
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
10«این طرز گفتار حسین است *** پند گهربار حسین است ای خفتگان بیدار *** از خواب ذلتبار هیهات هیهات»
این را و آن افراد که آن روز مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] خیلی خوششان آمد به من گفتند: آقا سید محسن امروز خیلی نوحه خوب بود.
یک سال بعد نوحه مثلاً نوحه دیگری بود مثلاً یک نوحه نمیدانم یادم است:
«زینبش روبرو شد عزادار او *** وای حسین جان! وای حسین جان!» ایشان میگفتند: این چه نوحهای بود؟ این چه بود؟! «زینبش روبرو شد عزادار او وای حسین جان» نوحه بایستی جان داشته باشد تکان بدهد. التفات میکنید؟
این عرفا سیاست باز نبودند ها! حقیقت این بود. حالا همه چیز شده سیاسی همه چیز شده در راستای مسئلۀ سیاسی و دیگر از این طرفی دیگر ما افتادیم! اصلاً امام حسین را همه را ول کردیم آمدیم سراغ .... ولی نه، یک عارف، یک ولیّ خدا، سیاسی نیست. حقیقت دین را در پیروی از سیدالشهدا میداند این است مسئله.
سیاست در دیدگاه یک عارف یک میلیاردم واقعیت است، یک میلیاردم است. همۀ مسئله، پیروی از امام حسین است؛ حالا چه در سیاست باشد، چه در اقتصاد باشد چه در ارتباط باشد، چه در ارتباطات باشد چه در مسائل نفْسی باشد، مسائل شخصی باشد 999 میلیونش مربوط به مسائل شخصی و مسائل نفْسی است. مسائل سیاسی چکار دارد؟ سیدالشهدا که میگوید: «ای خفتگان بیدار، از خواب ذلت بار، هیهات هیهات!» این هیهات هیهات را دارد به ما میگوید. به نفْس باید گفت هیهات هیهات.
حضرت دارد میگوید: من از علی اکبرم گذشتم از علی اصغرم گذشتم، اینها را تکهتکه کردم. تو از یک بچهات نمیگذری که راه راست به او نشان بدهی. بهخاطر هزارتا مصلحت، مصلحتاندیشی میکنی که چه؟ که خانواده بهم نخوره که ارتباط زن و شوهر بهم نخوره. هیهات هیات را دارد به ما میگوید امام حسین. حضرت دارد میگوید: من تمام زن و بچۀ خودم را به اسارت و غل و زنجیر انداختم بچۀ خودم امام سجاد را به زنجیر و غل انداختم که تا موقع وفات و شهادت امام سجاد آثار این غل بر پشت حضرت بود و بر زانوهای حضرت تا آخر عمر این آثارش وجود داشت.
