ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
9آیات قرآن به این مسئله اشاره میکند: ﴿وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ * فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزينَ﴾.1 یعنی پیامبر ابداً نمیتواند کاری انجام دهد که مخالف ارادۀ ماست و اگر چنین چیزی بخواهد، مسلّماً ما با دست قدرتِ خود او را خواهیم گرفت. او به مرتبۀ عبودیت رسیده است؛ به مرتبهای رسیده است که قدرتِ او قدرت خداست؛ و [این را ادراک نموده است که] اصلاً یک قدرت بیشتر وجود ندارد.
بهعنوان مثال آیا این دست میتواند ادعا کند که قدرتش از قدرتِ دستِ دیگر بیشتر است؟! نمیتواند! زیرا قدرتی که در این دست و قدرتی که در دست دیگر هست، هر دو قدرت واحدی است که در بدن انسان منتشر شده است. آن دست نمیتواند مدعی شود که قدرت او از قدرتی که در انسان است بیشتر است؛ زیرا قدرتی که در گوش و چشم و پا هست، همه از قدرت واحدی نشئت گرفته است و این قدرت واحد در همۀ اعضا منتشر شده است: بخشی از آن در این دست است، بخشی از آن در آن دست است و همۀ اینها به نفْس انسان مرتبط است و نفْسِ انسان تنها مدبّر برای به کار بردنِ اجزا و اعضای بدن است، در [انجام] هرچه که میخواهد انجام دهد.
آری، هیچکس نمیتواند بگوید ولایت تکوینی امام علیه السّلام در مقابل ولایت تکوینی خداوند متعال قرار دارد؛ این کفر به خداوند و شرک است. هیچ ولایتی نیست مگر یک ولایت واحد! هیچ قدرتی نیست مگر یک قدرت واحد! بهعنوان مثال، اگر فرشتۀ مرگ، جناب عزرائیل بگوید که من قادر هستم در عرض ارادۀ خداوند ارواح را قبض کنم، خداوند به او میفرماید: «ساکت باش! تو قدرتی نداری که در برابر من قد عَلَم کنی و اینگونه عمل کنی و اینطور سخن بگویی.» اگر خدا اراده کند این قدرت را از او میگیرد و اگر اراده کند این قدرت را به او عطا میکند. امام هم چنین موقعیتی دارد؛ اگر پروردگار بخواهد، این قدرت را به او عنایت میکند و اگر نخواهد، این قدرت را از او میگیرد. اعتقاد ما چنین است.
- سورۀ حاقّه (69) آیات 44 ـ 47. امامشناسی، ج 7، ص 48:
«و اگر این پیغمبر از نزد خود مطالبی ساخته و به ما نسبت دهد و به ما ببندد، ما با دست قدرت خود او را درخواهیم گرفت؛ پس از آن رگِ حیاتی و رگِ قلب او را میبُریم و هیچیک از شما یارای آن را ندارد که نگذارد و مانع از این کار شود!»
- سورۀ حاقّه (69) آیات 44 ـ 47. امامشناسی، ج 7، ص 48:

