اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

و تکلیف سالک در اختلافات

0
جلسات
نسخه عربی

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

6
  • اشراف اولیاء الهی بر حقیقت جان‌ها

  • انبیاء و اولیاء این‌طور بودند؛ نگاه می‌کردند به آن واقعیت و آن قلب و آن دل که آن دل چه دلی است! آیا دل صاف است یا دل مُعوَج و مکدّر است؟ آنها دل را نگاه می‌کردند نه دست بوسیدن‌ها را! آنها دل را نگاه می‌کردند نه نمایش‌ها را؛ نمایش‌ها را که اصلاً نگاه نمی‌کنند!

  • یکی از اقوام ما هست که مدعی بعضی مطالب است. هیچ‌وقت نشد که من با ایشان باشم و ایشان از آقای حداد تعریف نکند. عجیب است! یک‌وقت به من می‌گفت:

  • من یک‌وقت از خدا خواستم که مقام آقای حداد را به من بنمایاند. شب در خواب دیدم یک‌مرتبه در کنار ساحلی هستم و در جلوی من دریایی است که اصلاً نهایت و ساحلی ‌ندارد. به من گفتند: «این آقای حداد است! حقیقت آقای حداد این است!» یعنی او دریایی است که الان نهایتی برایش نمی‌شود تصور کرد.»

  • یک‌وقت من پیش ایشان بودم و او شروع کرد به تعریف کردن: «این مردی است که در دنیا نظیر ‌ندارد. حالات عجیبی که من از ایشان در نماز دیدم، حالاتی است که حتی در بزرگان گذشته و امثال‌ذلک هم من ندیده بودم و... .»

  • باز من با ایشان بودم و صحبت [ایشان] این بود که خلاصه: «ما هرچه داریم از این بزرگان است و ما از خودمان دیگر چیزی نداریم. حالاتی که ایشان دارد، حالاتی است که مختص به خودش است... .»

  • همین آقا نامه‌ای برای آقای حداد نوشته بود. این نامه وقتی به دست ایشان رسید که ما در خدمت مرحوم آقای حداد مشرف بودیم؛ بعد از آن سفری که از حج برگشتیم به عراق و کربلا. این نامه آمده بود و ظاهراً ما به نجف رفته بودیم. ظاهراً دوسه روز شد که ما در نجف بودیم. بعد که به کربلا برگشتیم، آقای حداد به آقا (علامۀ طهرانی) فرمودند: «چنین نامه‌ای دیروزپریروز آمده است؛ این نامه را شما باز کنید ببینیم چیست! از فلان‌کس است.» آقا نامه را خواندند و وقتی تمام شد، آقای حداد فرمودند: «چه بود؟» آقا فرمودند: «مَجاز بود!» دوباره بستند و گذاشتند در طاقچه و دیگر هیچ مسئله‌ای هم مطرح نشد. اصلاً صحبت پیش نیامد.