اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن

تبیین مناسک عمره و توضیح اماکن مکه و مدینه

0
جلسات

اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن

25
  • ـ‌ کجا دارند می‌روند؟

  • ـ می‌رویم سقیفه.

  • ـ ما هم راه بیفتیم برویم!

  • [عجب!] تو با خودت یک دقیقه فکر نکردی: «پس حرفِ دیروزِ پیغمبر چه شد»؟! [با] همین [استدلال رفتی که] «مردم دارند می‌روند، ما هم می‌رویم»!؟ 

  • ـ چون مردم دارند می‌روند، ما هم می‌رویم!

  • ای بابا؛ عینِ همین قضیه، اصلاً بدون کم‌وزیاد! آن آقایی که در اصفهان به من می‌گوید: «آقای آقا سید محسن، این زبان و این قلمی ‌که همان زبان و قلم آقاست، شما [اگر] این قلم را و زبان را بیکار بگذارید، خدا از شما نمی‌گذرد»، همین [شخص] یک هفته بعد به من می‌گوید: «حقه‌باز! دروغ‌گو!» خب، این حرف، حرفِ تو بود یا نبود؟! حالا «من» یا «امثال من» تفاوت نمی‌کند؛ حالا هرکسی! آقای کذا، تو این حرف را زدی یا نزدی؟ این که به گوشِ من خورد! گوشِ ما که عوضی نشنید!

  • با رفتن یک خانم از مشهد به اصفهان، همان خانمِ ... و صحبت کردن در یک مجلس، آقا می‌گوید: «ای‌ کاش آن چیزهایی که شما می‌دانستید، ما از قبل می‌دانستیم!» تو بلند نشدی نیم‌ساعت بیایی قم، بگویی: «آقا، من از ایشان این مطالب را شنیدم؛ نظر شما نسبت به این مطالب چیست؟» همین‌طوری شروع کردید رفتید به آن سقیفه؛ ببینید، یک واقعیت است؛ تو بیا از من بشنو، بعد به صورت من ... بینداز! بیا بشنو! من که درِ خانه را نبستم؛ تو که این حرف‌ها را از آن خانم شنیدی، بگو: «آقای آسید محسن، ما این حرف‌ها را از این شنیدیم؛ نظر شما چیست؟» خب من نظر خودم را می‌گویم؛ بگویید: «بسیار خب؛ ما نظر شما را قبول نداریم.» عیب ندارد!

  • همین‌طوری دیدم: آقا، تاریخ تکرار شد؛ تکرار شد، تکرار شد، تکرار شد؛ مو‌به‌مو آمد جلو، آمد جلو؛ گریبان ما را گرفت، گریبان همه را گرفت؛ [گریبان] آنها را گرفت، اینها را گرفت؛ همه را [در بوتۀ امتحان] گذاشت: «هان! بفرمایید امتحان! بفرمایید امتحان!» خیال کرده‌اید فقط همین‌طور بنشینید روضه بخوانید، عمامه درست کنید، بالای منبر بروید؟ خودت بیا جواب بده؛ آقایی که تو داری در اصفهان منبر می‌روی، در جای دیگر منبر می‌روی، با این واقعه تو چه برخوردی کردی؟! خود جنابعالی چه برخورد کردی؟! آقای آشیخِ کذایی که داری می‌گویی: «حق با آقای سید محسن است»، اما می‌روی یک طورِ دیگر می‌گویی، چه شد؟! تو هم که عینِ جنابِ انس بن مالک شدی!