حقیقتِ ولایت
19همۀ این مسائل، افاضه و عنایت خداوند متعال به برخی بندگانش میباشد. ما نیز میتوانیم از طریق تقوا و انجام عبادات و ریاضات به این مراتب برسیم؛ همانطور که روایات مستفیضهای که دربارۀ عبادات وارد شده است، به آن اشاره و بلکه تصریح دارد.1
عدم تنافی ولایت تکوینی با مضمون آیات و روایات
اما آیا این مسئله با آیاتِ قرآن مغایرت دارد؟ بهعبارت دیگر: آیا در قرآن شواهدی مییابیم که بر نفی این مسئله و سلب این ولایت از غیرِ خداوند متعال دلالت کند؟ [پاسخ آن است که] ما آیهای پیدا نکردهایم که بر سلب این مسئله از غیرِ خداوند متعال دلالت کند، بلکه خلافِ آن را مییابیم: آیات قرآن تصریح میکنند که حضرت عیسی معجزۀ احیاء اموات و خلق پرنده از گِل را دارد؛ یعنی به خواست حضرت عیسی و به اذن خداوند متعال. یا [در قرآن تصریح به] مسخّر کردن بادها برای حضرت سلیمان وجود دارد. همچنین در مورد حضرت موسی و ابراهیم و پیامبرِ ما نیز همین مسئله وجود دارد.2 این معجزاتِ مذکور در قرآن دلالت میکند که انبیاء و امامان علیهم السّلام و بعضی از بندگان خدای متعال به مرتبهای رسیدهاند که پروردگار قدرت این مسئله را در آنها قرار داده است. یعنی نفْس بنده به مرتبهای میرسد که تصرف در مسائل عادی و تصرف در مسائل غیرعادی برای او علیالسّویه میشود و برای او فرقی بین آنها وجود ندارد؛ تصرف در امور و مسائل غیرعادی برای او به همان مقدار راحت میشود که امور عادی ـ مانند راه رفتن، خوردن، آشامیدن و خوابیدن ـ را انجام میدهد؛ البتّه این تصرف برحسب مصلحتی است که او تشخیص میدهد؛ نه در هر زمان و مکانی. آیات قرآن هم بر امری غیر از این دلالت ندارند.
انشاءالله در جلسۀ بعد پیرامون این مسئله بحث خواهیم کرد که چگونه میان آیاتی که ممکن است برای نفی ولایت تکوینی مورد استناد قرار گیرند، با آیات صریح و روایات مستفیضه و مشاهدات غیر قابل انکار، میتوان جمع و توافق برقرار نمود؛ آیاتی از قبیلِ آیۀ ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ﴾3 که میگوید پیامبر از نظر ویژگیهای بشری مانند سایر افراد است. اینکه [بیان کنیم] این آیات ابداً ارتباطی با ولایت تکوینی ندارند، و انجام این تصرفات هیچ منافاتی با انسان بودن و خصوصیّات بشریِ شخص ندارد و پیامبر بهواسطۀ این ولایت و وصول به این مرتبه، از ماهیت انسانی خارج نمیشود و هرگز مانند جبرئیل و سایر مجردات، مجرّد از اوصاف و خصوصیّات بشری نخواهد شد. پیامبر و ائمه علیهم السّلام از آنجا که انسان و دارای ویژگیهای بشری هستند، به انجام اعمال و اشتغالات انسانی میپردازند، و در همین مرحله و مرتبه میتوانند در مسائل غیرعادی نیز تصرف کنند و کارهای خارقالعاده انجام دهند، و ابداً هیچ منافاتی بین اینکه فردی بشر باشد و اینکه در اینگونه مسائل تصرف کند، وجود ندارد.
- رجوع شود به المؤمن، ص 32 و 33؛ المحاسن، ج 1، ص 291؛ الکافی، ج 2، ص 246 و 352؛ التّوحید، شیخ صدوق، ص 400؛ مشارق أنوار الیقین، ص 104.
جهت اطلاع بیشتر پیرامون این روایات رجوع شود به اللهشناسی، ج 1، ص 279 ـ 318. - جهت اطلاع پیرامون معجزات رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم، رجوع شود به الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 21 ـ 170 (مجموعاً 260 معجزه ذکر میکند)؛ بحار الأنوار، ج 17، ص 225 ـ 421، باب جوامع معجزاته صلّی الله علیه و آله و سلّم (مجموعاً 143 معجزه ذکر میکند).
- سورۀ کهف (18) آیۀ 110؛ سورۀ فصّلت (41) آیۀ 6. امامشناسی، ج 1، ص 111:
«بگو ای پیامبر که حقّا من انسانی همانند شما هستم.»
- رجوع شود به المؤمن، ص 32 و 33؛ المحاسن، ج 1، ص 291؛ الکافی، ج 2، ص 246 و 352؛ التّوحید، شیخ صدوق، ص 400؛ مشارق أنوار الیقین، ص 104.

