اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن

تبیین مناسک عمره و توضیح اماکن مکه و مدینه

0
جلسات

اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن

24
  • می‌گویند: «ما هیچ سرمان نمی‌شود! یا بله، یا ما فلان می‌کنیم، ما چه می‌کنیم، ما کذا می‌کنیم، ما طرد می‌کنیم، ما سلام نمی‌کنیم، ما فحش می‌دهیم، ما تهمت [می‌زنیم]!» عجب! این بود؟! این دین خدا بود؟!

  • خود ایشان نامه داده دیگر؛ این [نامه را] که کسی دیگر نداده: «باید از من اطاعتِ بدون قید و شرط کنی!» من با خودم فکر می‌کردم: «خدایا، تمام شد؟! همه‌چیز با رفتن یک نفر تمام شد؟» آخر أیّها النّاس، بالاخره من هم وجدان دارم، من هم عقل دارم؛ نمی‌گویم عقلم از شما بیشتر است. یک راه به من نشان بدهید؛ بالاخره من هم دلم برای دینم می‌سوزد، من هم فردای قیامت [باید پاسخ بدهم].

  • این حرف‌هایی که به شما می‌زنم، این حرف‌ها را به همۀ اینها زده‌ام! فقط خدا می‌داند. یک دفعه هم به والده گفتم: «شما که دلتان برای من می‌سوزد، یک راه نشان بدهید آخر! همین‌طور ندید [و کورکورانه تبعیت کنم]؟!» هیچ! همین‌طور به من نگاه می‌کنند! ای بابا! خب بسیار خب، شما درست، شما بر حق، قبول؛ خب بالاخره یک راه نشان بدهید، من هم قبول کنم. شما راه نشان بدهید؛ اگر قبول نکردم، هر کاری خواستید بکنید. من و امثالِ من چه فرقی می‌کند؟ [می‌گویند:] «نه، خب حالا که [فلانی تابع ما] نیست، اعتنا نمی‌کنیم، سلام نمی‌کنیم، حرف نمی‌زنیم!»

  • از تاریخ باید برای تصحیح مسیر و فکر توشه بگیرید

  • اینجا انسان برمی‌گردد [می‌بیند]: هان! تمام تاریخ یک واقعیتِ مستمر است، یک واقعیتِ ممتد؛ یک تکه‌اش زمانِ امیرالمؤمنین بود، یک تکه‌اش بعد؛ الآن هم یک تکه‌اش است؛ همین است، یک واقعیت است؛ این واقعیتِ مستمر دارد می‌آید جلو.

  • اینها مسئله است؛ اینکه من دارم خدمتتان می‌گویم، نمی‌خواهم سخنرانی کنم؛ می‌خواهم بگویم: می‌روید آنجا استفاده کنید؛ یعنی الگو بردارید؛ از آن قضایا بیایید برای حرکتتان، برای سیرتان و برای تصحیحِ مسیر و فکرتان توشه بگیرید.

  • واقعاً برای من عجیب بود. به‌خصوص مسئلۀ مدینه خیلی عجیب است ـ حالا مکه برای خودش حسابی دارد ـ برای من خیلی عجیب بود، خیلی؛ چطور می‌شود؟! این چه دستگاهی است؟! این چه قِسمی است؟! بعد دیدم: نه، همین است؛ واقعیت همین است. همین مردم که دیروز به حرفِ پیغمبر [گوش می‌دادند و به] منبرِ پیغمبر داشتند نگاه می‌کردند، همین مردم فردایش بلند شدند دیدند: «اینها دارند جایی می‌روند!»