مهدویّت در دیدگاه اهل عرفان
2[أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
و صلّی الله علیٰ سیّدنا و نبیّنا أبِیالقاسمِ محمّدٍ
و علیٰ آلِهِ الطّیِّبینَ الطّاهرینَ و لعنةُ اللهِ علیٰ أعدائِهم أجمعینَ]
جایگاه توسل در سیرۀ عرفا و اهل توحید
...التفات کردید؟ [در خصوص عرفا عدهای شبهه کرده و بهعنوانمثال دربارۀ مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله علیه ـ میگفتند]: «ایشان توسل ندارد!»1 التفات کردید؟ میگفتند: «توسل ندارد!» بنده خودم شاهد بودم که ایشان هر وقت میخواستند بلند شوند ذکرشان در بلند شدن «یا صاحبالزّمان» بود!2 چطور ممکن است یکهمچنین شخصی...؟! خیلی جفاست واقعاً، خیلی بیانصافی است [که] بیایند و بگویند که: «اینها اهل ولایت نبودند و این عرفایی که اهل توحید هستند، اینها خیلی با امام زمان کاری ندارند!» و اینها همه دروغ است! عارف تازه مقام امام زمان را میفهمد، ما نمیفهمیم! تازه او میفهمد که بدون عنایت او هزارها عارف همچو خاک و همچو تراباند! با عنایت اوست که ولیّ خدا میتواند به مقام قُرب دسترسی پیدا کند و بدون عنایت او همه صفرند، صفر، صفر!3
دیدگاه آیةالله طهرانی دربارۀ مشاهدۀ ظاهریِ امام زمان
پس بنابراین، ما باید توجه به آن حضرت داشته باشیم؛ نه توجه به ظاهر که حضرت را ببینیم و در خواب زیارت کنیم، مشاهده کنیم! بنده در تمام مدت عمرم حتی برای یک لحظه تا الآن زیارت آن حضرت را در بیداری یا در خواب نخواستهام، تا الآن! «ای کاش حضرت را ما در خواب میدیدیم! ای کاش حضرت را در بیداری ببینیم! ای کاش ببینیم، موفق بشویم!» من این خواست را اهانت به حضرت میدانم و پایین آوردن آن حضرت میدانم! مثلاینکه شما در اینجا هستید، میگویم: «آقا، چرا شما قایم شدهاید؟! چرا شما نمیآیید اینجا؟!» آقا، من جلوی شما نشستهام دیگر! من جلوی شما نشستهام، چه میگویید قایم شدهاید؟! مگر شما من را نمیبینید؟! این کسانی که دنبال دیدن ظاهری حضرت میروند، اینها نمیدانند که با این وضعیّتشان دارند امام زمان را در حدّ خودشان پایین میآورند! امام زمانی را ما قبول داریم که قبل از اینکه من این حرف را بزنم، این حرفها را او میداند! ما این امام زمان را قبول داریم؛ وإلاّ یک شاهی قبول نداشتیم، دو قران قبول نداشتیم امام زمان را. ما امام زمانی قبول داریم که تمام خطورات ما قبل از اینکه به زبان بیاید در سینۀ او محفوظ است! کجای کارید؟! این امام زمان است، این امام ما است! درست؟!
- رجوع شود به روح مجرّد، ص 542.
- روح مجرّد، ص 513:
«حضرت آقا [سید هاشم حداد] خیلی در گفتارشان و در قیام و قعودشان و بهطور کلی در مواقع تغییر از حالتی به حالت دیگر، خصوص کلمۀ «یا صاحبالزّمان» را بر زبان جاری میکردند.
یک روز یک نفر از ایشان پرسید: ”آیا شما خدمت حضرت ولیّعصر ارواحنا فداه مشرّف شدهاید؟!“ فرمودند: ”کور است هر چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اوّلین نظر نگاهش به امام زمان نیفتد.“» - رجوع شود به روح مجرّد، ص 546.

