مهدویّت در دیدگاه اهل عرفان
4و تمام حرکت و سیر عرفا، حرکت و عرفان به این سمت است؛ زدودن پردههای ظاهر و کنار زدن پردهها و جلوهگری حقیقت! این است؛ ظاهر برود کنار و آن حقیقت خودش را بیاید نشان بدهد. عارف بهدنبال این دارد میرود، بقیه بهدنبال این میروند: هی ظاهر را بگیریم، هی نگاه بکنیم.
عادی شدن امام زمان در نگاه افراد ظاهرگرا پس از مشاهده
من یادم است در جلسۀ چندم عنوان بصری در طهران، شرایط ظهور حضرت را وقتی میگفتم، در آنجا این مطلب یادم هست که آن روز این مسئله را گفتم: اگر امام زمان ظهور کند، این مردمی که از شهرها دارند میآیند میروند برای زیارتش در اینطرف و آنطرف، سه دفعه امام زمان را میبینند دفعۀ چهارم به زنشان میگویند: «بگذار یک ساعت دیگر بخوابیم حالا دیر نمیشود!» چرا؟ چون دیگر هرچه بود دیدند، قیافه را دیدند، چشم را دیدند، ابرو را دیدند، بینی را دیدند، دهان را دیدند، دیدند دیگر! دیگر چه میخواهند؟! همین است ها! دفعۀ چهارم به زنشان میگویند: «بگذار بخوابیم، دیشب دیر خوابیدیم، حالا دیر نمیشود، او که آمد دیگر!»1
پس ما داریم امام زمان غایب را میپرستیم نه امام زمان حقیقی را! امام زمان چون نیست ما داریم بر سر و صورت خود میزنیم، اگر بود که این کارها را نمیکردیم! اگر بود مثل افراد عادی. امام زمان با امام سجاد چه فرق میکند؟ چه فرق میکند؟! امام زمان با امام رضا چه فرق میکند؟ امام زمان با امیرالمؤمنین چه فرق میکند؟ آن امیرالمؤمنینی که راه میرود و سلام میکند و جوابش را نمیدهند! متوجه میشوید چه زمانی بوده است، چه اوضاعی بوده است؟! به مردم مدینه سلام میکرد جواب سلام نمیدادند، سرشان را آنطرف میکردند! آن امیرالمؤمنین که بالاتر از امام زمان است، او که پدر همۀ ائمه است!
پس ما داریم امام زمان خیالی را میپرستیم، امام زمان مجازی را. از اینطرف راه بیفتیم برویم اینطرف، از آنطرف راه بیفتیم...! خُب، حالا امام زمان آمد توی این مجلس، هان، همین الآن در زد، جناب آقای... هم رفتند و در را باز کردند:
- رجوع شود به عنوان بصری، ج 1، ص 106 ـ 115.

