حقیقتِ ولایت
17کرامتی از امیرالمؤمنین علیه السّلام در شفای دستِ قطعشده
در جنگ صفین یکی از اصحاب امیرالمؤمنین که دستش در معرکه قطع شده بود، از امیرالمؤمنین علیه السّلام خواست برای او دعا کند و دست او را بازگردانَد. امیرالمؤمنین علیه السّلام دست او را [که بُریده شده بود در دست] گرفت و در آن قسمت [که از آنجا جُدا شده بود] قرار داد و سورۀ حمد را خواند. دستش [متصل شد و] صحت یافت! آن فرد گفت: «یا علی، چه خواندی؟!» فرمود: «سورۀ حمد خواندم.» [با تعجب] گفت: «سورۀ حمد؟!» حضرت فرمودند: «اگر نمیخواهی تو را به حالت قبل برمیگردانم!» در همان لحظه، دستِ مَرد افتاد! به امیرالمؤمنین علیه السّلام التماس کرد، اما حضرت نپذیرفتند و فرمودند: تو سورۀ حمد را مسخره میکنی و سبک میشماری!1
امکان حصول قدرتِ تصرف در اشیاء برای همۀ افراد
حال ما سورۀ حمد میخوانیم، ولی بیمار به همان حال مریضی خود باقی میمانَد، اما امیرالمؤمنین علیه السّلام سورۀ حمد را میخواند و بیمار سلامتی خود را بازمییابد؛ چرا؟! زیرا حضرت به مرتبهای رسیده است که از خواندن سورۀ حمد استفاده میکند، ولی ما از آن بهرهای نمیبریم. و افراد بهحسب مراتب خود به این درجه نزدیک میشوند. همانطور که در روایت آمده است: «اگر سورۀ فاتحه را هفتاد بار بر مُرده بخوانید و زنده شود، تعجب نکنید.»2 یعنی اگر اراده و مشیّت خداوند به صحت و حیات آن شخص تعلق گرفته باشد، میبینیم که قضیّه تغییر میکند [و آن شخص زنده میشود].
خلاصه آنکه خداوند متعال تصریح فرموده است که آفریدن از گِل و دمیدن در آن و تبدیل کردنِ آن به پرنده، همه برای او یکسان است؛ این همان اذن خداوند متعال است. پس درخواست اذن ـ آنطورکه عدهای گفتهاند ـ دعا و امثالذلک نیست. البتّه ما هم انکار نمیکنیم که همۀ این مسائل بهدست خداوند متعال است؛ یعنی ارادۀ پروردگار به توانایی فلان شخص بر انجام این امر تعلق گرفته است، یا ارادۀ او بر این تعلق گرفته است که قادر به انجام فعل معیّنی نباشد؛ این همان ولایت تکوینی است.
- رجوع شود به مناقب آلأبیطالب علیهم السّلام، ج 2، ص 336.
- الکافی، ج 2، ص 623.

