ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
15و السلام علیکم ورحمة الله برکاته
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد
پاسخ به شبهۀ علم غیب نداشتنِ رسول خدا
...1 [زبان حال ولیّ الهی این است که] «من از نفس بشری خارج شدهام؛ به همین دلیل از خداوند چیزی غیر از آنچه رضای او در آن است، طلب نمیکنم. من همین زندگیِ ساده را میخواهم [و از قدرت تصرف و ولایت تکوینیام در جهت ارتقای زندگی مادی استفاده نمیکنم].»
تلمیذ: اما حضرت آقا، قرآن کریم [در بیان زبان حال رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم] استکثارِ خیر و فراهم کردنِ خیرِ فراوان را به این ربط نداده است که رسول خدا از جنس خودِ شماست؛ یا نفرموده است اگر من مانند شما بودم به کمال نمیرسیدم؛ بلکه میفرماید ﴿لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ﴾!2
استاد: ما بهطور بدیهی میدانیم که رسول خدا غیب میداند. مثلاً امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: «سَلونی قبلَ أن تَفقِدونی، فإنّی بِطُرُقِ السّماءِ أعلَمُ مِنّی بِطُرُق الأرض.»3 پس ما این [کلام امیرالمؤمنین را] را چگونه توجیه میکنیم؟! اگر ما این سؤال را از امیرالمؤمنین علیه السّلام بپرسیم که: «شما ازپیامبر بالاترید یا پیامبر از شما بالاتر است؟» در اینصورت حضرت چه خواهد فرمود؟
تلمیذ: پیامبر بالاتر است!
استاد: پیامبر بالاتر است! [باز از امیرالمؤمنین میپرسیم:] «شما میفرمایید من [از تمام حوادث] تا روز قیامت به شما خبر میدهم؛4 پس چطور [اِشکالِ] این آیه را پاسخ میدهید؟!»
یعنی رسول خدا از این حیث که بشر است، اگر خداوند به او قدرتِ انجام این کار را بدهد [او بر انجام آن توانایی پیدا میکند]؛ و از اینجهت که او پیامبر است، از حدّ بشری خارج شده است و دارای عُلقه و ارتباط خاصی [با پروردگار] است.
تلمیذ: یعنی در آیه یک «لو»ی ضمنیّه وجود دارد: «لو أنّنی بشرٌ ﴿و لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ﴾؛5 اگر من در مرتبۀ بشری بودم و علم غیب میدانستم، حتماً از هر مال و خیری فراوان برای خود فراهم میکردم.»
استاد: بله، احسنت. ولی ما با جمع این آیه با سایر [آیات و] روایات [نیز معنا را متوجه میشویم]. آیه میفرماید: ﴿وَ لكِنَّ اللَهَ يَمُنُّ عَليٰ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ﴾6 و نیز آیۀ ﴿عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ﴾7 صریح است.
- در این قسمت صوت قطع شده است. (محقق)
- سورۀ أعراف (7) آیۀ 188:
﴿وَلَو كُنتُ أَعلَمُ ٱلغَيبَ لَٱستَكثَرتُ مِنَ ٱلخَيرِ وَمَا مَسَّنِيَ ٱلسُّوءُ إِن أَنَا إِلَّا نَذِير وَبَشِير لِّقَوم يُؤمِنُونَ﴾.
امامشناسی، ج 12، ص 18:
«و اگر من اینطور بودم که از غیب و پنهان علم و اطلاع داشتم، البتّه خیر و خوبی را برای خودم زیاد میکردم و به من گزندی و بدیای نمیرسید. من نیستم مگر ترساننده و بشارتدهنده برای گروهی که ایمان میآورند.» - نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 280؛ غرر الحکم، ص 403. با قدری اختلاف در مصادر.
امامشناسی، ج 12، ص 392:
«ای مردم بپرسید از من، پیش از آنکه مرا نیابید و من از جهان رخت بربندم؛ زیراکه من به راههای آسمان (عالم ملکوت و انوار و مجردات و طُرُقِ صلاح و طیّ راه لقاء خداوندی) داناترم از عالم مُلک و مادّه و طبع و کیفیت جمعآوری مال و غیرها.» - المناقب، علوی، ص 75:
«... قالَ [أمیرالمؤمنین] صلّی الله علَیه و آله: أنا أُحیی و أُمیتُ بِإذنِ ربّی و أنا أُنبِئُکُم بِما تَأکُلونَ و ما تَدَّخِرون فی بیوتِکم بِإذنِ ربّی و إنّی عالمٌ بِضمائرِ قلوبِکُم و الأئمّةُ مِن وُلدی یَعلَمونَ و یَفعَلونَ هذا إذا أحَبّوا و أرادوا، لِأنّا کُلُّنا واحدٌ، أوَّلُنا محمدٌ و أوسَطُنا محمدٌ و آخِرُنا محمدٌ و کٌلُّنا محمدٌ....» - سورۀ أعراف (7) آیۀ 188.
- سورۀ ابراهیم (14) آیۀ 11.
- سورۀ جن (72) آیۀ 26 و 27. امامشناسی، ج 1، ص 49:
«خداوند عالم غیب است و از این علم غیب خود بهکسی اطلاع نمیدهد مگر به آن فرستادگانیکه مورد رضای او واقع شوند.»

