ولایت تکوینی ملائکه
11آیا حضرت علیاکبر با مجاهدان فعلی قابل مقایسه است؟! گرچه ما اذعان میکنیم که این [رزمندگان و] جوانان، جایگاه خوبی نزد خدا دارند و خداوند آنها را وارد بهشت میکند، اما مقام و موقعیت حضرت علیاکبر مانند جایگاه سایر افراد است؟! آیا اینگونه است؟! کسی که در حقّ او چنین وارد شده است که اگر علیّ بن الحسین (زینالعابدین) بعد از پدرش امام نبود، امامت از امام حسین به حضرت علیاکبر منتقل میشد!1 یعنی او چنین مقامی داشت. آنوقت چنین کسی مانند سایر افراد است [که بگوییم:] «یا حسین، تو جوانَت و فرزندت را فدا کردی و ما جوانانمان را فدا کردیم»؟! خداوند ما را بهواسطۀ این مطلب، مؤاخذه و معاتبه خواهد نمود.
اشتراک مؤمن و کافر در استفاده از اسماء و صفات پروردگار
علیٰکلّحال، ﴿كُلاً نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ﴾؛2 یعنی ما به هریک از این دو طایفه مدد میرسانیم: کافران، مشرکان و منافقان را مدد میدهیم، همانطور که به افراد مؤمن، مسلمان و ملتزم از عطای پروردگارت مدد میرسانیم. ﴿عَطَاءِ رَبِّكَ﴾ (عطای پروردگارت) عبارت است از قدرت، اراده، مشیّت، اختیار و فراهم و مهیا کردن همۀ اسبابی که فرد را به کمال میرساند. این [مؤمن] از این اسباب برای صلاح آخرت بهره میگیرد، اما آن [کافر] برای صلاح دنیا به کار میبرَد؛ با اینکه همۀ اینها از جانب خداوند متعال است. خداوند این [کافر] را بهخاطر سوءاستفاده عتاب میکند، ولی آن [مؤمن] را به جهت حُسن استفاده اجر و ثواب خواهد داد و وارد بهشت میکند. اما همۀ اینها از جانب خداوند متعال است.
پس طبق این آیه، همۀ چیزهایی که در این جهان وجود دارند و به حیات خود ادامه میدهند، از جانب خداوند متعال نازل شدهاند. [خداوند میفرماید:] ما به انسان فطرت عطا کردیم؛ ما به انسان چشم، گوش، دست و پا عطا کردیم؛ ما به انسان ویژگی رحمت و شفقت و عقل دادیم. ما به همۀ انسانها عطا کردیم: ﴿إِنَّا خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً﴾.3 همچنین میفرماید: ﴿إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً﴾؛4 [ما انسان را] در این موقف [هدایت کردیم؛] یا شکرگزار خواهد بود، یا اهل کفران نعمت.
- راجع به اسماعیل فرزند امام صادق علیه السّلام نسبت به امام کاظم علیه السّلام و همچنین سید محمد فرزند امام هادی علیه السّلام نسبت به امام حسن عسکری علیه السّلام، روایات صراحت دارند بر اینکه بداء حاصل شده است و امامت به برادرشان منتقل گردیده است. (رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 327؛ الأصول السّتة عشر، ص 196 و 197)؛ اما راجع به حضرت علیاکبر روایت صریحی وارد نشده است بلکه لازمۀ روایات و ادلّهای است که در ذیل میآید:
مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 2، ص 34:
«... فتقدم علیُّ بن الحسین... فَلَمّا رَآهُ الحسینُ رَفَعَ شَیبَتَه نَحوَ السماء و قالَ: ”اللَهمّ اشهَد علیٰ هؤلاء القَومِ فَقَد بَرَزَ إلیهم غُلامٌ أشبَهَ الناسِ خَلقًا و خُلقًا و مَنطِقًا بِرَسولِک محمدٍ صلّی الله علَیه و آله؛ کُنّا إذا اشتَقنا إلیٰ وَجهِ رَسولِک، نَظَرنا إلیٰ وَجهِه. اللَهمّ! فامنِعهُم بَرکاتِ الأرض و إن مَنَعتَهُم فَفَرِّقهُم تُفریقًا و مَزِّقهُم تَمزیقًا و اجعَلهُم طَرائِقَ قَدَدًا و لا تَرضِ الوُلاةَ عنهُم أبدًا فَإنَّهُم دَعَونا لیَنصُرونا ثُمَّ عَدوا عَلَینا یُقاتِلونا و یَقتُلونا.“ ثُمَّ صاحَ الحسینُ بِعُمَر بن سعد: ”ما لَکَ! قَطَعَ اللهُ رَحِمَک و لا بارَکَ اللهُ فی أمرِک و سَلَّطَ عَلَیک مَن یَذبَحُک علیٰ فِراشِک کَما قَطَعت َرَحِمی و لَم تَحفَظ قِرابَتی مِن رسول الله صلّی الله علَیه و آله.“ ثُمَّ رَفَعَ صَوتَه و قَرَأ: ﴿إِنَّ اللَهَ اصْطَفىٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ* ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾*و**
المزار، شهید اول، ص 145:
«... ثُمَّ امضِ إِلَیٰ ضَریحِ عَلیِّ بنِ الحُسَینِ علیهما السّلام و قِف عَلَیهِ و قُل: السَّلامُ عَلَیکَ أیُّها الصِّدّیقُ الطَّیِّبُ الزَّکیُّ الحَبیبُ المُقَرَّبُ و ابنُ رَیحانَةِ رسول الله السَّلامُ عَلَیکَ مِن شَهیدٍ مُحتَسِبٍ و رَحمَةُ اللهِ و بَرَکاتُهُ ما أکرَمَ مَقامَکَ و اشرَفَ مُنقَلَبَکَ أشهَدُ لقد شَکَرَ اللهُ سَعیَکَ و أجزَلَ ثَوابَکَ و ألحَقَکَ بِالذِّروَةِ العالیَةِ حَیثُ الشَّرَفِ کُلِّ الشَّرَفِ و فی الغُرَفِ (السّامیَةِ) کَما مَنَّ عَلَیکَ مِن قَبلُ و جَعَلَکَ مِن أهلِ البَیتِ الَّذینَ أذهَبَ اللهُ عَنهُمُ الرِّجسَ و طَهَّرَهُم تَطهیرًا صَلَواتُ اللهِ عَلَیکَ و رَحمَةُ اللهِ و رِضوانُهُ فاشفَع أیُّها السیّدُ الطّاهِرُ إِلَیٰ رَبِّکَ فی حَطِّ الأثقالِ عن ظَهری و تَخفیفِها عَنّی و ارحَم ذُلّی و خُضوعی لَکَ و لِلسَّیِّدِ أبیکَ صَلَّی اللهُ عَلَیکُما... .»
مقاتل الطّالبیین، ص 86:
«محمد بن محمد بن سلیمان، قال حَدَّثَنا یوسفُ بنُ موسی القطان، قال: حَدَّثَنا جریرُ عن مغیرة، قال: قال معاویةُ: ”مَن أحَقُّ الناسِ بِهٰذا الأمر؟“ قالوا: ”أنتَ.“ قال: ”لا، أولَی النّاسِ بِهٰذا الأمر علیُّ بنُ الحسین بن علی، جَدُّهُ رسول الله (صلّی الله علَیه و آله و سلّم) و فیهِ شجاعةُ بَنی هاشم و سَخاءُ بَنی أمَیّة و زَهوُ ثَقیف.“»***
*سورۀ آلعمران (3) آیۀ 33 و 34.
**آیهای که خود ائمه علیهم السّلام برای اثبات امامت خود به آن استناد مینمودند: رجوع شود به الغارات، ج 1، ص 123؛ تفسیر العیّاشی، ج 1، ص 168 ـ 170 و 280؛ المسترشد فی إمامة علی بن ابیطالب علیه السّلام، ص 109؛ دعائم الإسلام، ج 1، ص 30؛ تأویل الآیات، ص 113.
***جهت اطلاع بیشتر پیرامون جایگاه حضرت علیاکبر علیه السّلام رجوع شود به امامشناسی، ج 15، ص 318 ـ 335. (محقق) - سورۀ إسراء (17) آیۀ 20.
- سورۀ انسان (76) آیۀ 2. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 14:
«ما انسان را از نطفۀ مختلط و درهم آفریدیم، درحالیکه وی را از حالی به حالی مبدّل ساختیم، تا در نهایت او را شنوا و بینا قرار دادیم.» - سورۀ انسان (76) آیۀ 3. معادشناسی، ج 5، ص 234:
«ما راه را به انسان نشان میدهیم و او را بدان راه رهبری میکنیم؛ انسان یا میپذیرد و شاکر میگردد، و یا نمیپذیرد و کافر میشود.»
- راجع به اسماعیل فرزند امام صادق علیه السّلام نسبت به امام کاظم علیه السّلام و همچنین سید محمد فرزند امام هادی علیه السّلام نسبت به امام حسن عسکری علیه السّلام، روایات صراحت دارند بر اینکه بداء حاصل شده است و امامت به برادرشان منتقل گردیده است. (رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 327؛ الأصول السّتة عشر، ص 196 و 197)؛ اما راجع به حضرت علیاکبر روایت صریحی وارد نشده است بلکه لازمۀ روایات و ادلّهای است که در ذیل میآید:

