
اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن
تبیین مناسک عمره و توضیح اماکن مکه و مدینه
نقشۀ جامع و کاربردی از احکام و اسرار سفر عمرۀ مفرده، خلاصۀ بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه است. ایشان بحث را با تعریف عمرۀ مفرده و آموزش گامبهگامِ مناسکِ آن آغاز میکنند: از احرام و تلبیه و طواف و سعی صفا و مروه، تا اسرار باطنیِ حج و همراهی با حضرت هاجر در جستجوی «آبِ حقیقت». در بخش بعدی، نکاتی دربارۀ مدینه و مکانهای مهمّ آن مطرح میشود. ایشان با بیان شهود خود در مسجدالنبی، حوادثی تاریخی مانند فتنۀ بعد از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم را همیشه در جریان و در تکرار میدانند و بیان میکنند که مهمتر از زیارت ظاهری آن است که زائر در آنجا وضعیت خود را در قبال چنین امتحاناتی ارزیابی کند. آیتالله طهرانی سپس نکاتی را دربارۀ مسجدالحرام و مکانهای مهمّ شهر مکه بیان میکنند و شهر مکه را جلوهگاه جلال پروردگار میدانند که انسان را از تعلقات خارج میکند. در پایان جلسه، به چند سؤال پاسخ داده میشود.
اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن
توضیحات:
نقشۀ جامع و کاربردی از احکام و اسرار سفر عمرۀ مفرده، خلاصۀ بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه است. ایشان بحث را با تعریف عمرۀ مفرده و آموزش گامبهگامِ مناسکِ آن آغاز میکنند: از احرام و تلبیه و طواف و سعی صفا و مروه، تا اسرار باطنیِ حج و همراهی با حضرت هاجر در جستجوی «آبِ حقیقت». در بخش بعدی، نکاتی دربارۀ مدینه و مکانهای مهمّ آن مطرح میشود. ایشان با بیان شهود خود در مسجدالنبی، حوادثی تاریخی مانند فتنۀ بعد از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم را همیشه در جریان و در تکرار میدانند و بیان میکنند که مهمتر از زیارت ظاهری آن است که زائر در آنجا وضعیت خود را در قبال چنین امتحاناتی ارزیابی کند. آیتالله طهرانی سپس نکاتی را دربارۀ مسجدالحرام و مکانهای مهمّ شهر مکه بیان میکنند و شهر مکه را جلوهگاه جلال پروردگار میدانند که انسان را از تعلقات خارج میکند. در پایان جلسه، به چند سؤال پاسخ داده میشود.
اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن
26تو که [مثل] انس بن مالک آمدی قبل از پیغمبر گفتی: «من از علی این را دیدم»، چرا وقتی که علی آمد تو را به شهادت طلبید، خفه شدی، لال شدی، صدایت درنیامد؟!1 چرا؟ نه... همین!
اما یکدفعه دیدیم چند تا هم این وسط همۀ اینها را میزنند کنار؛ میگویند: «آقا، هرچه که هست، هست؛ یا علی، هرچه میخواهد بشود، بشود.» سلمانی، ابوذری، مقدادی، محمد بن ابیبکری، عمار یاسری؛ اینها میایستند. لذا امیرالمؤمنین میگوید: «لا تَسْتَوْحِشوا في طريقِ الهُدى لِقِلَّةِ أهلِهِ؛2 هیچوقت در راهِ هدایت، بهخاطر کمبودنِ افراد، وحشت نکنید.»
هرگاه اکثریتی را دیدید، حرف گروه اقلیّت را بررسی کنید
اصلاً این یک معیار: «هرجا دیدید افراد کم هستند، بروید بنشینید»؛ اصلاً این خودش یک معیار است! من نمیگویم کورکورانه بروید، ولی این را بهعنوانِ یک ملاک در نظر بگیرید: «چرا این افراد در مقابلِ آن جلسه کماند؟» چون قرآن میگوید: ﴿أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ﴾3، ﴿أَكْثَرُهُمْ لا يَشْعُرُونَ﴾4؛ همهاش اکثریت. پس اگر ما یک جا دیدیم یک اکثریتی هست و یک اقلیت، آن زنگ خطر برای ما به صدا دربیاید؛ برویم ببینیم آن اقلیت چه میگوید؛ کورکورانه نه ها؛ [بلکه] برویم بهعنوانِ یک نقطۀ قابل اتکا ببینیم آن اقلیت چه دارد میگوید؛ چرا آن اقلیت از آن اکثریت فاصله گرفته است؟
الان شما نگاه کنید سنیها اکثرند یا شیعه؟ سنیها سه برابرِ شیعهاند دیگر. آنها اکثریتاند؛ در شیعهها آنهایی که وابسته به مکتبِ حقاند، چقدرند؟ همینطوری مرتباً یکییکی سَرَند کنید، سرندها را رد کنید، میرسید به تهِ قضیه. میبینید هان! این برای چیست؟ برای همین است؛ اکثریت همیشه در... و اینها مهم است!
مهمتر از زیارت ظاهری آن است که زائر خود را در حوادثِ تاریخیِ مدینه بسنجد
نمیدانم در [جلسات] عنوان بصری بود یا [برای] دوستانی [که] میخواستند کربلا بروند این مسئله را مطرح کردم: «رفتن به عمره و زیارتِ قبرِ پیغمبر و اینها، یک بُعدش این است که انسان برود زیارت کند؛ بُعد مهمتر این است که انسان خود را در آن جایگاه قرار دهد.» موسی بن جعفر یک روز در همین مدینه بود. امام حسین علیهالسلام یک روز در همین مدینه بود، راه میرفت، با مردم صحبت میکرد. ما اگر آن موقع بودیم چه میکردیم؟ ما اگر آن موقع بودیم چه عکسالعملی نشان میدادیم؟ چه نحوۀ ارتباطی [داشتیم]؟ اینها چوبهایی است که ما میتوانیم در نفسِ خودمان وارد کنیم و تنبیه کنیم و مسیرِ خودمان را بتوانیم مشخص کنیم.
- . رجوع شود به الإرشاد، ج 1، ص 351؛ مناقب آلأبیطالب علیهمالسّلام، ج 2، ص 338.
- . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 319.
- . سورۀ مائده (5) آیه 103؛ سورۀ عنکبوت (29) آیه 63.
- . سورۀ أنعام (6) آیه 37:
﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾
سورۀ یونس (10) آیه 60:
﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَشۡكُرُونَ﴾
