ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام
14وقتی به روایات نگاه میکنیم، میبینیم خداوند به آصف بن برخیا حرفی از حروف [اسم اعظم] را آموخت. البتّه آموختن در اینجا یعنی او را برای این اسم خاصّ الهی تربیت کرد تا اینکه او بر ایجاد این شیء در عالم خارج قدرت پیدا کند. چگونه است که ما منکر [کرامتِ آصف] نمیشویم [اما اگر این مسئله در شخص دیگری تحقق یابد, باور نمیکنیم]؟! و حال آنکه خداوند هفتادودو اسم [اعظم] به ما عطا فرموده است! یعنی ما هفتادودو پله بالاتر از آصف بن برخیا هستیم!1 [بالاتر از] آصف بن برخیایی که بهواسطۀ این مسئله، قادر بر انجام هر کاری بود! کسی که میتواند در یک لحظه تخت بلقیس را از مناطق بعیدهای به آنجا بیاورد، البتّه که هر کاری میتواند انجام دهد: اشیائی را خلق کند یا در کلّ عالم تغییر ایجاد نماید.
بیان حقیقت ولایت تکوینی ائمه علیهم السّلام
پس حقیقتِ معنای ولایت تکوینی چیست؟! اگر آصف مستعدّ انجام این مسئله باشد، ما هفتادودو برابرِ او آمادگی داریم! منظور از ولایت تکوینی همین است!
امام علیه السّلام میفرماید: «ما واسطههای خدای متعال هستیم.»2 یعنی روح ما و ولایتِ ما واسطۀ بین شما و پروردگار است. و همانطور که در جلسۀ اول عرض شد، اگر خدا بخواهد امری را در عالم خارج تحقق بخشد، اسم خاصی از اسماء خود را به کار میبرد. اگر بخواهد به بندگانش رزق بدهد، از اسم «رازق» استفاده میکند؛ اگر بخواهد به هرکس علم بدهد، اسم «علیم» را به کار میبرد؛ اگر اراده کند افراد را زنده کند و زندگی آنان را استمرار دهد، از اسم «مُحیی» و اگر بخواهد افراد را بمیراند، از اسم «مُمیت» استفاده میکند.
برای هر حادثه و امری که در عالم اتفاق میافتد، اسم خاصی هست که پروردگار از آن استفاده میکند. ﴿وَلِلَّهِ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا﴾؛3 یعنی برای هر مسئلۀ خاص، خدا را با این اسامیِ خاص بخوانید.
ولایت امام علیه السّلام در جایگاه واسطۀ میان اسماء و صفات خداوند متعال و اموری است که در عالم خارج اتفاق میافتد. بهعنوان مثال اگر خدا بخواهد مردگان را زنده کند، از این نام [مُحیی] استفاده میکند و امام علیه السّلام را واسطۀ تحقق این اسم در عالم خارج قرار میدهد؛ و امام علیه السّلام واسطه واقع میشود بین اسماء و صفات الهی و اشیاء در عالم خارج؛ این همان مقصود از ولایت تکوینی است.
- بصائر الدّرجات، ج 1، ص 208:
«عن أبیجعفرٍ علیه السّلام قالَ: إنّ اسمَ اللهِ الأعظمَ علیٰ ثلاثةٍ و سَبعینَ حَرفًا و إنّما کانَ عندَ آصَفَ مِنها حَرفٌ واحِدٌ فتَکلّمَ بِه فَخُسِفَ بِالأرضِ ما بَینَه و بینَ سَریرِ بِلقیسَ ثُمّ تناوَلَ السّریرَ بیَدِه ثُمَّ عادَتِ الأرضُ کما کانَت أسرَعَ مِن طَرفَةِ عَینٍ. و عندنا نحنُ مِن الإسمِ اثنانِ و سَبعونَ حرفًا و حرفٌ عندَ اللهِ استأثَرَ به فی عِلمِ الغیبِ عندَه و لا حولَ و لا قوّةَ إلّا بِاللهِ العلیِّ العظیم». معادشناسی، ج 4، ص 244:
«از بصائر الدّرجات روایت است که با اِسناد خود از حضرت باقر علیه السّلام روایت میکند که فرمود:... اسم اعظم خداوند از هفتادوسه حرف به وجود آمده است، و از این حروف در نزد آصف بن برخیا فقط یک حرف بود، که با آن حرف تکلّم کرد و بدین جهت زمین فیما بین او و بین تخت بلقیس فرو رفت. و پس از آن تخت را بهدست خود گرفت و در نزد سلیمان گذاشت و سپس زمین به حال اولیّۀ خود برگشت، و تمام این کارها از یک چشم بر هم نهادن کمتر بود. و در نزد ما از آن اسم هفتادودو حرف است، و یک حرف از آن حروف اختصاص به خدا دارد که به علم غیب خود مختص گردانیده است؛ و لا حولَ و لا قوّةَ إلّا باللهِ العلیِّ العظیم.» - عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج 2، ص 58:
«قالَ رسول الله صلّی الله علَیه و آله و سلّم: الأئمّةُ مِن وُلدِ الحسین! مَن أطاعَهم فقد أطاعَ اللهَ و مَن عصاهُم فقد عصَی اللهَ عزّوجلّ! هُمُ العروةُ الوُثقیٰ و هُمُ الوسیلةُ إلَی اللهِ عزّوجلّ.»
مناقب آل ابیطالب علیهم السّلام، ج 3، ص 75:
«و قالَ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام: ﴿وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾ أنا وَسیلَتُهُ و أنا و وُلدی ذُرّیَّتُهُ.»
تفسیر القمی، ج 1، ص 168:
«قولُه: ﴿اتَّقُوا اللَهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾، فقال: تَقَرَّبوا إلیه بالإمام.» - سورۀ اعراف (7) آیۀ 180. امامشناسی، ج 12، ص 23:
«و از برای خداست اسمهای نیکو؛ پس خدا را با این اسمهای نیکو بخوانید.»
- بصائر الدّرجات، ج 1، ص 208:

