
اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن
تبیین مناسک عمره و توضیح اماکن مکه و مدینه
اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن
22شما ببینید در زمان رسول خدا، وقتی که پیغمبر از دنیا رفتند [چه اتفاقاتی افتاد]! اصلاً میدیدم ها: همین منبری که الآن اینجا هست، پیغمبر روی همین منبر داشت حرف میزد؛ روی همین! البته آن موقع منبر [از] چوب بود، ولی الآن سنگ است؛ ولی روی همانجا منبر را درست کردهاند. همینجا حرف میزد، همینجا توصیه میکرد؛ فردایش همه برگشتند و پیغمبر را کنار گذاشتند، رفتند سراغ [طرف]. خب، همین برای انسان چقدر موجب عبرت است. انسان خودش را، وضعش را، جایگاه خودش را بداند.
پیغمبر [که] از دنیا رفت، سهچهار نفر با امیرالمؤمنین ماندند! همۀ اینها که آب وضوی پیغمبر را برمیداشتند، میبردند، همۀ اینها سیاهی لشکر بودند! همۀ اینها [که] «یا رسولالله! جانم به قربانت، جانم به قربانت» درمیآوردند! همینها بودند دیگر [که میگفتند]: «یا رسول خدا! امر کن؛ فدای تو بشویم، چه بشویم!» این [پیغمبر] دیروز از دنیا رفت، فردا رفتید سقیفه و با آن افراد بیعت کردید! این چیزی است که دیگر انسان دارد میبیند.
این را میخواهم بگویم: در مدینه، انسان تاریخ را دوباره میبیند، واقعیات را دوباره میبیند، و احساس میکند که در آن زمان بوده است؛ یعنی زمان را کنار میگذارد و 1400 سال جلو میرود؛ [باید] خود را در جای اینها قرار بدهد و بفهمد و بداند و زندگی و حال خود را بر آن اساس قرار بدهد؛ حق هرجا هست همانجا برود، ولو تعداد کم باشد. به زیادی جمعیت نگاه نکند ولو مالامال باشد. نگاه کند ببیند حق کجاست، بلند شود برود همانجا؛ [برایش فرق نکند که] دور این حق را دو نفر گرفتهاند، یک نفر گرفتهاند یا اصلاً هیچکس نیست!
من در این جریان، وقتی که بالعیان دیدم، مسائل مرحوم آقا [علامه طهرانی] رضواناللهعلیه و مطالبی که بعد اتفاق میافتاد، همه را دقیق منطبق کردم، دیدم: «آهان! این عمل آنها این است! این عمل اینهاست؛ آن کار آنها...» همهاش بر سر ما آمد، همهاش برای ما آمد! یکبهیک برای ما [اتفاق افتاد]!
