اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهدویّت در دیدگاه اهل عرفان

0
جلسات
نسخه عربی

مهدویّت در دیدگاه اهل عرفان

7
  • ضرورت توجه به امام حسین و راه و مرام آن حضرت

  • مردم این هستند! داد و بیداد و...؛ کسی به‌دنبال واقعیت [نیست]! شده کسی بلند شود برود کربلا بنشیند فکر کند به امام حسین [که] امام حسین چه کسی بود؟ به‌جای گریه کردن ها! به‌جای همین‌طور اشکِ بیخود ریختن، به‌جای توی سر زدن، به‌جای داد و فریاد کردن، به‌جای بر مصیبت امام حسین گریه کردن، یک خُرده بر مصیبت خودمان گریه کنیم! ما کجا امام حسین را شناختیم؟! بلند شویم برویم بنشینیم فکر کنیم [که] این امام حسین چه کسی بود؟ چه بود؟ مرامش چه بود؟ راهش چه بود؟ چطور ما می‌توانیم پیروی کنیم؟ و چه اهتمامی داشت و چه همّتی داشت؟ تا آخر ایستاد! دیگر اگر می‌خواستند بلایی بدتر سر امام حسین دربیاورند می‌توانستند؟ از این قضایایی که اتفاق افتاد، می‌توانستند؟ تکّه‌تکّه کردند دیگر! چه‌کار کنند؟! تازه از بدنش هم بعد از مردن دست برنداشتند، شروع کردند اسب‌ها را آوردند: «و بِجَردِ الخَیلِ بعدَ القتلِ عمداً [سَحِقونی]»؛1 آمدند تا آنجایی که اصلاً بدنش هم حتی دیگر نمانَد!2 این‌قدر قساوت، این‌قدر شقاوت، که تا چه حد انسان می‌تواند برسد!

  • ولی همین! خب امام حسین شهید شد، کشته شد، به من چه مربوط است؟! او به مراتب رسید، او به درجات رسید، او به بالا رسید؛ من چه کنم؟ این قضیۀ عاشورا برای من چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟ من باید امام حسین را توی این منزل بیاورم و بگذارم جلو و به او بگویم: بگو من چه کنم و عمل کنم؟ این مهم است! وإلاّ نشستن و [بر] سر و سینه زدن برای امام حسین [چه نتیجه‌ای دارد]؟! مگر امام حسین نیاز به [بر] سر و [سینه زدن دارد]؟! خیلی افراد بودند در تاریخ به‌طور فجیعی کشته شدند، آتششان زدند، بنزین ریختند روی آنها آتش زدند، حالا ما بیاییم گریه کنیم؟ نه، افراد عادی بودند.

  • امام حسین خودش را زیر اسب‌ها انداخت تا من و شما یک مقدار فهم پیدا کنیم، نه‌اینکه گریه کنیم! گریه چه دردی دوا می‌کند؟ گریۀ بر امام حسین آنگاه مُقرِّب است و مُلطِّف است و روح را تلطیف می‌کند که انسان احساس کند با این گریه و با این توجه خودش را نزدیک کرده است، نه‌اینکه به‌عنوان یک عملِ عادت دربیاید! هان! کاری که الآن دارند مردم می‌کنند یک عمل عادت است: «آقا، برویم فلان هیئت!» از هیئت می‌آیند بیرون هر کاری دلشان می‌خواهد می‌کنند! «آقا، بیا برویم مسجد!» وقتی که از پای روضه در می‌آیند هر کاری دلشان می‌خواهد می‌کنند! عادت است، عادت. نه، انسان بیاید برود بنشیند، آن واعظ اگر صحبت می‌کند [استفاده کند]؛ اگر درست صحبت کند، حرف درست بزند، از سیدالشهدا مطالب را بگوید، خصوصیّات آن حضرت را بگوید، اینکه امام حسین در مقابل حق ایستاد، گفت: «من از حق تنازل نمی‌کنم!» همین یک کلمه، شما تا سال دیگر راجع به این یک کلمه فکر کنید فکرتان باز تا آخر نمی‌رسد!

    1. الدمعة السّاکبة، ج 4، ص 374:
      فَأنَا السِّبطُ الّذی مِن غیرِ جُرمٍ قَتَلونی***و بِجَردِ الخَیلِ بعدَ القتلِ عمدًا سَحِقونی
      ترجمه: «من آن نوادۀ پیغمبر هستم که مرا بی‌گناه کشتند و پس از آن، از روی عمد بدن مرا پایمال سمّ اسبان کردند!» (محقق)
    2. رجوع شود به وقعة الطّف، ص 258؛ الإرشاد، ج 2، ص 113.