
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
7اینطور نیست دیگر قرار بر این باشد که حالا فرض کنید یک نفر ولیّ باشد بدنش هم باید سالم بماند. حالا مِنبابمثال میگویم اگر اینها در روز عاشورا آتش روشن میکردند و بدن امام حسین را میسوزاندند آیا ذغال نمیشد؟ میشد. چرا؟ شاید میشد. حالا این کار را نکردند. مگر بسیاری از بزرگان را این کار نکردند بدنشان را نسوزاندند و خاکسترشان را در رودخانه نریختند. از همین بزرگان از همین عرفا مگر نبوده است؟ این هیچ دلیلی بر این نیست که حالا این مسئلۀ ولایت باید بیاید و خود ظاهر را هم به این کیفیت حفظ کند. نه!
پس بنابراین اصل و اساس این همان حقیقت ولایت امام علیهالسلام است که در این زمان تجلی در نفْس مبارک امام زمان علیهالسلام کرده است، آن نفْس آن حضرت. پس بنابراین تمام این نمازهایی که خوانده میشود و به سمت توحید دارد همۀ این نمازها به سمت ولایت امام زمان است. همۀ اینها برای رسیدن به اوست. منتها ما در نماز از آنجایی که ضعف داریم توان جمعیت نداریم نمیتوانیم بین دو حیثیت وحدت و کثرت جمع کنیم. گفتند فقط باید به خدا توجه کنید.
اگر فردی بتواند این دو مطلب را جمع کند خواهد دید که توحیدی که دارد نماز را به سمت آن توحید و آن حقیقت میخواند با ولایت امام علیهالسلام تفاوتی ندارد.
پس چه اینکه انسان خدا را در نظر بگیرد چه اینکه امام را در نظر بگیرد هیچ فرقی نمیکند هیچ تفاوتی ندارد. این مسئله مسئلۀ ولایت است نه ظاهر امام علیهالسلام را ظاهر امام را در نظر گرفتن، صورت است و مصلی نباید به صورت توجه کند. حقیقت و باطن امام علیهالسلام که همان مقام اراده و مشیّت پروردگار است و آن حقیقتی است که به ظهور میآید آن حقیقت را انسان قبلهگاه خودش قرار بدهد.
بر آن حقیقت سجده کند. بر آن حقیقت رکوع کند. بر آن حقیقت سجود کند. بر آن حقیقت حمد و سوره بخواند. اینجا دیگر تفاوتی نمیکند. اینجا دیگر مسئلۀ ولایت و مسئلۀ توحید یکی میشود.
