اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن

تبیین مناسک عمره و توضیح اماکن مکه و مدینه

0
جلسات

اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن

32
  • سؤال: محلی ندارد دیگر.

  • جواب: بله.

  • سؤال: طواف آنها هم طواف مستحبی است دیگر.

  • جواب: بله، خدا می‌گوید این‌طوری کنند دیگر.

  • 3. نیّت نمازی که بین محراب و منبر پیامبر خوانده می‌شود چیست؟

  • سؤال: نمازی که بین محراب و منبر [پیامبر در مدینه فرمودید، همان] نماز تحیت است دیگر؟

  • جواب: نماز تحیت است، نماز برای رسول خدا.

  • سؤال: در همان جا نماز، نمازِ...؟

  • جواب: بله، تحیت.

  • 4. در هنگام طواف چه دعایی کنیم؟

  • سؤال: در هنگام طواف چه دعایی کنیم؟

  • جواب: این دعا در همان‌جا هست؛ دعایی هست که «اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ عَمَلِي وَاقْبَلْ تَوْبَتِي»، برای دعای بعد از طواف است. و اگر هم [این دعا را] نکردید، نکردید؛ چیز خاصی نیست؛ ضرورتی ندارد.1

  • مستحب است بعد از طواف، اعتقادات خود را به حجرالاسود عرضه کنید

  • آنچه که هست، یک مسئله است که در روایات هم به آن تأکید شده، راجع به حجرالاسود است [و آن] این مسئله هست: «مستحب است انسان بعد از تمام شدن طواف، در مقابل حجرالاسود بایستد و تمام اعتقادات خودش را به حجرالاسود عرضه کند و حجرالاسود را شاهد بگیرد که این اعتقادات را حفظ کند و در روز قیامت شهادت بدهد»؛2 امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم آمدند در مقابل حجرالاسود و فرمودند: «شهادت می‌دهم که تو می‌بینی و می‌شنوی و هرچه را به تو بگویند، در خود حفظ می‌کنی.»3 این یک سنگ عجیبی است که خصوصیات عجیبی دارد. مستحب است که انسان این کار را انجام بدهد.

  • ما هم این کار را کردیم؛ منتها خب ما بلد نبودیم چه بگوییم؛ ما رفتیم گفتیم: «هرچه اولیا به تو گفته‌اند، ما هم همان [را می‌گوییم]! هرچه بزرگان [و] ائمه گفتند، پای ما هم بنویس؛ ما هم همان را می‌گوییم!» دیگر خودمان را از حساب و کتاب و بیان و تفسیر عقاید راحت کردیم! این هم خیلی مهم است؛ و در روایت داریم که در روز قیامت در موقع حساب حجرالاسود می‌آید شهادت می‌دهد که این بنده، عقاید خودش را این‌طور به من گفت. اما آن دعا در همان [کتب ادعیه] هست؛ دعای مختصری است [که] وارد است؛ مسئله فقط همین است.

    1. رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج 13، ص 313 ـ 315 و 333 ـ 336 و 345 ـ 349 و 439.
    2. رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج 13، ص 313 ـ 322 و ج 14، ص 287.
    3. رجوع شود به علل الشّرائع، ج 2، ص 420؛ بحار الأنوار، ج 30، ص 688، به نقل از شرح نهج البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج 12، ص 100.