اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

و تکلیف سالک در اختلافات

10٬365
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه با اشاره به تمثیلی از مولوی، حقیقت بسیاری از نزاع‌ها را بیان می‌کند که در واقع به ظواهر امور برمی‌گردد و لذا با بروز حقیقتِ این ظواهر، بسیاری از از احتلافات حلّ خواهند شد. استاد با بیان حکایاتی از مرحوم علامه طهرانی (قدّس الله سرّه) بر اشراف اولیاء الهی بر حقیقت نفوس افراد تأکید می‌کند. مرحوم استاد در بخشی دیگر از فرمایشات خود به ناشناس ماندن حقیقتِ اولیاء الهی در میان مردم اشاره نموده و می‌فرماید: آقا را کسی نشناخت! خودِ ما هم نشناختیم؛ به‌جهت اینکه می‌گویند: «مُعَرِّف یا باید اَجلیٰ از مُعَرَّف باشد یا حداقل باید مساوی باشد.». در پایان این جلسه به تکلیف سالک در هنگام اختلافات پرداخته شده است: «دارِهِم فی دارِهِم و أرضِهِم فی أرضِهِم» که عبارت از مداراست.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

توضیحات:

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه با اشاره به تمثیلی از مولوی، حقیقت بسیاری از نزاع‌ها را بیان می‌کند که در واقع به ظواهر امور برمی‌گردد و لذا با بروز حقیقتِ این ظواهر، بسیاری از از احتلافات حلّ خواهند شد. استاد با بیان حکایاتی از مرحوم علامه طهرانی (قدّس الله سرّه) بر اشراف اولیاء الهی بر حقیقت نفوس افراد تأکید می‌کند. مرحوم استاد در بخشی دیگر از فرمایشات خود به ناشناس ماندن حقیقتِ اولیاء الهی در میان مردم اشاره نموده و می‌فرماید: آقا را کسی نشناخت! خودِ ما هم نشناختیم؛ به‌جهت اینکه می‌گویند: «مُعَرِّف یا باید اَجلیٰ از مُعَرَّف باشد یا حداقل باید مساوی باشد.». در پایان این جلسه به تکلیف سالک در هنگام اختلافات پرداخته شده است: «دارِهِم فی دارِهِم و أرضِهِم فی أرضِهِم» که عبارت از مداراست.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

14
  • او خیلی بخواهد کار انجام بدهد، [این است که] به غیر از من به کسِ دیگری نگوید؛ اما اگر بخواهد برود به کسی دیگر بگوید، این هم می‌شود شروعِ یک بازی! اما اگر بخواهد نگوید، حداقل تو پیش او مشتِ خودت را باز کردی و آن طریق ناصواب و غیرصحیح خودت را که من می‌دانم براساس تخیلات است [تحمیل کردی]. تو این راه را با خیالات انتخاب کرده‌ای و این طرز تفکر را با اوهام در خودت به وجود آورده‌ای؛ تو با وهم و خیالات خودت می‌خواهی دیگری را ارشاد کنی! خب این قضیه خراب می‌شود دیگر؛ خرابی اینجاست دیگر! یعنی درست برخلاف آنچه مورد نظر است، عمل می‌‌‌شود.

  • حالا انسان یک دفعه، دو دفعه، سه دفعه تذکر می‌دهد و بعد دیگر مسئله از اینها [مشکل‌سازتر] می‌شود.

  • لذا الان این مطلبی در میان افراد هست، قضیۀ انگور و عنب و اوزوم است. حالا کسی در عین حال که حقیقت و واقعیت را می‌داند، یک رفتار درست و منظم [را باید داشته باشد]. نمی‌گویم ما آرتیست باشیم! ولی کار آنها را باید انجام دهیم؛  یعنی وقتی با شخصی برخورد می‌کنم و می‌بینم او که الان این مطلب را می‌گوید ـ و فرق نمی‌کند که در مقام افراط است یا در مقام تفریط ـ اگر بخواهم دست به ترکیب او بزنم، کار خراب می‌شود. [باید] چکار کنم؟ [در این صورت] انسان مماشات می‌کند، جبهه نمی‌گیرد، می‌گوید، می‌خندد و شوخی می‌کند تا اینکه آن ذهنیتِ تضاد از او بیرون بیاید؛ وقتی آن ذهنیت تضاد بیرون آمد، آن‌وقت دیگر مطالب رنگ عادی به خود می‌گیرد و نرم می‌شود. عمده آن است که آن تضاد باید بیرون بیاید.

  • روی این حساب، انسان باید آن مواقعی را که می‌تواند موثر باشد، خودش به‌ وجود بیاورد. خودش باید درصدد باشد بر اینکه [آن مواقع را به وجود بیاورد]. چون اگر مطلب به این کیفیت نباشد، مسلّم است که دودش اول به چشم خود انسان می‌رود؛ اول خودِ انسان ضربه می‌بیند. آیا انسان در یک محیط آرام می‌تواند بهتر راه برود و کارش را انجام بدهد یا در محیط متشنّج؟ خب خیلی مسئله بدیهی است! 

/ 0