
توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری
و تکلیف سالک در اختلافات
توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری
9اصلاً اینجا جای این حرفها نیست! اینجا جای کلک نیست. اینجا دست دیگری دارد جریان را میگرداند؛ حساب دیگری در اینجا هست. اصلاً این مسیر، مسیر حق است. آخر در مسیر حق، کلک یعنی چه؟! کلک و حق دو نقطۀ مقابل هم هستند؛ اینها با هم اصلاً جور درنمیآیند. نزدیک شدن و دور شدن، تخیلات است. همۀ اینها تخیلات است.
به این شخص میگویند زبانفهم و زباندان؛ آن کسی که نیازی به تابلو و این حرفها ندارد. [ولی] ما نیاز داریم؛ ما میرویم اینطرف مینشینیم، آنطرف مینشینیم، طرف را بهاصطلاح برانداز میکنیم، از لای حرفهایش میفهمیم کلک است یا نیست. اما او که اینطور نیست؛ او متوجه میشود و قضایا را میفهمد؛ مسائل برایش روشن است.
حالا با اینگونه افراد چه باید کرد؟ با اینهایی که براساس ذهنیات و افکار خودشان موضع میگیرند، حرص و جوش میخورند: «ای وای شریعت از بین رفت! ای وای طریقت از بین رفت! ای وای این چیزها همه از بین رفت!» اینهایی که این مطالب را بیان میکنند، قصد و غرضی هم که ندارند؛ یعنی [گرچه] عملشان در خارجْ عملِ پسندیده و مناسبی نیست، ولی این عمل غیرمناسب را براساس حقد و عناد که انجام نمیدهند؛ [بلکه] برداشتشان اینطور است. یعنی خیال میکند الان اگر بخواهد این حرف را بزند و این مسئله را مطرح کند، قدمی برای رضای خدا برداشته و حرکتی برای رضای خدا کرده است.
یا انسان میتواند از راهش وارد شود و خلاصه آنطوری که بایدوشاید او را متوجه مطلب کند، که این خیلی کم اتفاق میافتد که افرادی بتوانند از همان راه و خصوصیاتش وارد شوند و یک شخص را متوجهِ مسئله کنند و به مسائل و مصالحی که در اینجا هست، اشراف داشته باشند. خلاصه بهجای اینکه ابرویش را درست کند، یکوقت نزند چشمش را کور کند! این خیلی مهم است! چون گاهی اوقات یکدفعه بهطور کلی اصلاً قضیه زیرورو میشود! میگوییم: «ای کاش به ترکیب قضیه دست نمیزدیم!» حالا این بندهخدا با این ذهنیات و فکری که دارد، برای خودش راهش را میرود دیگر. از آنطرف هم که نکیر و منکر از من دربارۀ او سوال نمیکنند که «حالا او اینطور است، تو چرا [کاری نکردی]؟» خب بندهخدا دارد راه خودش را میرود.
