نسبت به شخص خاصّی احساس کند، مثلاً کسی نزد شما آمده و با شما صحبت می‌کند و می‌گوید: «اصلاً شما نباید پشت‌سرِ فلان عالم دینی حرف بزنید، چراکه ایشان صدّیق و مطهّر و طاهر است و اعمالش چنین و چنان است!» شما نیز بگویید: «من خودم با چشم خود این مسئله را دیده‌ام!» اما او بگوید: «نه! اگر این مسئله را بگویی تو را خواهیم زد و...!» فوراً باید متوجه بشوید که این برخلاف صدق است.

  • عقل و منطق، طریق امام علیه السّلام 

  • بنابراین، در راه امام علیه السّلام ضرب و شتم و اتهام و دروغ و ناسزا وجود ندارد، بلکه در تمام زمینه‌ها راهی باز و عقلائی است. امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرماید: بیایید با من حرف بزنید، بیایید با من بحث و گفتگو و در مسائل جاریه صحبت کنید؛ اگر در رفتارها و اعمال من خطایی دیدید باید به من تذکر بدهید، چراکه من هم فردی مانند سایر افراد هستم!1 این است راه امام علیه السّلام.

  • ولی ما در بعضی از اوقات می‌بینیم که اگر بگوییم: «فلانی اشتباه می‌کند» می‌گویند: «چرا اشتباه می کند؟! ابداً ممکن نیست که این شخص اشتباه کند!» چرا؟ آیا امام است؟ آیا پیامبر است و خداوند به او وحی می‌کند؟! می‌گویند: «ما اینها را نمی‌فهمیم، اگر یک بار دیگر چنین بگویی تو را می‌زنیم و در فلان جا قرار می‌دهیم!» بنابراین فوراً می‌فهمیم که این راه، راه امام علیه السّلام نیست.

    1.  نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 335:
      «...فَلا تَکُفّوا عن مَقالَةٍ بِحَقٍّ أو مَشوَرَةٍ بِعَدلٍ؛ فَإنّی لَستُ فی نَفسی بِفَوقِ أن أُخطِئَ و لا آمَنُ ذَلِکَ مِن فِعلی، إلّا أن یَکفیَ اللهُ مِن نَفسی ما هو أملَکُ بِهِ مِنّی؛ فإنّما أنا و أنتُم عَبیدٌ مَملوکونَ لِرَبٍّ لا رَبَّ غَیرُه، یَملِکُ مِنّا ما لا نَملِکُ من أنفُسِنا، و أخرَجَنا ممّا کُنّا فیه إلیٰ ما صَلَحْنَا علیه؛ فأبدَلَنا بعدَ الضّلالةِ بالْهُدیٰ، و أعطانَا البَصیرةَ بعدَ العَمیٰ.» ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 4، ص 117:
      «... از گفتگوی به‌حق دست برندارید، و از إظهار حق خودداری نکنید! وقتی با شما مشورت می‌کنم نظریّات خود را از روی عدل بیان کنید؛ زیرا من بالاتر از آن نیستم که در وجود خود خطا نکنم؛ و در نفس خود مأمون نیستم مگر اینکه خدا مرا حفظ کند، آن خدایی که مالکیّتش بر من بیشتر است از خود من بر من...؛ من و شما بندگان مملوک پروردگاری هستیم که پروردگاری غیر از او نیست. خداوند بر ما و بر نفوس ما مالکیت دارد، و ما خودمان مالک خود نیستیم؛ او مالک ما است. و خداست که ما را از آن چیزی که در او بودیم بیرون آورده، و به‌سوی صلاح و رشد قرار داده است؛ و بعد از ضلالت ما را هدایت فرموده، و بعد از کوری ما را بصیرت داده است.»
/