اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

و تکلیف سالک در اختلافات

0
جلسات
نسخه عربی

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

3
  • این مطلب را دو جور می‌شود توجیه کرد: یکی اینکه بالاخره این صحبت‌هایی که می‌شود و حرف‌هایی که زده می‌شود، همان‌طور که در عالم بشریت وضعی دارد که به‌مقتضای آن وضع این الفاظ دلالت بر معانی دارند، در عالم حیوانات نیز این الفاظ وضعی دارد؛ نه اینکه بنشینند و قرارداد کنند و قرارداد ببندند؛ [بلکه] نفْس طبیعت و نفْس شاکلۀ آنها به‌مقتضای نیاز و احتیاجی که دارد، خواهی‌نخواهی به‌نحوی [مثلاً با این] نحوۀ صدا مطلب را بیان می‌کند. چون ‌طرف مقابل هم به همین کیفیت به‌طور طبیعی مسئله و خصوصیت این زبان برای او مشخص است؛ لذا آن معنا و مفهوم را ادراک می‌کند. دیده‌اید حیوانات صداهای مختلفی دارند؛ هر صدای آنها حکایت از یک معنا و مفهوم خاصی می‌کند. این [مطلب] هست و واقعیت دارد و افرادی که با حیوانات سروکار دارند این مطلب را می‌گویند.

  • یک‌وقتی کلاغ زیاد به منزلمان می‌آمد و می‌رفت. این کلاغ‌ها غارغار می‌کردند و ما از غارغار اینها می‌فهمیدیم که الان منظورشان چیست؛ یعنی دیگر این‌قدر آشنا شده بودیم! یک‌وقتی همین‌طور از سر کیف غارغار می‌کرد؛ البته ما این‌طور خیال می‌کردیم! این معلوم بود حالا اصلاً هیچ [مشکلی] نیست. یک‌وقتی می‌خواست رفیق و هم‌جنس خودش را صدا بزند، غارغارش فرق می‌کرد و بعد از یک مدت ما می‌‌دیدیم کلاغی آمد! نحوۀ این صدای غار با صدای قبلی تفاوت داشت. گاهی ‌طوری غارغار می‌کردند که فقط مختصّ گم‌شدگان بود؛ یعنی اگر یک‌وقت بچه‌ای از اینها گم شده بود به یک کیفیت صدا می‌زدند و خلاصه برای پیدا شدن التماس می‌کردند.

  • یک‌وقت من در اتاق نشسته بودم و دیدم کلاغی این صدا را کرد. گفتم این بچه‌ا‌ش گم شده و از درختی افتاده است. آمدم بیرون و در ایوان، دیدم بله، بچه‌کلاغی پایین افتاده و مثل اینکه آن نمی‌تواند تنهایی بلندش کند. مدام صدا می‌زد. یک‌دفعه هفت‌هشت‌ده تا [کلاغ] ریختند، این بچه را گرفتند و بلند کردند و بردند سر همان لانه گذاشتند.