
ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
پاسخ به شبهات ولایت تکوینی و اثبات ولایت ائمه و شیعیان
موضوع این سخنرانی پاسخ به شبهات ولایت تکوینی و اثبات ولایت تکوینیِ ائمه علیهمالسلام و شیعیان است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به این شبهات پاسخ میدهند: 1. آیا معنای ولایت، رفع نقص است؟ 2. چه نیازی هست که خداوند، ائمه را واسطۀ اجرای امور قرار دهد؟ 3. آیا علم غیب با بشر بودنِ اولیاء الهی منافات ندارد؟ 4. با توجه به آیۀ ﴿لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ...﴾ چگونه میگوییم پیامبر علم غیب دارد؟ 5. آیا روایات ولایت تکوینی با آیات قرآن تعارض ندارند؟ ایشان در اثنای پاسخ به این سؤالات، به نقل و بررسی روایات دال بر ولایت تکوینیِ ائمه میپردازند و برتری ائمه از تمام خلایق را با دلایل نقلی اثبات میکنند و میفرمایند که شیعیان نیز میتوانند در دسترسی به ولایت تکوینی و علم غیب به ائمه ملحق شوند و شواهد مسئله را بیان میکنند. در پایان میفرمایند که علم غیب از شئون و لوازم ولایت تکوینی است؛ همچنین ولایت تکوینی نیز از ملزومات وصول به کمال است.
ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
توضیحات:
موضوع این سخنرانی پاسخ به شبهات ولایت تکوینی و اثبات ولایت تکوینیِ ائمه علیهمالسلام و شیعیان است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به این شبهات پاسخ میدهند: 1. آیا معنای ولایت، رفع نقص است؟ 2. چه نیازی هست که خداوند، ائمه را واسطۀ اجرای امور قرار دهد؟ 3. آیا علم غیب با بشر بودنِ اولیاء الهی منافات ندارد؟ 4. با توجه به آیۀ ﴿لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ...﴾ چگونه میگوییم پیامبر علم غیب دارد؟ 5. آیا روایات ولایت تکوینی با آیات قرآن تعارض ندارند؟ ایشان در اثنای پاسخ به این سؤالات، به نقل و بررسی روایات دال بر ولایت تکوینیِ ائمه میپردازند و برتری ائمه از تمام خلایق را با دلایل نقلی اثبات میکنند و میفرمایند که شیعیان نیز میتوانند در دسترسی به ولایت تکوینی و علم غیب به ائمه ملحق شوند و شواهد مسئله را بیان میکنند. در پایان میفرمایند که علم غیب از شئون و لوازم ولایت تکوینی است؛ همچنین ولایت تکوینی نیز از ملزومات وصول به کمال است.
ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
18تلمیذ: شما [فرمودید که] انشاءالله ما را با یک رساله [در موضوع ولایت تکوینی] مستفیض خواهید کرد.
استاد: انشاءالله، بله.
تلمیذ: چقدر خوب است که در این رساله حدّاقل یک یا دو نمونه از روایات صحیحالسند آورده شود که بر این مسئله دلالت دارد.
استاد: بله.
تلمیذ: ما به این مطالب اعتقاد داریم؛ [فقط] برای ردّ کسی که ممکن است به روایات تمسک کند. معمولاً وقتی این مطالب نزد آنان مطرح میشود، میگویند شما طلبه هستید، حوزوی هستید، و فرد حوزوی باید با خود دلیل داشته باشد؛ به ما میگویند «پس دلیل شما کجاست؟ روایتهایش کجاست؟» ما به آنها بگوییم در فلان کتاب اینطور خواندیم؟ همین؟!
استاد: إنشاءالله من وقتی به قم برگشتم، روایات دقیق را عیناً با سند صحیح برای شما ارسال خواهم کرد. اصلاً نمیتوان در سند و دلالت این روایات مناقشه کرد.
تلمیذ: [نامفهوم]
استاد: نه، من اصلاً به روایات نپرداختم. اصل موضوع [را فقط مطرح کردم].
تلمیذ: سیدنا...
استاد: ما را با [امامت جماعت برای] نماز مستفیض میکنید؟
تلمیذ: نه!
استاد: دیروز من [خواندم] و امروز برای شماست! باید تقسیم کنیم!
تلمیذ: شما سید و آقای ما هستید!
استاد: استغفرالله! أنت مولانا. پس الآن با شما خداحافظی کنیم تا شما به منزل بروید!
تلمیذ: نماز نمیخوانید؟!
استاد: چرا، نماز میخوانیم، ولی من از شما خجالت میکشم! سَلَّمَکُمُ الله! تَسمَحونَ لَنا!
اللَهمّ صَلِّ علیٰ محمدٍ و آلِ محمد
